برای اینکه یادم نره یه روزی تو دفتر مدرسه نشستهبودم و از شدت دلشوره و نگرانی حالت تهوع داشتم.
برای اینکه یادم نره میزان استرسم باعث پرش پ��کم میشد و میخندیدم.
@manmmdrzam آره ولی دانشآموز نبودم، معلم بودم.
رفتهبودم آبدارخونه مدرسه �� زار زار گریه میکردم.
فقط به اندازه ۱۰ دقیقه زنگ تفریح فرصت داشتم گریه کنم و خودمو جمع کنم برم سر کلاس.
@RuhollahSeddigh گذشت زمان و تغییر محیط،
مطالعه حکمت و فلسفه، روانشناسی، موفقیت و توسعه فردی،
کیفی و معنادار کردن رابطه با شغل، خانواده، طبیعت، حیوانات و گیاهان،
بارش بخشش، مهر و خدمت بهمه چون ابر،
دور ریختن آدمای سمی، منفی، غرغرو و بدبین،
کنار گذاشتن ملاحظهکاری، و زدن تو دهن دشمن و بدخواه.
@minaamehr @callmeenas حتی جداییتون هم ��ر از بلوغ و شعوره.
اما همیشه فکر میکردم اگر قرار باشه یک رابطه بسازم، باید چیزی مشابه رابطه شما باشه.
کاش میشد بدونم اون همه اشتراک چطور به فراق رسید ...
@minaamehr عزیزدلم
همیشه برام الگو و نمونه بودید و هستید
قدم به قدم راهتون برام رویا بود و هست
اما نمیدونم چطور اسطورههای من اینطور شدند
قطعا صلاح و خیری بوده و هست
راهتون مثل همیشه سبژ