زنم با کارفرمای خودش رفته بود باغ
به زنم پیام دادم عشقم کی میای؟
کمی بعد کارفرمای زنم با گوشی زنم این عکس و فرستاد و گفت کارمون تموم شد دوش بگیریم میار��ش
پیام دادم لازم بود جای انگشتات روی بدن زنم بمونه؟
گفت کار من نیس
شریک تجاری عراقی من اینجاس
موقع سکس مقعدی با زنت کمی جوگیر شد
زنم با کارفرمای خودش رفته بود باغ
به زنم پیام دادم عشقم کی میای؟
کمی بعد کارفرمای زنم با گوشی زنم این عکس و فرستاد و گفت کارمون تموم شد دوش بگیریم میارمش
پیام دادم لازم بود جای انگشتات روی بدن زنم بمونه؟
گفت کار من نیس
شریک تجاری عراقی من اینجاس
موقع سکس مقعدی با زنت کمی جوگیر شد
توی پارک یکنفر و انتخ��ب کردم و بعد کلی صحبت بهش گفتم بنظرت دارویی هست بتونه میل به مفعول بودن و کم کنه؟
گفت یعنی چی
گفتم من مدام تمایل دارم مفعول باشم و با لباس زنونه کون بدم
گفت شمارت و بده شاید تونستم کمکت کنم
هفته پیش زنگ زد و آدرس داد
با وازلین گاییدم و آبشو روی شورت زنم ریخت
حدود چهل دقیقه بود که در پوزیشن های مختلف منو میگایید که یوهویی پرسید چرا شورت تنگ خریدی؟
گفتم شورت من نیست مال زنمه
گفت واقعا مال زن واقعیته؟
گفتم آره
چندتا تلمبه محکم زد و گفت کیرم توی کص زنت ،ناموست و گاییدم کونی و بعد کیرشو بیرون کشید و آبشو ریخت روی شورت زنم
نمیدونست زن دارم
زنم چند ماه پیش توی مهمونی در کردان اتفاقی با این آقا آشنا میشه و چون موقعیت فراهم نبود این آقا گوشهای از باغ سرپایی زنمو میکنه و بعدش شماره زنمو میگیره
هفته پیش زنگ زد دعوتش کردیم خونه
گفت اجازه بدید دوش بگیرم
با همین جوراب رفتم پیشش نتونست مقاومت کنه منو گایید
بعدشم زن��و گایید
یادمه اون روز درد داشتم هر بار میخواستم از دستش فرار کنم منو محکم میگرفت و تا ته فرو میکرد و میگفت ؛ آروم باش کونی
تکون نخور زن جنده ، تو کونیه منی و وظیفته بهم سرویس بدی
گفتم دردم میاد
گفت خفه شو کونی تو فقط باید بگی چشم
تو کونیه کی هستی؟
گفتم کونیه تو
و اون محکمتر منو میگایید
کونی فحش نیست
ازش بعنوان ناسزا نباید استفاده کرد
کونی منم
کونی کسیه که خودش رو با رضایت تمام در اختیار مردهای علاقمند قرار میده تا ازش لذت ببرن
کونی منم که کونم بازیچهٔ مردان هوسران هستش
کونی منم که کونم کیر��ای زیادی دیده و سوراخ کونم و روی بدنم بستر مناسبی برای اسپرم مردهاست
قرار گذاشتیم که برم بهش بدم
توی راه گفت پسرم رفته ترکیه خونه رو سپرده بمن
منو برد اونجا و وقتی لخت شدیم کمد عروسش و گشت و این لباس و داد تا بپوشم
آخر کار آبش و ریخت توی یکی از شورتهای اون
و کمی تمیزش کرد گذاشت توی کشو و گفت وقتی بپوشه تمام مدت آب کیرم با کصش و چوچولش تماس داره
امروز کاری باهام کرد که بعد از گذشت ده ساعت ��نوزم ��وراخ کونم کامل تنگ نشده
من کلا به کسانیکه موقع گاییدنم مدام منو کونی خطاب میکنن حس خوبی دارم
