بنظرم گاهی با خودتان فکر کنید هیچ کس را ندارید و بعد ادامه دهید، فکر کنید همه کارها روی دوش خودتان است وبعد ادامه دهید، فکر کنید همه به فکر خودشان هستند و بعد ادامه دهید 🫱🏻🫲🏼
من هنوز به نبودنت عادت نکردم.
صبحا که از خواب پا میشم حس میکنم پیامی ازت دارم، روزا سر درگمم و نمیدونم دنبال چیم، حوصله هیچ کاریو ندارم، همهی روزو به گوشی نگاه میکنم و منتظر یه حرف کوچیک از طرف توعم.
کاش میتونستم کنارم داشته باشمت.
هی میپرسن ملت چرا میرن اونجا!؟
چرا نمیرن کتابخونه محلشون!؟
چی داره مگه!
بهنظرم دلایل مختلفی داره که میشه بهش اشاره کرد:
۱. امکاناتش، صندلیها، میزها و… خیلی خوبه نسبت به سایر کتابخونهها
۲. ساعتش بیشتره، با عضویت شبانه که چیز سختی هم نیست تا ۱۲ میشه موند، اکثر کتابخونهها ۶ تا ۸ میبندن (باور نکردنیه که تو شهر بزرگی مثل تهران تقریبا کتابخونه شبانهروزی نداریم)
۳. فضاسازی خوبی داره، محوطه، حیاط خوب، حتی فضای داخل خوبن و واقعا یه جاهاییش زیباست.
۴. بچه نوجوون نمیاد، تو کتابخونههای محلی تینیجر پست کنکوری و… زیاد میاد و سر و صدا میکنن
۵. فرهنگ خوبی حاکمه، آدما واقعا سر و صدا نمیکنن، کسی جیکش در بیاد تذکر میدن و حتی به موس صدا دار و صدای تایپ حساسن
۶. غذاخوری بدی نداره، با قیمت نسبتا منطقیای ناهار میدن یا میتونی غذاتو بذاری تو فر و تو اون رستوران بخوری، اکثر کتابخونهها ماکروویو هم ندارن
۷. فضایی که بهت امکان تعامل میده، ادمایی مثل خودت (پژوهشگر یا ادم اهل مهاجرت) پیدا میکنی و میتونی تو مسیر ازشون کمک بگیری، واقعا هم مفیده!
۸. طبیعتا یه فضای انتلکتطورم داره که امکان پاتوق کردن و گپ زدن و … و بهصورت کلی هنگآت با آدمای شبیه خودت تو وقتای بیکاری هست!
۹. بعضا میشه همین هنگ آت کردنها رو از توش دیت درآورد و به رابطه تبدیلش کرد. محیط نسبتا امنیه برای اینکار
همه موارد فوق به اضافه به اضافه امکانات مربوط به اسناد و کتاب و… این فضا رو جذاب کرده برای خیلیها!
واقعا دلم تنگ شده برای ملی! گه تو مهاجرت