«به آیندگان حال ما را بگو که سختیِ عشق تو آسان شود...»
آی وطنم، آی ایرانم، در سالهای رنج و مشقت و دورانهای تاریکت، بیشتر دوستت دارم.
بگذار عشق به تو، بخش غیرمنطقی زندگی من یکی باشد.
من شاهد عینی این جنایتم. خبرنگار، هوش مصنوعی یا هرکسی که گفت این فیلم ساختگی است، دروغ میگوید! من آنجا بودم؛ هنوز پایم را کاملا از مترو تجریش بیرون نگذاشته بودم که انفجار رخ داد. بوی باروت و صدای فریاد، همه جا را برداشت. آنجا همه شهروند بودند، نه نظامی…
مشکل این جاست.که شما متوجه نشدید پارامتری که اعراب را در پیشبرد پروژه خلیج عربی موفق می کند.همین تحریم و گرسنگی و جنگ و گلوله ای است که بر سر ایران ریخته!حالا برای دفاع از خلیج فارس می خواهید به استقبال همین ها بروید!
خیر!به جای باد کردن رگ گردنمان باید مغزمان کار کند.
#خلیج_فارس
مطلبی که برای نشریه علوم اجتماعی دنشگاه تهران نوشتم
با عنوان ما و مصدق
#رشتو
۱.اینجا یک گردهمایی است. به رسم دوران ویدئو پروژکتور، کلیپی برای آغاز مراسم پخش میکند. تصاویر متوالی از شخصیتهای سیاسی و وقایع تاریخی از مشروطه تا کنون. معمولاً یک موسیقی هم در پسزمینه پخش میشود.
به عنوان کسی که به #پزشکیان رای داد.انتظارم این نیست که استعفا دهد.انتظار دارم بماند بجنگد و به وعده اش عمل کند.پیچیدگی سیاست را هم می فهمم انتظار تحقق آنی وعده ها را هم ندارم.اما برگه استعفای سیاستمدار باید در جیبش باشد.حداقل خودش باید بداند کی وقت رفتن است،چه به نام چه به ننگ
بادرخواست های موکلم از داخل زندان، همچنان درپی امضای وکالتنامه آزاده سرافراز آقای #رحیمقمیشی هستیم.
با توجه به پایان تحقیقات وانتقال به بند عمومی،قانونا باید تبدیل قرار شود.
اکنون باوعده ضابطین مبنی بر ارسال پرونده به دادگاه، امید به آزادی وی در آستانه ماه رمضان بیشتر شده است
۱.موضع گیری ناگهانی بزرگواری نسبت به پهلوی و انتشار همزمان و بدون ارتباط شعری در وصف مهندس موسوی که صراحتا ربطی به موضوع اول نداشت.منجر به سیل تهمتها و افتراهایی شد.اما مغتنم بود تا من از این دریچه به واکاوی رای دادن در انتخابات و نسبت دوستدارن #میرحسین_موسوی با انتخابات بپردازم
امروز به درخواست خانواده آقای رحیم قمیشی، با افتخار وکالت وی را پذیرفتم.
صدای قمیشی ها صدای مردمی است که به مصالح کشور ومردم خود میاندیشند و به عهد خود با خداوند و مردم وفادارند وآزادگی و اخلاق ومروت را فریاد میزنند.
تلاش میکنم با تمام وجوداز حقوق قانونی و انسانی او دفاع کنم .
درخواست فوری از آقای محسنی اژهای
ریاست محترم دستگاه قضایی جناب آقای #محسنی_اژهای
با سلام
درصدد بودم این نامه را به طور خصوصی برای شما ارسال کنم اما از بیم آنکه به دستتان نرسد، تصمیم گرفتم از این طریق شما را خطاب قرار دهم.
ماجرا مربوط به دختربچۀ ۴ سالهای است که تا کسی از نزدیک با آن آشنایی نداشته باشد، اهمیت موضوع برایش قابل درک نیست.
پیش از این هم گفتهام که زندان کسی را نمیکشد اما میتواند دختربچهای را به کلی از پا در آورد. منظورم دختر بچۀ #مجید_توکلی است که پیش از این داستانش را شرح دادهام اما ظاهراً کسی یا عمق این موضوع را درک نمیکند و یا برایش علیالسویه است که یک کودک دچار تشنج روحی و جسمی دائمی شود.
مجید توکلی برغم تحمل ۸ سال زندان از سن ۲۰ سالگی، در جریان ناآرامیهای سال ۱۴۰۱ در منزلش بازداشت شد. ابتدا گفتند که بازداشتش جنبۀ "پیشگیرانه" دارد، اما نهایتاً او را به اتهام تبلیغ و تبانی به شش سال زندان محکوم کردند که پنج سال آن قابل اجرا بود.
