با ۳۹ سال و ۴۱ سال اختلاف، تایید و حتی التماس میکنم که نکنید.
مسالهی من اختلاف نسل و عقاید و اینها نیست که اتفاقا خیلی موضوع مهمیه. مسالهی اصلی من اینه که از وقتی عقلم رسیده، نگران سلامتیشون بودم و این نگرانی دائم روند زندگی و سلامت روانم رو به شدت مختل کرده.
تراژدی هم چیزی عجیبی بودا.
جشنوارهای میگرفتن برای خدای شراب و با ضجهٔ یکی بر صحنه دردهای دیونوسس رو یادآوری میکردن و تهش با یک نمایش از برکات اون خدا (رهایی، سرمستی و جنون) میپرستیدنش.