بابام امروز صبح یجوری برای گل ژاپن خوشحالی کرد و باریکلا باریکلا گفت که پشمای همهمون ریخت
مامانم پرسید چرا اینجوری کردی؟ گفت به هرحال ما با اینا «همقارهای» هستیم باید از همدیگه حمایت کنیم
منم همیشه به خودم میگم خیالبافی بسه دیگه
بعد میبینم راه فرارم از روزمرگی و زندگی تخمی همین خیالبافیه
یعنی اگر خیالبافی نکنم واقعیتهای زندگی نابودم میکنه، مثل کسی که داره تو آب غرق میشه و یه لحظه سرشو از آب بیرون میاره و نفس بگیره، خیالبافی برام همون نفس گرفتنه
سه سال پیش که اون دختره یهو ولم کرد، چندبار ازش خواستم که بهم بگه دلیل این کارش چی بود، آخرش گفت ببین من هیچ آیندهای رو با تو نمیتونم تصور کنم.
حق داشت البته.
دیگه بعد از اون منم در تلاش برای ساخت آینده (خودم میدونم از پیش باختهم) دیگه به هیچ دختری نزدیک نشدم.
از اینستا دیگه خوشم نمیاد. یجوریه. مصنوعیه. و همش اینطوری ام که میبینم ادما موقع جنگ ازدواج کردن، ورزش کردن، تو کارشون پروموت گرفتن، من چی؟ فقط زنده موندم.
دلم برای روزایی که male friendship داشتم تنگ شده.
دیپتاک درباره اوضاع زندگی و روحی، رفاقتهای بدون چشم داشت، راحت حرف زدن راجع به اوضاع کاری و مالی بدون ترس از قضاوت، راهنمایی کردن و کمک، هوای همدیگرو داشتن، وقت گذروندن و دوردورهای الکی.
دلم برای روزایی که male friendship داشتم تنگ شده.
دیپتاک درباره اوضاع زندگی و روحی، رفاقتهای بدون چشم داشت، راحت حرف زدن راجع به اوضاع کاری و مالی بدون ترس از قضاوت، راهنمایی کردن و کمک، هوای همدیگرو داشتن، وقت گذروندن و دوردورهای الکی.
منظور این دخترایی که میگن “نه من با دخترا نمیتونم دوست باشم همه دوستام پسرن” چیه؟ واقعا بهترین چیز در دنیا female friendships. نجات دهنده. عشقی که از دوستای دخترم همواره تو زندگیم گرفتم، قابل توضیح نیست. ممنون بابت وجود دوستای خوب.
بهترین راه برای پاک کردن خون، استفاده از هیدروژن پراکساید و سدیم پرکربناته
چون اگر با چیز دیگهای خون رو پاک کنید پلیس میتونه با اشعه UV متوجه بشه اونجا خون ریخته شده
میدونید که در گذشته آهن رو عنصر مخالف و باطل کننده هر نوع طلسم و جادو میدونستن
حالا در نظر بگیرید که ضحاک به بیان فردوسی "جادوپرست و جادوگره"، شخصیت مخالفش هم کاوه آهنگره
اگر براتون سواله که چرا نیاکان محترم ما شخصیت کاوه رو نجار یا کشاورز نیافریدن، این ممکنه توضیح مناسبی باشه