چه چیزی طالبان افراطی سنی و حکومت راستگرای هندو (حزب بیجیپی به رهبری نارندرا مودی) را که از نظر ایدئولوژیک در تضاد مطلق هستند، به هم پیوند داده است؟
میرویس بلخی، دیپلومات ارشد پیشین در دهلینو و وزیر معارف سابق افغانستان، در تحلیل این وضعیت میگوید که روابط کنونی دو طرف، نه یک پیوند استراتژیک و طبیعی، بلکه محصول یک «سیاست کاملا عملگرایانه/پراگماتیستی بر اساس نیازهای متقابل است.
دکتر بلخی به افغانستان اینترنشنال گفت که «هیچ سنخیتی میان ماهیت راستگرایی هندو در دهلی و راستگرایی افراطی طالبان در کابل وجود ندارد.»
با این حال، به باور وی، هند به دلیل استراتژی کلان خود برای مهار پاکستان، همیشه مایل به داشتن نفوذ در کابل است؛ چرا که دهلی بر این فرض استوار است که هر جریانی در کابل به قدرت برسد، به طور طبیعی و تاریخی به دلیل مسایلی چون خط دیورند، با پاکستان دچار چالش خواهد شد. از سوی دیگر، طالبان نشان داده است که برعکس ایدیولوژی و آرمانگرایی افراطی و سختگیرانهاش در داخل افغانستان، در حوزه سیاست خارجی بسیار عملگرایانه و بدون خطوط سرخ ایدئولوژیک رفتار میکند تا بتواند بقای خود را تضمین کند.
اما آیا هند میتواند حافظ و تضمینکننده حاکمیت طالبان باشد؟ نگاهی به اتمسفر حاکم نشان میدهد که فصل تازهای از جنگ نیابتی هند و پاکستان در زمین افغانستان آغاز شده است. با این حال، تجربه تاریخی روایت تلخی برای کابل دارد؛ پاکستان همواره در تحقق اهداف استراتژیک و ویرانگر خود در افغانستان موفقتر عمل کرده است.
هند، بهرغم مخارج میلیارد دالری به افغانستان و نگاه مثبت جامعه افغانستان به این کشور، هرگز نتوانسته بقای حکومتهای همسو با خود در کابل را تضمین کند. فروپاشی حکومت داکتر نجیبالله در سال ۱۹۹۲ و سقوط ناگهانی حکومت محمد اشرف غنی در سال ۲۰۲۱، گواهی بر این مدعاست.
همزمان با تشدید بیسابقه بحران و درگیریهای نظامی میان طالبان و پاکستان، یک وزیر دیگر طالبان راهی هند شد؛ اقدامی که نشان میدهد تعاملات کابل با رقیب دیرینه اسلامآباد وارد مرحله تازهای شده است.
عطاءالله عمری، وزیر زراعت طالبان، روز سهشنبه (۱۶ سرطان ۱۴۰۵) در رأس یک هیئت رسمی وارد دهلینو شد و در بدو ورود مورد استقبال آنند پراکاش، معاون وزارت امور خارجه هند و مسئول سیاست افغانستان، قرار گرفت.
این چهارمین سفر رسمی یکی از وزیران طالبان به هند در ماههای اخیر است و از نگاه ناظران، بیانگر چرخش آشکار سیاست خارجی طالبان به سوی دهلینو و بیاعتنایی به هشدارهای امنیتی پاکستان درباره گسترش نفوذ هند در افغانستان است.
پیش از این وزیران خارجه، صحت عامه و صنعت و تجارت طالبان به هند رفته بودند.
نماینده سابق ایران، طالبان را نمایندگان بخشی از جامعه افغانستان میداند. او با اشاره به دعوت از احمد مسعود و محمد محقق به تهران میگوید که رابطه ما با آنها تاریخی، اخلاقی، تمدنی و اعتقادی است. او این دو چهره سیاسی را نمایندگان بخش دیگری از جامعه میداند.
کاظمی قمی میگوید که حکومتها میآیند و میروند، اما رابطه ما با افغانستان باقی است.
کاظمی قمی از کارگزاران سیاست ایران در افغانستان و رابط میان نظامیان و دستگاه دیپلماسی است. او یکی از چهرههای اثرگذار در روابط منطقهای جمهوری اسلامی است و پیش از آنکه یک دیپلمات باشد، یک چهره امنیتی نزدیک به سپاه است.
