"پس خون رهبرم چی؟"
آمریکاییها فعلا رفتند تا آخوند را به چند کیسه زر مشغول کرده و تدبیری در میان مدت برای دور زدن تنگه هرمز و کاهش حداکثری وابستگی به این آبراهه بیابند.
مجتبی هم چه بخواهد چه نخواهد نامش با توافق و معامله با قاتلین پدر و خانواده اش گره خورده است.
درست مثل علی بن حسین که بعد از او شیعه تقیه ، تدریس و انزوا را سرمشق دهههای حیاتش کرد و از قیام جهاد و تشکیل خلافت دست کشید.
ما همیشه فکر میکردیم فضا کاریه که فقط و فقط از عهده دولتها برمیاد و بخش خصوصی اصلا جایگاهی توش نداره.
من در مورد این تحقیق کردم که چرا بعضی کشورها از فقر فرار میکنن و بعضیها نه. اگر اقتصاد رو مثل یه لوله آزمایشگاه فرض کنیم که توش دو تا ماده اصلی داریم: بازار آزاد و سرمایهداری از یه طرف، و کنترل دولتی و سوسیالیسم از طرف دیگه؛ تاریخ نشون داده هر وقت ماده بازار آزاد رو بیشتر کردیم، نتیجهش پیشرفت و کاهش فقر بوده. مثلا کشوری مثل ویتنام در سال ۱۹۹۰ از تمام کشورهای آفریقایی فقیرتر بود، اما وقتی اصلاحات بازار آزاد رو شروع کردن، نرخ فقرشون از ۸۰ درصد رسید به ۳ درصد! حالا جالبیش اینجاست که همین فرمول دقیقا داره توی صنعت فضا هم تکرار میشه. صنعتی که دههها کاملا دست دولتها بود، حالا داره به دست بخش خصوصی متحول میشه و به نظرم هیچکس در گذشته حتی فکرش رو هم نمیکرد که یه روزی میلیاردرهایی مثل ایلان ماسک یا جف بیزوس بیان و شرکتهای فضایی خودشون رو راه بندازن.
خیلی از ما وقتی به ناسا و پروژه آپولو فکر میکنیم، یه تصویر کاملا موفق و اسطورهای داریم. بله، آپولو بزرگترین دستاورد بشر بود، اما یه استثنای تاریخی بود، نه یه نقشه راه برای آینده. پروژه آپولو به پول امروز حدود ۳۰۰ میلیارد دلار هزینه داشت. در اوج پروژه، ۴۰۰ هزار نفر و ۲۰ هزار شرکت داشتن روش کار میکردن. یعنی یه بسیج همهجانبه مثل زمان جنگ. اون زمان ناسا ۵ درصد از کل بودجه آمریکا رو میگرفت؛ در حالی که امروز این عدد کلا ۰.۴ درصده، یعنی ده برابر کمتر! خب، معلومه که دولتها نمیتونن این حجم از پول رو برای طولانیمدت خرج کنن.
بعد از آپولو، سیاستمدارها فکر کردن چون اونجا موفق بودن، پس میتونن هر کاری رو با همین فرمون جلو ببرن. مثلا نیکسون حتی میخواست ساختار ناسا رو کپی کنه تا یه جنگ دولتی علیه بیماری سرطان راه بندازه که خب همهش شکست خورد. در خود فضا هم، نتیجه این تفکر دولتی شد پروژه شاتلهای فضایی؛ برنامهای که عملا ۵۰ سال شکست برای سفرهای فضایی سرنشیندار بود. تو پروژه شاتل، اهداف مدام تغییر میکرد؛ ارتش یه چیز میخواست، دانشمندان یه چیز و سیاستمدارها هم یه چیز دیگه تا بتونن بودجهها رو به مناطق خودشون بکشونن. اولش تخمین زده بودن که کل هزینه توسعه ۵ میلیارد دلار باشه و هر پرواز بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار تموم بشه. اما در واقعیت چی شد؟ هر پرواز بین ۱ تا ۱.۵ میلیارد دلار خرج برداشت!
چرا اینطوری شد؟ چون برای اینکه هزینهها روی کاغذ صرفه اقتصادی داشته باشه، حساب کرده بودن که سالی ۱۴۰ تا پرواز انجام بدن، ولی در عمل توی ۳۰ سال کلا ۱۳۵ تا پرواز انجام شد! یعنی کل پروازهای ۳۰ سالشون کمتر از پیشبینی یک سالشون بود. آخرش هم بعد از دو تا فاجعه بزرگ و کشته شدن ۱۴ فضانورد، سال ۲۰۱۱ کلا تعطیلش کردن و کار به جایی رسید که آمریکا برای فرستادن فضانورد به ایستگاه فضایی، مجبور شد سالها به موشکهای قدیمی سایوز روسیه باج بده و مبالغ نجومی پرداخت کنه. این یعنی پایان آینده دولتی در فضا.