بعد از اجرایی شدن حکم، درخواست اعاده به دیوان داد. پذیرفته شد و شعبۀ تحت ریاست مرحوم آقای رازینی حکم را نقض کرد و با استدلالات مفصل، اتهام تبانی را بیدلیل دانست. پرونده به شعبۀ ۵۴ تجدیدنظر ارسال شد اما شعبۀ مذکور رأی دیوان را نادیده گرفت. دوباره درخواست اعاده داده شد و این بار نیز همان شعبۀ ۳۹ دیوان به ریاست آقای رازینی، باز بر رأی قبلی خود اصرار کرد و خواستار توقف حکم و رسیدگی مجدد شد. در رسیدگی مجدد، آقای توکلی موقتاً از زندان آزاد و نهایتاً به دوسال حبس محکوم شد که یک سال آن را تحمل کرده است.
اینک به رغم درخواست آزادی مشروط، دادسرای اجرای احکام برای اجرای یک سال باقیمانده، او را احضار کرده است.
در دادسرا به وکیلش گفته شد که آقای توکلی علیه آنها حرف زده در حالی که او پس از آزادی موقت به طور مطلق سکوت کرده است.
مشکل اما تحمل یک سال حبس نیست. مشکل دختربچهای است که حاضر نیست حتی یک لحظه از پدرش جدا شود. این کودک در فراق پدر فقط بیتابی نمیکند، بلکه از شدت گریه و زاری خود را به زمین میکوبد و دچار سطحی از تشنج میشود به طوری که به هیچ طریقی نمیتوان او را آرام کرد. دردناکی این موضوع برای کسانی که آن را فقط میشنوند شاید قابل درک نباشد، اما برای مادرش و همۀ کسانی که با او سر و کار دارند به راستی که عذابی غیرقابل وصف است.
این دختربچه در طول یک سال زندان قبلی پدرش، بینهایت رنج کشید و دل اطرافیان را خون کرد، اما الان که هشیارتر شده، به طور دائم در دلهره و اضطراب است و اگر پدرش چند لحظه خارج از برنامۀ روزانه خارج از دسترس باشد، چنان شدتی از ناراحتی بروز میدهد که اصلاً قابل کنترل نیست. این یک مورد واقعاً استثنایی و به عبارتی یک تراژدی انسانی است و با هر سطح از وجدان نمیتوان در برابر آن بیاعتنا بود.
درخواست من نجات این کودک از شرایط در انتظارِ اوست. امیدوارم این درخواست به رؤیت شما برسد و مورد توجه قرار گیرد زیرا باز شدن گره این مشکل به دست شماست.
با احترام
اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی و هر انسانی، حذف سیستماتیک و فیزیکی است و در شرایط کنونی نگاه اعدام ساز و حذفی محصول یک رویکرد امنیتی است. این راه به خطا بوده و هست.
حق حیات یک حق غیرقابل سلب انسانی است.
#نه_به_اعدام#پخشان_عزیزی
رشتو
تجربه بسیار بد از خرید اسنپ پی @SnappPay_ir تاریخ ۸ شهریور یه خرید از فروشگاه جی تی هوگرو با اسنپ پی داشتم کالا را بخاطر ارسال سایز کوچک مرجوع کردم؛ دوماه فروشگاه من رو معطل می کنه و دلیلشون را قطعی سایتشون می گن/۱
روحالله نخعی را آزاد کنید. #روحاللهنخعی
اوجرمی مرتکب نشده واگر هم ازنظر مأموران امنیتی اتهامی دارد مشمول عفو ۱۴۰۱ شده است.
نگهداری اودر زندان غیرقانونی است.
حالا که فضای کشور آرام شده وصحبت از وفاق ملی است به صلاح است این روزنامهنگار خوشفکر ووطندوست را زودتر آزاد کنید.
هفته ها از بازداشت #علی_معینی می گذرد و حالا برای همسر او هم کیفرخواست، صادر شده است.
این رنج بر انسانی تحمیل می شود که در همه سالهای فعالیت سیاسی اش جز درمسیر حقوق مردم گام برنداشته است.
به واقع وضعیت #علی_معینی قابل وصف نیست، حتی استانداردهای موجود هم توان توضیح وضعیت را ندارد. علاوه بر تمدید قرار بازداشت موقت و امتداد زندان انفرادی، تفهیم اتهام همسر او آوا نصیری بداعتی است اعجاب برانگیز! هیچ فردی نباید تحت چنین فشاری قرار گیرد
هفته قبل بعد از پایان ماه اول بازداشت #علی_معینی در اصفهان، بازپرس قرار بازداشت را برای یک ماه دیگر تمدید کرد. همزمان دو پرونده با اتهامات مختلف برای او تشکیل شده است. همچنین برای آوا نصیری همسر وی نیز پس از چندین جلسه بازجویی پروندهای جداگانه تشکیل و دادخواست نیز صادر شده است.