فرش سرخ تهران برای رهبران جبهه مقاومت، پاسخی غیرمستقیم به بستن مرکز خاتمالنبیین، تعطیلی تلویزیونهای تمدن و راه فردا، بازداشت و بازجویی از روحانیون شیعه، محدودیتهای روزافزون بر مراسم دهم محرم و حذف فقه شیعه از نظام آموزشی است.
حضور گسترده مقامات ارشد پاکستان در مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی
دهها تن از چهرههای سرشناس و مقامات ارشد پاکستان در مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی شرکت کردند. در میان این مقامات، حضور شهباز شریف، نخستوزیر، عاصم منیر فرمانده کل ارتش، اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه، سید رضا گیلانی، رئیس مجلس سنا و بلاول بوتو زرداری، رهبر حزب مردم به چشم میخورد.
مشارکت پاکستان در این مراسم، گستردهتر از هر کشور دیگری بوده است. این امر نشاندهنده اهمیت ویژهای است که اسلامآباد برای روابط خود با تهران قائل است.
به دنبال حملات اسرائیل و امریکا به ایران، مناسبات میان اسلامآباد و تهران بیش از پیش توسعه یافت، تا جایی که پاکستان نقشی محوری در توقف درگیریها و دستیابی به توافق اولیه ایفا کرد.
از سوی دیگر، پاکستان بهرغم داشتن پیمانهای استراتژیک دفاعی با کشورهای عربی همچون عربستان سعودی و امارات، از هرگونه همراهی در اقدام نظامی علیه تهران خودداری کرد.
این موضعگیری، آسیب شدیدی به روابط امارات و پاکستان وارد ساخت؛ به طوری که ابوظبی در میانه بحران، خواستار بازپرداخت بدهی ۳.۵ میلیارد دالری اسلامآباد شد.
همزمان با این تنشهای دیپلماتیک، در ماههای اخیر هزاران شهروند پاکستانی که عمدتاً شیعه هستند، از امارات اخراج شده و شرایط کار برای کارگران پاکستانی در این کشور به شدت دشوار شده است.
میزبانی همزمان از طالبان، رهبران مقاومت، سیاستمداران دولت پیشین و شبکههای مذهبی، تصویری روشن از راهبرد جمهوری اسلامی در افغانستان ارائه میدهد.
سیاست کنونی جمهوری اسلامی بر حفظ ارتباط با همه جریانهای اثرگذار استوار شده است؛ فارغ از اینکه آن جریان در دولت باشد یا بیرون از دولت.
ایران امروز یکی از مهمترین شرکای اقتصادی طالبان است. تجارت دوجانبه، صادرات سوخت و برق، همکاریهای مرزی و رایزنیهای مستمر سیاسی، روابط دو طرف را به سطحی رسانده که قطع آن برای هیچیک آسان نیست.
در عین حال، تهران ارتباط خود را با احمد مسعود، محمد محقق، اسماعیل خان، عبدالرب رسول سیاف و شماری دیگر از رهبران مخالف حفظ کرده است؛ ارتباطی که علاوه بر حفظ نفوذ ایران، در رقابت منطقهای با پاکستان نیز اهمیت دارد.
پس از تشدید اختلافهای طالبان و اسلامآباد، پاکستان تلاش کرده است به بخشی از مخالفان طالبان نزدیک شود، اما ایران نیز کوشیده از سقوط مخالفان به دامن پاکستان جلوگیری کند و مانع از کاهش نفوذ سنتی خود در میان این جریانها شود.
از نگاه تهران، حفظ ارتباط با همه بازیگران افغانستان صرفاً یک انتخاب دیپلوماتیک نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیت ملی این کشور است.
این سیاست به جمهوری اسلامی اجازه میدهد فارغ از تغییر موازنه قدرت در کابل، همچنان کانالهای نفوذ خود را حفظ کند، در صورت نیاز نقش میانجی را بر عهده بگیرد و از گسترش نفوذ رقبای منطقهای جلوگیری کند.
بمباران ولایات شرقی
ارتش پاکستان بار دیگر در شب ۲۸ و ۲۹ جون، ولایات پکتیا، پکتیکا و کنر را بمباران کرد. مقامهای اسلامآباد اعلام کردهاند که در این حملات، پناهگاههای «جماعتالاحرار» و «تحریک طالبان پاکستان» هدف قرار گرفتهاند.