اما چی شد که ورق برگشت؟ همهچیز به انگیزهها برمیگرده. قدیما هم شرکتهای خصوصی مثل بوئینگ برای ناسا موشک میساختن، اما تحت مدیریت ذرهبینی ناسا و قراردادهایی به اسم Cost-Plus (هزینه بهعلاوه سود). ساختار این قراردادها طوری بود که بوروکراتها میگفتن: شما موشک رو بسازید، هزینههاتون رو اعلام کنید، ما هزینهها رو میدیم و یه سود ثابت ۸ تا ۱۰ درصدی هم روش میذاریم چون میترسیم شرکت خصوصی سود زیادی به جیب بزنه. خب، انگیزه این شرکت چی میشه؟ یکی از مدیران اون زمان میگفت بزرگترین و پرسودترین محصول ما، هزینههای سربارمون بود! چون هرچقدر موشک رو گرونتر میساختی، طولش میدادی و میگفتی کار سخت شده، اون ۱۰ درصد سودت رقم بزرگتری میشد! یعنی سیستم پاداش برای افزایش هزینه بود، نه کاهش اون!
اینجا بود که مدل همکاری با شرکتهایی مثل اسپیسایکسِ ایلان ماسک عوض شد. ناسا اینبار از سر ناچاری و وقتی دید همهچیز رو باخته، مثل یه شوت بلند و ناامیدکننده در ثانیههای آخر بازی فوتبال، رفت سراغ اسپیسایکس. اینبار مدل قرارداد تغییر کرد؛ اسپیسایکس به ناسا موشک نفروخت، بلکه خدمات فروخت. درست مثل شرکتهای پستی مثل فدکس یا یوپیاس. گفت: من ماهواره یا فضانورد شما رو میبرم فضا و تحویل مدار میدم، قیمتش هم اینقدر ثابته. اینکه من چطوری موشک رو میسازم، هزینهم چقدره و چقدر سود میکنم، به خودم ربط داره. از این لحظه، انگیزه شد کاهش هزینه؛ چون هرچقدر هزینهت کمتر میشد، سودت بالاتر میرفت. نتیجه باورنکردنی بود: اسپیسایکس تونست هزینه پرتاب هر کیلو بار به فضا رو نسبت به شاتل فضایی، ۹۵ درصد کاهش بده! و هدفشون اینه که باز هم ۹۰ درصد دیگه کمش کنن.
بزرگترین عامل این انقلاب، ساخت موشکهای قابل استفاده مجدد مثل فالکون ۹ بود. قبلا فرستادن موشک به فضا مثل این بود که شما با هواپیما از لوسآنجلس برید نیویورک و بعدش هواپیما رو بندازید دور و برای پرواز بعدی یه هواپیمای جدید بسازید! معلومه که قیمت بلیط نجومی میشه و به حدود ۸۰۰ هزار دلار میرسه. اما الان یه موشک اسپیسایکس بیش از ۳۰ بار میره فضا و عمودی برمیگرده روی زمین میشینه. جالبه که هیچ دولت و آژانس دولتی در دنیا، نه آمریکا، نه چین، نه روسیه و نه اروپا، نتونستن موشک قابل استفاده مجدد بسازن؛ اما دو تا شرکت خصوصی یعنی اسپیسایکس و بعدش بلواوریجین جف بیزوس این کار رو کردن.
بعضیها فکر میکنن اینها حرفهای آیندهست، اما آمار سال گذشته رو ببینید تا متوجه بشید الان کجای کاریم: در کل دنیا ۳۲۴ پرتاب موشک انجام شد که ۱۶۵ تاش فقط مال اسپیسایکس بود! یعنی این شرکت خصوصی از کل کشورهای دنیا روی هم بیشتر پرتاب داشته. اگر اسپیسایکس رو یه کشور فرض کنیم، رتبه اول دنیاست. بعد از اون چین با ۸۸ پرتابه و کل اروپا کلا ۸ تا پرتاب داشته؛ یعنی کل اروپا فقط ۵ درصد اسپیسایکس! یا شرکت راکت لب که یه شرکت خصوصی دیگهست و پیتر بک تو نیوزیلند راه انداخت، سال پیش ۲۱ پرتاب کاملا موفق داشت؛ یعنی سه برابر کل قاره اروپا! در مورد ماهوارهها هم از ۱۵ هزار ماهواره فعال مدار، ۱۰ هزارتاش مال استارلینک اسپیسایکسه. پس کاپیتالیسم فضایی یه فانتزی نیست، واقعیت امروزه.
