Your "a week later" was our "first date"!
A romantic date that ended some time later by sending a SubBoy alone to the cafe and eating two affogatos instead of us! Because we had more delicious things to eat at home! 🫦😈
برای نام ساب یا دام، عجله نکنید. بگذارید نام و لقب انحصاریتون به وقتش در جای درستش روی زبونتون جاری بشه. «توله» و «گادس» و «ارباب» و «سرورم» رو همه بلدن؛ از سوز و جادوی اسامی مخصوص به رابطه خودتون غافل نشید که «سوز آن کارها بکند» و با هر بار صدا زدن «سختتر گردد کمند»… آه…
شاهان این توییت رو برام فرستاده و نوشتهاند:
«رسم عاشقکُشی و شیوهٔ شهرآشوبی/ جامهای بود که بر قامتِ او دوخته بود!… از این جامهها که به توام خیلی میاد 😈 مخصوصا سیاهش… مخصوصا با «یه» سفیدش! و حتی برعکس!»
شکارچی، شکارش رو به محض در چنگ گرفتن، میدرد و تمام. اما شکارپرور، کارش با شکار، تازه بعد از به چنگ گرفتن شروع میشه. شاهان، شکارپرور است. این بندها و قفلها، یکییکی، با صبوری آمیخته به بیرحمی به پایم بسته و از ذهن و قلبم رد شده.
نام اثر: شیوهی شاهانه
سوژه: من
آرتیست: شاهان
در زبان عربی، ۲۴ کلمه برای شرح حالات روحی یک عاشق، وجود داره. توی این نردبان دلپذیر، وقتی به «الکَلَف» (شیفتگی) میرسی، پله بعد میشه «التَّیْم» که به معنای رامی و اطاعتپذیریه. برای همینه که در ادبیات من و شاهان، «شیفتگی» ��ر «عشق» ارجحه. شیفتگی، سلاح سلطهگرها و سلطهپذیرهاست.
دامیننت باهوش و باسواد و قدرتمند که خودش میدونه چه قدر باهوش، باسواد وقدرتمنده دیوانه م می کنه. انگار با تاج سلطنت دنیا اومده اصلا چنین کسی.
خیلی کم پیش میاد فقط با دیدن چند توییت ناخودآگاه زانوهام شل شن برای زانو زدن ولی این زوج خارق العاده ن دوستان!!!
تعظیم کنید
در اشعار فارسی، کلمهی «فقاع» جای آبجو به کار رفته. کلاً شراب، خودیتر بوده و آبجو به علت گیرایی کم، مشمول لطف اهل دل نبوده. اما اگه کلمهی «آبجو» مدنظره، ایرج میرزا در قصیدهای در وصف یه مهمونی میگه:
عرق به حدِّ کمال، آبجو به حدِّ نِصاب
گل و بنفشه فزونتر ز حدِّ تخمین بود
👇🏼