وزارت اطلاعات پاکستان این عملیات را «دقیق» توصیف کرده و مدعی شده است که سه هدف اصلی منهدم، ۲۵ شبهنظامی کشته و مقادیر زیادی سلاح و مهمات ذخیرهشده در این مخفیگاهها نابود شده است.
در مقابل، اداره طالبان این ادعاها را رد کرده و پاکستان را به هدف قرار دادن غیرنظامیان متهم میکند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، با محکوم کردن این حملات اعلام کرد که در پی بمباران ولسوالیهای گیان در پکتیکا، څمکنی در پکتیا و مروره در کنر، دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، کشته و زخمی شدهاند.
این درگیریها که حدود یک سال است ادامه دارد، پس از حملات پهپادی اخیر طالبان به مناطقی در بلوچستان و خیبرپختونخوا، وارد مرحله تازهای از تشدید تنش شده است.
با وجود این، ارتش پاکستان تاکنون دامنه عملیات خود را فراتر از حملات هوایی گسترش نداده و همچنان بر بمباران ولایات شرقی افغانستان تمرکز دارد.
با این حال، تجربه نشان میدهد که حملات هوایی بهتنهایی نمیتواند راهحل مؤثری برای مقابله با گروههای شورشی باشد. اگر بمباران هوایی بهتنهایی قادر به نابودی طالبان بود، این گروه در طول دو دهه عملیات گسترده هوایی ایالات متحده از میان رفته بود.
افزون بر این، گزارشها نشان میدهد که تحریک طالبان پاکستان، پس از آغاز حملات، بخشی از نیروها و امکانات خود را به مناطق دیگر منتقل کرده است.
در مقابل، بیشترین آسیب این عملیاتها متوجه غیرنظامیان ساکن مناطق مرزی شده است.
در حال حاضر، روابط کابل و اسلامآباد وارد عمیقترین مرحله بحران شده است. باشندگان ولایات مرزی در وضعیت دائمی بیم و اضطراب زندگی میکنند. اگرچه سفارت طالبان در اسلامآباد همچنان فعال است و سفیر پاکستان نیز در کابل حضور دارد، اما روابط سیاسی دو طرف عملاً به حالت تعلیق درآمده و گفتوگوهای رسمی متوقف شده است.
تلاشهای میانجیگرانه قطر، ترکیه، عربستان سعودی و در نهایت چین نیز تاکنون به نتیجه نرسیده است و به نظر میرسد بیجنگ نیز نسبت به موفقیت میانجیگری میان دو طرف خوشبین نیست.
اظهارات اخیر مقامهای پاکستانی نشان میدهد که اسلامآباد عملاً فصل گفتوگو و تعامل با طالبان را بسته است. احزاب مذهبی و جریانهای نزدیک به طالبان، بهویژه جمعیت علمای اسلام، طی ماههای گذشته تلاش کردند دولت پاکستان را به ادامه تعامل با کابل ترغیب کنند، اما این تلاشها بینتیجه ماند.
طالبان نیز در این مدت از مواضع خود عقبنشینی نکرده و متناسب با توان خود، به هر حمله پاکستان پاسخ نظامی داده است. همزمان، این گروه در سیاست خارجی خود بهطور محسوسی به هند نزدیک شده و همکاریهای خود با دهلینو را گسترش داده است. همچنین، شواهد موجود از شکلگیری همکاریهای امنیتی و نظامی میان طالبان و روسیه حکایت دارد.
در مقابل، پاکستان نیز برای افزایش فشار بر طالبان، بار دیگر به شبکههای سنتی نفوذ خود در افغانستان روی آورده و همکاری با شماری از فرماندهان و جنگجویان جهادی سابق را که سابقه ارتباط با اسلامآباد داشتهاند، از سر گرفته است. این تحول نشان میدهد که تقابل میان کابل و اسلامآباد از سطح درگیریهای مرزی فراتر رفته و وارد مرحلهای شده است که هر دو طرف در پی ایجاد اهرمهای نفوذ در برابر یکدیگر هستند. در چنین شرایطی، افزایش تحرکات نظامی در امتداد مرزهای جنوبشرقی افغانستان، نگرانیهای کابل را بیش از پیش تشدید کرده و مقامهای طالبان بارها نسبت به پیامدهای ادامه این روند و خطر گسترش بیثباتی و هرجومرج هشدار دادهاند.