اما حرف اصلی و دغدغهای که میخوام مطرح کنم و دلیل اصلی این بحثهاست، یه گام فراتر از اینهاست. ما وقتی از آینده فضا حرف میزنیم، یاد چیزهایی مثل استخراج معدن از سیارکها، پایگاه روی ماه یا ساختن شهر روی مریخ میافتیم. ایلان ماسک از شهر یک میلیون نفری روی مریخ میگه و رابرت زوبرین، بنیانگذار انجمن مریخ، از یه شهر ۵۰ هزار نفری. اما اینها چطوری قراره تامین مالی بشن؟ دولتها که با این همه بدهی اصلا پولش رو ندارن. بدون حق مالکیت خصوصی در فضا هیچکدوم از اینها اتفاق نمیفته. اقتصاد روی مریخ هم همون قوانین اقتصاد روی زمین رو داره؛ جاذبه کمتره، اما قوانین بازار فرقی نمیکنن. اگر مالکیت خصوصی نباشه، اونجا تبدیل به یه جامعه کمونیستی اجباری شبیه کره شمالی میشه؛ و اگه سوسیالیسم روی زمین جواب نداده، روی مریخ که شرایط صد برابر سختتره قطعا فاجعه میشه.
مشکل اینجاست که ما یه توافق بینالمللی داریم به اسم پیمان فضای بیرونی مصوب ۱۹۶۷. طبق ماده ۲ این پیمان، هیچ دولتی حق ندارد ادعای مالکیت روی جرمهای آسمانی داشته باشه؛ یعنی آمریکا یا چین نمیتونن بگن فلان بخش مریخ مال ماست. اما این پیمان درباره شرکتها و افراد خصوصی کاملا سکوت کرده؛ چون سال ۱۹۶۷ اصلا کسی تصور نمیکرد یه روزی اشخاص خصوصی بتونن موشک بسازن. الان بین حقوقدانهای فضایی دعواست؛ یه عده میگن چیزی که برای دولت ممنوعه برای شرکت هم ممنوعه، یه عده هم میگن قانون منع نکرده پس مجازه. این عدم شفافیت بزرگترین مانع برای سرمایهگذارهاست.
حالا راهکار چیه؟ چطوری میشه این مشکل حقوقی رو حل کرد؟ مدل پیشنهادی شبیه به همان قانون زمینداری سنتی یا Homesteading در تاریخ آمریکاست. اون زمان به مهاجرها میگفتن اگر برید یه تیکه زمین رو آباد کنید و توش خونه بسازید و ۵ سال کار کنید، مالک زمین میشید. در فضا هم باید همین باشه. کسی که ریسک میکنه، میلیاردها دلار هزینه میکنه و میره مریخ رو آباد میکنه، باید بتونه مالک اون زمین بشه؛ البته نه کل مریخ، بلکه مثلا به اندازه مساحت سنگاپور. مساحت مریخ اونقدر بزرگ هست که اگر یکی به اندازه سنگاپور هم زمین برداره، برای بقیه هم جا به اندازه کافی بمونه.
بعدش این شرکت میتونه این املاک رو ببره تو بازار بورس، مثل صندوقهای سرمایهگذاری املاک یا همان ریتها (REIT). اونوقت من و شما هم میتونیم سهامش رو بخریم و عملا مالک بخشی از مریخ بشیم! اینطوری سرمایه لازم برای این پروژههای عظیم تأمین میشه. درست مثل بیتکوین یا سهام، مردم شروع میکنن به خرید و فروش، چون پتانسیل رشدش رو در آینده میبینن. حتما فیلم روزی روزگاری در غرب رو دیدید؛ اون شخصیت ایرلندی که همه بهش میگفتن دیوونه چون رفته بود یه تیکه زمین بیابونی برهوت رو خریده بود، اما اون میدونست که ریل قطار و منبع آب قراره از اونجا رد بشه و ارزشش هزار برابر میشه. در فضا هم دقیقا همین اتفاق و همین فانتزی اقتصادی رخ خواهد داد و خرید و فروش زمین حتی قبل از رسیدن انسان به اونجا شروع میشه.
