@LatifPedram شما خودتان بهتر میدانید که هیچ کشوری بیطرف نیست...
اصلاً چیزی به نام بیطرفی وجود دارد؟
در زمان کمونیستها هر کسی را میگفت بیطرف هستم، میگفتند تو بیشرف است... هههه
ما از این مدرسه ناکام روانیم چرا؟
ملتی بر در یک شخص غلام است اینجا
دیگران را به فلک سِبقت و دانش به دوام
رفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا
بلخیا! نِکبت و اِدبار، ز سستی پیداست
چارهی این همه یکبار قیام است اینجا
@AFIntlBrk آقای صالحی واقعا چرند گفت، در تمام گفتگو فقط چیزی که میگفت واژههای پوهنتون، پوهنزی بود
همان واژههای که توسط خود همین فاشیستان برای از بین بردن هویت دانشگاهی ما ساخته شده و این آقا حتی این را هم نمیداند و نا خواسته به آنها تبلیغ میکند.
دکتر احمق همین را میگویند
@AliJ17409@AFIntlBrk خودت بسیار لوده هستی
گپ خلاص است او میگه که بند شده
ایطور مجاهد صاحب میگی فقط که شوهر خواهرت باشه ای طاهر شاه صدیقی با نام جعلی ذبیحالله مجاهد
@RmSalih This is terrorism and lobying for it.
I don't know how the British government allowing these terrorists to live and work in that country.
People like Salih and his friends should be deported to Afghanistan under the control of Taliban.....
@RmSalih The government of UK should take the citizenship of terorists and their lobies like you and deport you to your beloved countries like Afghanistan under control of Taliban.
You people are dangerous for the national security of these countries...
@RmSalih I have a good news for you,
Taliban are working on a migration and naturalization act (rule).
If your that much loving this regime, why your not moving to Afghanistan? To 100% Islamic government...
Go there take 4 wifes and suicide your self in the way of Islam, may Allah accept
@TajudenSoroush به راستی که اینها به هیچ قانون و اصول پا بند نیستند، در هیچ قانون و آیینی نیامده که جسد باید به نمایش گذاشته شود، اینها برای ایجاد ترس در میان مردم چنین میکنند، کردار شان از مغلولها هم بدتر است....
@asadbuda دقیقاً
اگر ژرف ببینیم تمام ساختار این دین با تمام مذاهب آن از زمان برده داری نمایندگی میکند.
خود واژهی عبد یعنی برده
که ما آنرا میگوییم بنده
یعنی در بند شده....
رندی فاین، نماینده کانگرس امریکا، خطاب به جهان گفته است که طالبان «هرگز و به هیچوجه نباید» از سوی هیچ کشوری بهرسمیت شناخته شود.
او از مردم افغانستان خواست که علیه طالبان برخیزند و خود را از این «رژیم منفور و ایدئولوژی مذهبی که این گروه از آن نمایندگی میکند، رهایی بخشند.»
https://t.co/oTvt4bJ4MF
هم دوباره جاری شده اند.
مگر همینها آرزوی شان نبود؟
پس بدیهی است که مردم در این شب و روز در #وسایط_نقلیه_شهری، محفلها و مکانهای عمومی زیاد از حکومت امارت اسلامی انتقاد نکنند و حرفی نزنند که خلاف آمالها و آرزوهای همیشگیشان باشد!
چرا مردم #افغانستان از حکومت #امارت کمتر انتقاد میکنند؟
================
در بیست سال گذشته، مردم از حکومت جمهوری انتقادهای تندی میکردند. مهم نبود در کدام سطح و از کدام گروه بودند.
مردم عام و به ویژه برخی روحانیها میگفتند که این حکومت دست نشانده است و توسط کفار به وجود آمده
ندارند چه، که چیزی برای اندیشیدن و انتقاد کردن وجود هم ندارد نزد شان.
آرزو و #آرمان بیست سالهی شان بالآخره به دست شان رسیده، حکومت کنونی براساس شریعت حکم میکند، ناموس شان حتی همینکه در حوالی صنف ششم وقتی جوان میشود، باید خانه نشینی را آغاز کند، حکمهای چون #شلاق و #قصاص
خطِ اول طالب
دهم آگوست ۲۰۱۸
..................
این سخن که طالب پاکسازی و بیرونرانده میشود، درک سطحی از جنگ است. ما با سهنوع طالب روبهرو هستیم. ۱) طالبانِ رهبر، ۲)، طالبانِ عسکر و ۳) طالبانِ ناقل. جابهجاییها حد اکثر در سطح طالبان عسکر صورت میگیرند، نه طالبان رهبر و طالبان ناقل. طالب اصلی که قرار است صورتبندی قدرتِ را عوض کند، طالب ناقل و طالب رهبر اند؛ اولی زمینههای ورود طالب را در خفا فراهم و آنها را جابهجا میکند و دومی با دادن امکانات آنها را مدیریت میکند. در هر صورت، جنگ صورت عینی دارد و بر مبنای ناقلین و غصبِ سرزمینی قابل توضیح است. طالب و غیر طالب در واقع، همان ناقل و غیر ناقل است. خط اول طالب رهبر و ناقلین است. بهندرت میتوان در میان ارگنشینان و ناقلین، کسی را یافت که طالبان را منجیِ آینده و ابزارِ احیای سلطهٔ قومی و تصرفِ سرزمینی نداند و برای پیروزی آنها سنگِ تمام نگذارد.
……..
پ. ن: این متن قدیمی است. در سال ۲۰۱۸ نوشته بودم. بعد از نشر آن خیلیها ناراحت شدند، بیشتر از همه جمهوریتیهای غیر پشتو زبان.
ترازویِ افغانیت
………
مصیبتِ افغانستان، در جنگهایش نیست؛ در روایتی است که در آن، وفاداری به سرزمین بهگونهای نابرابر سنجیده میشود.ترازوی افغانیت، به نحوی تنظیمشده است که در آن، وفاداری و خیانت، تجربی نیست، میراثی است. عدالت و انسانیت را وزن نمیکند، هویتهای قومی و زبانی را وزن میکند. در یک کفه، سوءظن آماده است. در کفهی دیگر، معافیت آماده. غیر پشتونها حتا اگر جان خود را فدای خاک و سرزمین کنند، «خائن»اند، پشتوزبانها اگر تمام این سرزمین را بفروشند و تخریب میراث تاریخی و قتلِ عام فرهنگی در سطح تخریب بودای بامیان را انجام دهند، «ملیگرا». خیانتِ ابدی، در هر حال داغی است بر جبین غیر پشتونها و این داغ، در چارچوبِ روایت افغانی پاکشدنی نیست. سرزمینی که با چنین ترازویی ساکنانش را بسنجد، خانهی مشترک نیست، محکمهای است که در آن غیر پشتونها پیشا-پیش متهماند و پشتونها حتا اگر نیمی جامعه را از حق انسانی محروم و در خانه زندانی کنند، پیشا-پیش تبرئهشده: افغانیت، ویرانیِ معیارهاست.