نه حملات هوایی پاکستان توانسته است اهداف امنیتی اسلامآباد را محقق کند و نه طالبان حاضر به تغییر رویکرد خود در قبال تحریک طالبان پاکستان شده است. در چنین شرایطی، با بسته شدن مسیر دیپلماسی و فعال شدن اهرمهای نظامی و نیابتی، خطر گسترش دامنه بحران و بیثباتی در امتداد مرزهای دو کشور بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
تعطیلی مدرسه، مسجد و دانشگاه خاتمالنبیین و همچنین توقف فعالیت تلویزیون تمدن، به مثابه بستن بزرگترین مرکز شیعیان در افغانستان و نهادهای فرهنگیـمذهبی همسو با جمهوری اسلامی ایران در کابل است.
آیا ایران با اغماض و چشمپوشی از کنار این تحرکات طالبان خواهد گذشت؟ آیا جمهوری اسلامی حذف تدریجی تشیع و تحقیر و توهین به مراجع و نهادهای مذهبی شیعه را نادیده میگیرد؟
خیر؛ اقدامات طالبان، جمهوری اسلامی را در نهایت مجبور به تغییر سیاستهایش در قبال این گروه خواهد کرد؛ شاید این همان چیزی باشد که خود طالبان نیز به دنبال آن هستند.
در قریه ما، تکیهخانه شیعیان فراتر از یک مکان مذهبی و مرکز همدلی همه اهالی بود.
هر سال روز عاشورا، بدون توجه به تفاوتهای مذهبی، قومی و زبانی، در کنار هم جمع میشدیم.
استقبال گرم شیعیان محل و عطر نذریهای خوشمزه آنها، زیباترین خاطرات کودکی ما را ساخته است. مناسبات اجتماعی و خوشی و غم ما مشترک بود. معلم زبان پشتو در مکتب ما هزاره بود.
زندگی مسالمتآمیز واقعاً در کوچه به کوچه روستا جریان داشت.
امروز وقتی گذشته را با واقعیتهای تلخ کنونی مقایسه میکنم، نگران میشوم.
به نظر میرسد سیاستهای اخیر طالبان، ریشه این وحدت اجتماعیِ دیرینه در افغانستان را نشانه گرفته است. حقیقت این است که افغانستان بدون تنوع مذهبی، فرهنگی و سیاسی معنا ندارد. هویت این سرزمین با همین رنگارنگی شکل گرفته و هرگونه تلاش برای یکدستسازی اجباری، بقای این خانه را با خطر روبرو میکند.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، این انتقاد را رد کرد که تعامل برلین با طالبان به عادیسازی روابط با این گروه منجر میشود. او گفت هرگونه همکاری با طالبان تنها در سطح فنی و در راستای منافع ملی آلمان انجام میشود.
سازمان پیمان امنیت جمعی اعلام کرد که برای نابودی گروههای شبهنظامی و افراطی مستقر در شمال افغانستان، گامهای عملی برخواهد داشت.
این سازمان از افزایش نگرانیهای امنیتی در پی حوادث اخیر در مرزهای کشورهای آسیای مرکزی خبر داد.
شمال افغانستان به کانون اصلی فعالیت گروههای افراطی آسیای مرکزی تبدیل شده است.
عناصر وابسته به داعش، تحریک اسلامی ازبکستان، جماعت انصارالله تاجیکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی در ولایات شمالی و شمالشرقی افغانستان حضور فعال دارند و از این منطقه برای سازماندهی، آموزش و اعزام جنگجو به کشورهای همسایه استفاده میکنند.
کشورهای آسیای مرکزی در سالهای اخیر روابط سیاسی و اقتصادی نزدیکی با طالبان برقرار کردهاند. با این حال، مقامات این کشورها همچنان نسبت به تهدیدهای امنیتی ناشی از خاک افغانستان نگران هستند و آن را یکی از اصلیترین چالشهای منطقه میدانند.
سازمان پیمان امنیت جمعی پیشتر نیز تاکید کرده بود که تقویت امنیت مرزهای تاجیکستان با افغانستان و مقابله با نفوذ گروههای مسلح از اولویتهای اصلی این سازمان است.
حضور ندیم امیری در جام جهانی موجی از شادی و افتخار را در میان افغانها، در داخل و خارج از کشور، برانگیخت. بسیاری از این موفقیت به عنوان نمادی از توانایی و استعداد مهاجران یاد کردند و گفتند که آلمان باید قدردان کسانی باشد که برای این کشور افتخار میآفرینند.