مدام بمن یاداوری میکرد که من کونی ام
خیلی خوب و حرفهای کیر میزد جوری شد که آخرش بدون دخالت دست منم آبم اومد
دیروز دعوت بودم به یک جمع کاملا مردانه
چرا کاملا مردانه؟
چون همشون سن بالا و همشون راننده سنگین بودن
نشسته بودن تریاک میکشیدن و منم کنارشون دمر خوابیده بودم و نوبتی میگاییدن
موقع گاییدن در مورد خودم و زنم سوال میپرسیدن و فیلم میگرفتن که باعث میشد بیشتر حس کنم من یه کونیه بیغیرتم
زنم داشت توی آشپزخونه ناهار آما��ه میکرد و دوستم منو میکرد
حیف نمیتونم کامل فیلمها رو نشون بدم زنم در حالیکه بما نگاه میکرد بهش گفت هرچقدر میخوای بکنش ولی آبت مال خودمه
لعنتی تا اینو شنید از روی من پاشد و رفت پیش زنم و روی اوپن خمش کرد و سرپایی زنمو کرد و خیلی سریع توی کصش ارضا شد
با یک آقا آشنا شدم حدودا شصت ساله توی راه منزلش فهمید من زنپوشم
سر راه توقف کرد و ��ین جوراب و برام ��رید
توی مکان براش پوشیدم
خودش میگفت تا حالا کون به این خوبی نکرده
نمیدونم داشت راست میگفت یا میخواست یچیزی گفته باشه
آخرش گفت میتونم آبمو بریزم توش؟
گفتم اگه بهت حال میده آره
وقتایی که با دوستان میریم کمپ و تفریح من نقش زنِ جمع رو دارم
تهیه غذا و اماده کردن چای با منِ
هرکدومشون هم بخواد منو میبره داخل چادر تا کمرشو خالی کنم
از اینکه خیلی عاد�� در تمام طول سفر منو کونی صدا میکنن حس خوبی دارم
چون من کونی اونا هستم و هروقت بخوان باید کونمو بدم تا بگانش
داگی رو خیلی دوس دارم
چون فاعل خیلی روی من تسلط داره و از بالا میتونه بخوبی تماشا کنه که چطوری کیرش توی کونم در رفت و آمد هستش و همین باعث میشه حس قدرت داشته باشه و تا جایی که بتونه از کونی خودش نهایت استفاده رو ببره
آخر سر هم تا قطره آخر آبشو میریزه توی وجودم و من همچنان بی حرکت
خاطره سازی اکباتان
روز عالی داشتم بین علی آقا و دوتا از دوستانشون
از من خواستن تمام مدت توی خونه با لباس زنونه بگردم
با اینکه همشون ین بالا بودن ولی خیلی خوب از پس من براومدن
وقتی در راه برگشت به خونه بودم خیلی خوب گشادی کونم و حس میکردم
و این برای یک کونی آخرِ لذته
خاطره سازی من در کنار آقا حمید از بچههای خوب اکباتان
ممنونم ازش بخاطر اینکه وقتی گفتم ��وست دارم دوستات رو هم ��یاری با یه تلفن دو نفر از دوستاشو آورد
اون روز من لذت زیادی بردم و یادمه اینقد کونم گشاد شد که حتی وقتی کیر توش بود بی اختیار از من باد در میرفت و روی کیرشون میگوزیدم☺️
یعنی چی میگید پاشو بیاریم توی اتاق؟
توروخدا عادت کنید جلوی چشم دوستاتون کونیها رو بکنید
بیشتر بهمون حال میده
مثل این آقا و دوستاش
جلوی همدیگه منو میگاییدن و وقتی روز کیرشون میکوزیدم به تورکی یچیزایی میگفتن و بلند میخندیدن
فیلم و عکسهای لخت زنمو با چهره زنم میدیدن و منو میگاییدن