همین داستان دقیقا در مورد استخراج از سیارکها و توریسم فضایی هم صدق میکنه. سیارکهای زیادی نزدیک زمین هستن که پر از پلاتین و طلا و از همه مهمتر آب هستن. آب تو فضا حکم طلا رو داره؛ چون آوردنش از زمین به خاطر وزن سنگینش فوقالعاده گرونه. پس اگر بخوایم توی فضا دیتاسنتر بسازیم یا موشکها رو شارژ کنیم، باید آب رو از همین سیارکها استخراج کنیم. سیاستمدارایی مثل تد کروز و مارکو روبیو لابی کردن و اوباما و ترامپ دستورهای اجرایی دادن که شرکتها میتونن منابعی که از سیارکها استخراج میکنن رو برای خودشان نگه دارن، اما چون مالکیت خود زمین سیارک مشخص نیست، شرکتهای اولیه شکست خوردن و هنوز تامین مالی سخته. این کار مال ۵ سال آینده نیست، اما برای ۱۰ تا ۲۰ سال آینده کاملا محتمله.
موضوع بعدی توریسم فضاییه. خیلیا مسخره میکنن و میگن این فقط یه بازی برای میلیاردرهاست. الان یه سفر چند دقیقهای با موشک جف بیزوس حدود ۳۰۰ هزار دلار خرج داره، که میشه گفت نسخه اکونومی یا رایانایرِ سفرهای فضاییه! اما سفر به ایستگاه فضایی بینالمللی ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار پول میخواد؛ مثل کاری که جارد ایزاکمن انجام داد، میلیاردی که رفت فضا و خودش بزرگترین کلکسیون جتهای جنگنده خصوصی رو در دنیا داره. بله، الان فقط مال پولدارهاست، اما مگه توی تاریخ بقیه تکنولوژیها اینطوری نبودن؟ یه زمانی داشتن پنجره شیشهای توی خونه، داشتن خودرو، بلیط هواپیما یا حتی رفتن به سفرهای تفریحی آفریقایی در قرن نوزدهم، یک آپشن فوقلوکس بود که فقط پادشاهان و ثروتمندترین افراد جامعه میتونستن داشته باشن. اما همون ثروتمندها هزینههای اولیه رو دادن تا فناوری پیشرفت کنه و ارزون بشه تا امروز من و شما راحت سفر کنیم. فضا هم دقیقا همین مسیر رو خواهد رفت.
سال ۱۹۰۳ وقتی اولین تلاشها برای پرواز با هواپیما شکست خورد، نیویورک تایمز در مقالهای نوشت: با تکیه بر بهترین دانش دانشمندان، پرواز انسان بین ۱ تا ۱۰ میلیون سال آینده ممکن خواهد شد! دقیقا دو ماه بعد، برادران رایت پرواز کردن! قبل از فرود روی ماه هم نظرسنجیها نشون میداد اکثریت مردم باور نداشتن این اتفاق بیفته. همهچیز اولش علمیتخیلیه و بعد واقعیت میشه.
هری جونز، از دانشمندان باسابقه ناسا که بالای ۸۰ سال سن داره و ۶۰ ساله توی این صنعته، میگه: هیچ مانع فنی غیرقابلحلی برای رفتن به مریخ وجود نداره. دلیل اینکه بعد از ۵۴ سال هنوز برنگشتیم روی ماه، فقط و فقط نبودِ انگیزهست. مسابقه فضایی دهه ۶۰ برای پرستیژ سیاسی بود؛ وقتی پرچم رو زدن، انگیزه دولتی تموم شد و پروژه رو خوابوندن چون دلیلی برای خرج کردن نداشتن. اما کاپیتالیسم انگیزهای داره که دنیا رو میچرخونه: انگیزه اقتصادی، سود و بازار آزاد.
چند سال پیش یه بانک سرمایهگذاری پیشبینی کرد که اولین تریلیونر تاریخ، یک کارآفرین فضایی خواهد بود. اون موقع همه خندیدن، ولی امروز میبینیم ثروت ایلان ماسک چقدر به این عدد نزدیک شده. عرضه اولیه بورس اسپیسایکس که احتمالا به زودی اتفاق میافته، قراره بیش از ۷۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کنه؛ یعنی دو برابر رکورد قبلی تاریخ بورس که ۲۹ میلیارد دلار بود. اینها نشون میدن فضا دیگه فانتزی نیست؛ این علم و اقتصاد جدید همین الان شروع شده و پیشران اصلی اون، آزادی و بازار آزاده.
خیلی ممنون از توجهتون. ❤️