اما بخش مهم دیگری از این داستان نیز وجود دارد. ندیم امیری و بسیاری از بازیکنان دیگر تیم ملی آلمان، محصول جامعه آلمان هستند؛ محصول نظام آموزشی، باشگاههای ورزشی و فضایی که فرصت رشد و پیشرفت را برای آنان فراهم کرده است.
نکته قابل توجه این است که آلمان توانسته استعدادهای موجود در جامعه خود را، فارغ از ریشه، دین یا رنگ پوست افراد، شناسایی و پرورش دهد. موفقیت امیری نه تنها مایه افتخار افغانهاست، بلکه یادآور اهمیت جامعهای است که برای همه فرصت برابر فراهم میکند.
عکسها: ندیم امیری با خانوادهاش.
جماعت انصارالله، معروف به طالبان تاجیکستان، حرکت اسلامی اوزبیکستان، اتحاد جهاد اسلامی، جماعت امام البخاری و کتائب التوحید والجهاد از مهمترین گروههای فعال در این حوزه به شمار میروند.
این گروهها عمدتاً در ولایتهای بدخشان، تخار، قندوز و بغلان مستقر هستند و کشورهای آسیای مرکزی را هدف قرار میدهند.
این گروهها گهگاه در امتداد مرزهای افغانستان و آسیای مرکزی، بهویژه در مرز تاجیکستان، دست به عملیات میزنند. علاوه بر حملات مسلحانه، قاچاق مواد مخدر، انتقال سلاح و جذب نیرو از طریق شبکههای اجتماعی نیز بخشی از فعالیتهای آنها را تشکیل میدهد.
طالبان با برگشت به قدرت برای رفع نگرانی کشورهای آسیای مرکزی، این شبهنظامیان را از مرزها به مناطق مرکزی و ولایات دورتر منتقل کرد. اما طبق اظهارات برخی منابع، آنان باردیگر به مناطق سرحدی برگشتهاند.
جام جهانی ۲۰۲۶
جام جهانی آغاز میشود. در این دوره، به ترتیب اولویت، طرفدار تیمهای آلمان، اسپانیا و آرجانتین هستم. افزون بر این، بسیار خوشحال خواهم شد اگر تیمهای آسیایی، بهویژه عربستان سعودی، کوریای جنوبی و جاپان نیز به مراحل بعدی صعود کنند.
اما چرا این تیمها؟
آلمان در شرایطی سخت به ما پناه داد؛ امروز از آب و هوای این کشور تنفس میکنیم و خود را بخشی از جامعه آن میدانیم.
اسپانیا را ذاتاً دوست دارم؛ مردمی شریف و نجیب دارد که نظیرشان کم است. از سوی دیگر، ۸ بازیکنِ تیم ملی اسپانیا از بارسلونا میآیند و من هم یک بارساییِ دوآتشه هستم!
در دوره گذشته جام جهانی، هوادار ارجانتین بودم؛ چون لیونل مسی، فوقستاره سابق بارسلونا را شایسته افزودن جام جهانی به کارنامه افتخاراتش میدانستم. مسی مستحق این قهرمانی بود و به رؤیایش نیز رسید. هرچند ارجانتین در این دوره دیگر اولویت اول من نیست، اما بدم نمیآید که مسی بار دیگر جام را بالای سر ببرد!
چرا تیمهای آسیایی؟ ما خود از قاره آسیا میآییم. سالهاست که آسیا در معادلات فوتبال جهان جدی گرفته نمیشود؛ بنابراین خوشحال میشویم اگر این محاسبات جهانی به هم بریزد و آسیا همانطور که در عرصههای اقتصادی رو به پیشرفت است، در فوتبال نیز جایگاه خود را ارتقا ببخشد.
در نهایت، اگر هیچیک از این تیمها برنده نشوند، معنایش تنها یک چیز است: ما واقعاً بدشانس هستیم!
اعتراضات هرات یک جرقه است؛ جرقهای که ممکن است سراسری شود و دامن طالبان را بگیرد. سرکوب شدید اعتراضات، نشاندهنده ترس طالبان است. طالبان فاقد ریشه و بهشدت آسیبپذیر است و توانایی ایستادن در برابر موج اعتراضات مردمی را ندارد.
