شب عروسی بارون زد و ماشین کثیف شد.
امروز کله صبح با سطل و پارچه داشتم ماشین تمیز میکردم یادم افتاد باکمو پر نکردم.
چراغ چک ماشین هم تصمیم گرفت روشن بشه.
با ما همراه باشید :)))
شب عروسی بارون زد و ماشین کثیف شد.
امروز کله صبح با سطل و پارچه داشتم ماشین تمیز میکردم یادم افتاد باکمو پر نکردم.
چراغ چک ماشین هم تصمیم گرفت روشن بشه.
با ما همراه باشید :)))
چند سال پیش دم محل کارم با یه احمقی مثل این درگیر بودم که چون اینجا دیوار خونه ی من این تیکه از خیابونم جای پارک منه. برف پاک کنمو شیکوند، باد لاستیکو کم کرد و حتی یبار سقف ماشین رو کیپ تا کیپ آجر چیده بود.
آخر بیخیالش شدم ولی شب آخری که اونجا بودم ۴ تا لاستیکشو پاره کردم و رفتم
این داستانو یادم معلم ادبیاتمون بصورت سانسور شده تعریف کرد برامون. بعد رفتم شعرش رو پیدا کردم و پرام از واژه هایی که توش استفاده شده بود ریخته بود :)))
کیر دیدی همچو شهد و چون خبیص
آن کدو را چون ندیدی ای حریص؟
داستان کیر و کدو از مولانا:
خلاصش اینکه یه خاتونی از لای در میبینه کنیزش با خر سکس میکنه ولی از شدت هیجان نمیبینه که کنیز یه کدو کرده تو کیر خر که طولش کم شه و جر نخوره. بعد خاتون میره با خر سکس میکنه و درجا میمیره :))