Pakistan Resumes Airstrikes in Eastern Afghanistan
Early Wednesday morning, Pakistani military forces launched airstrikes targeting three Afghan provinces: Kunar, Khost, and Paktia. While Islamabad claims the strikes targeted TTP (Tehrik-i-Taliban Pakistan) strongholds, the Taliban maintains that the attacks hit civilian areas, resulting in civilian casualties.
While precise details and casualty figures are still emerging, the strikes come amid ongoing efforts by the Afghan Taliban to relocate TTP militants. Over the past few months, the group has been moved out of their established camps and into residential areas on the outskirts of various cities, pushing them further away from the Pakistani border.
However, despite these relocation efforts and attempts to distance the group from the frontier, the TTP's operational capabilities and maneuverability remain fully intact.
نماینده امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد بر لزوم ازسرگیری «روند دوحه» درباره افغانستان تاکید کرد. او روز دوشنبه ۱۸ جوزا با اشاره به اهمیت این موضوع اظهار داشت که پیشبرد روند دوحه «یک ضرورت فوری» است و نمیتوان آن را به آینده موکول کرد.
روند دوحه که به ابتکار سازمان ملل متحد شکل گرفت، در پی ایجاد تفاهم و سازش میان جریانهای سیاسی افغانستان و طالبان بود. با این حال، طالبان از ورود به گفتوگوهای معنادار با جریانهای سیاسی خودداری کرد و این فرآیند کلانِ سیاسی را به یک پروسه کاملاً فنی (تکنیکی) با تمرکز بر حوزههای اقتصادی، مبارزه با مواد مخدر و تعامل مستقیم خود با جامعه جهانی تقلیل داد.
این گروه همواره با مشارکت نمایندگان جریانهای سیاسی، جامعه مدنی، رسانهها و زنان در نشستهای دوحه مخالفت کرده است. سازمان ملل متحد نیز برای پیشبرد این پروژه، عملاً تسلیم خواستههای طالبان شد و چند دور از این نشستها را به صورت یکجانبه و صرفاً با حضور مقامات طالبان، نمایندگان کشورها و سازمانهای بینالمللی برگزار کرد. با این وجود، به محض اینکه مذاکرات به نقاط حساس و کلیدی رسید، طالبان باز هم از مشارکت و همکاری در این روند عقبنشینی کرد.
اگرچه طالبان تاکنون هیچ تمایلی برای گفتوگوی فراگیر با احزاب و جریانهای سیاسی نشان نداده است، اما شواهد نشان میدهد که نوعی اجماع منطقهای و بینالمللی برای متقاعد کردن این گروه به انعطافپذیری، آغاز گفتوگوهای فراگیر و تسهیل مشارکت سیاسی در حال شکلگیری است؛ هرچند با توجه به مواضع سرسختانه رهبری کنونی طالبان، بعید به نظر میرسد که آنها به آسانی زیر بار این فشارها بروند.
دومین نشست بینالمللی «گفتوگوی ترمذ» از ۱۴ تا ۱۶ جوزا در شهر تاشکند، پایتخت اوزبیکستان برگزار میشود. نخستین دور این مجمع در ماه می ۲۰۲۵ در شهر مرزی ترمذ برگزار شد.
در این نشست سهروزه، بیش از ۱۵۰ مقام ارشد از کشورهای منطقه و سازمانهای بینالمللی، از جمله یوناما، حضور خواهند داشت. همچنین هیئتی از اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان برای انجام رایزنیهای مستقیم به تاشکند اعزام شده است.
هدف اصلی این مجمع، پیگیری پروژههای عملی ترانزیتی، تقویت گفتوگوهای سهجانبه افغانستان، اوزبیکستان و پاکستان، توسعه اتصال حملونقل و لجستیک، اعتمادسازی منطقهای و پیشبرد دستورکار توسعه پایدار در اوراسیا عنوان شده است.
با این حال، یک کارشناس آسیای مرکزی معتقد است بسیاری از مباحث مطرحشده در چنین نشستهایی فاصله قابل توجهی با واقعیتهای جاری افغانستان دارند.
او میگوید: «بخش زیادی از موضوعاتی که در سطح منطقه درباره افغانستان مطرح میشود، ارتباط مستقیمی با وضعیت واقعی داخل کشور ندارد. کشورهای منطقه بیشتر درگیر روایتسازی هستند تا مواجهه با واقعیتهای موجود.»
ادامه این مقاله را در وبسایت افغانستان اینترنشنال بخوانید.
https://t.co/WOqjonNxFc