سایت گزارش کولبر نیوز گزارش داد آکو صالحی، کولبر اهل شهرستان بانه، شامگاه سهشنبه ۲۶ خرداد در منطقه مرزی «سیرانبند» بر اثر شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی جمهوری اسلامی ایران به شدت زخمی شده است.
بیشتر بخوانید: https://t.co/PHgLLD227G
پایگاه خبری شیوار نیوز گزارش داد در پی یورش نیروهای نظامی به تجمع اعتراضی ساکنان روستای پشموکی از توابع شهرستان فاریاب استان کرمان، دستکم هفت زن بلوچ مجروح و شش شهروند بلوچ، از جمله سه زن، بازداشت شدند.
بر اساس این گزارش، این تجمع روز چهارشنبه ۲۷ خرداد و برای دومین روز متوالی در اعتراض به نحوه واگذاری و بهرهبرداری از معدن کرومیت پشموکی برگزار شد. معترضان میگویند این معدن، که یکی از منابع مهم اقتصادی منطقه به شمار میرود، بدون توجه به حقوق و منافع مردم بومی در اختیار افراد و گروههای دارای نفوذ قرار گرفته و ساکنان محلی از سهم خود در اشتغال و بهرهمندی از این ظرفیت اقتصادی محروم ماندهاند.
به گزارش شیوار نیوز، نیروهای حاضر در محل به ویژه با زنان معترض برخورد خشونتآمیز داشته و با استفاده از باتوم، مشت و لگد آنها را مورد ضربوشتم قرار دادهاند. تصاویر منتشرشده نیز نشان میدهد شماری از زنان معترض در جریان این یورش با خشونت فیزیکی، توهین و بیحرمتی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، دستکم هفت زن بلوچ بر اثر این برخوردها مجروح شدهاند و شش شهروند بلوچ، از جمله سه زن، بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایرانوایر، «آرش موسیزاده» ۳۴ ساله، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در خیابان نبرد تهران، حوالی سر کوچه نانکلی، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته منابع آگاه، گلوله جنگی از پشت و از ناحیه کمر وارد بدن او شده و به سمت قلب آرش اصابت کرده بود. منابع میگویند در نزدیکی محل تیراندازی یک پایگاه بسیج قرار دارد.
بیشتر: https://t.co/ew7pMOS8LR
کشتهشدن یک نوجوان بلوچ بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی سپاه در سراوان؛ ممانعت از انتقال وی به بیمارستان پس از اصابت گلوله
به گزارش حال وش/ شامگاه روز گذشته چهارشنبه ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵، یک نوجوان بلوچ در نزدیکی بیمارستان ایرانمهر شهرستان سراوان بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی سپاه پاسداران جان خود را از دست داد.
هویت این نوجوان بلوچ، « فرزاد ملازهی » حدودا ۱۵ ساله، فرزند نصرالله، اهل و ساکن سراوان، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران در نزدیکی بیمارستان ایرانمهر سراوان، بدون ایست و هشدار قبلی، این نوجوان را هدف تیراندازی قرار دادهاند که در نتیجه اصابت گلوله به ناحیه سر، وی به شدت مجروح شده است.
منابع افزودهاند که پس از اصابت گلوله، نیروهای حاضر نه تنها از انتقال فوری فرزاد به بیمارستان ایرانمهر که در فاصلهای بسیار نزدیک از محل حادثه قرار داشته جلوگیری کردهاند، بلکه مانع نزدیک شدن شهروندان و افرادی شدهاند که قصد کمکرسانی و انتقال وی به مرکز درمانی را داشتهاند.
به گفته منابع، این نوجوان بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله جان خود را از دست داده است. تا لحظه تنظیم این گزارش، دلیل تیراندازی به فرزاد ملازهی و علت هدف قرار دادن وی از سوی نیروهای امنیتی سپاه مشخص نشده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ مقام رسمی درباره جزئیات این حادثه و علت تیراندازی به این نوجوان بلوچ توضیحی ارائه نکرده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۶ خرداد از اجرای حکم اعدام جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو زندانی سیاسی بازداشتشده در اعتراضات دیماه در استان سمنان خبر داد. طی سه ماه گذشته دستکم ۴۴ زندانی با اتهامهای سیاسی در ایران #اعدام شدهاند و صدها تن دیگر در خطر اجرای حکم مرگ هستند.
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد شرکتکنندگان در مراسم خاکسپاری ابوالفضل ساعدی، از معترضان اعدامشده به دست جمهوری اسلامی، او را «جاویدنام» خوانده و با تشویق یاد او را گرامی داشتند. حاضران در مراسم همچنین شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده.» سر دادند.
ابوالفضل ساعدی به همراه جواد زمانی، دو تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بامداد سهشنبه ۲۶ خرداد در شاهرود اعدام شدند.
ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد در کنار دسته عزاداران ماه محرم، مادر جاویدنام مانی صفرپور با در دست داشتن تصویر فرزندش برای او سوگواری و سینهزنی میکند.
مانی صفرپور، ۱۸ ساله و اهل لاهیجان، ۱۸ دی در اعتراضات سلسبیل تهران با شلیک سرکوبگران کشته شد.
#مصطفی_پیروتی، شهروند ۵۱ ساله اهل پیرانشهر و ساکن مهاباد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد.
بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، روز ۲۱ خرداد ۱۴۰۵، نیروهای وزارت اطلاعات این شهروند را در مقابل منزل خانوادگیاش در مهاباد بدون ارايه حکم قضایی و با اعمال خشونت بازداشت کردند. این نیروها پس از بازداشت، اقدام به تفتیش منزل وی کرده و برخی از وسایل شخصی او، از جمله تلفن همراهش را با خود بردند.
🔗 https://t.co/axyZksARoD
امروز چهارشنبه۲۷ خردادماه ۱۴۰۵،در پی یورش نیروهای نظامی به تجمع اعتراضی روستای پشموکی شهر فاریاب مناطق بلوچ نشین کرمان بعلت بهره بردای معدن کرومیت و واگذاری دست کم هفت زن بلوچ با خشونت نیروهای نظامی بازداشت شدند.
#فاریاب#بلوچستان
In the name of my daughter, Reera
My daughter, Reera, would have turned sixteen today.
Reera and her mother, my beloved wife, Parisa, were among the passengers of Flight #PS752, shot down by missiles fired by the Islamic Revolutionary Guard Corps in the skies above Tehran on January 8, 2020.
Every birthday that arrives without Reera is no longer a day on the calendar. It is another season passing through an unfinished life.
I think of everything that was stolen from us. From me. From Parisa. From our daughter, Reera.
My child was murdered by a criminal regime.
Anyone who has lost a child knows that grief is not only the pain of absence. It is the slow accumulation of futures that never came to pass.
We spend the years imagining the lives denied to them.
How would they laugh now? How would they speak? Would they gather their hair behind their shoulders or let it move freely in the wind? Would they still belong to spring, or would autumn one day become their season?
If they had lived.
For me, these questions are both alive and impossible to answer. But more than anything, what darkens my days are the conversations I have lost with Reera.
With every sunset, with every reluctant awakening into another morning, with every book, every film, every sorrow and beauty unfolding in the world, I find myself thinking: another conversation has been taken from me.
Another moment when I might have asked her what she thought. What she felt. How she saw the world.
So sometimes I imagine her answers. I imagine her voice returning briefly through memory.
No one truly understands this endless suspension except those who have lost someone they loved to injustice.
Reera was a gifted runner. She played on a soccer team in Richmond Hill. Had she been allowed to live, she might have become a remarkable athlete.
Every father carries dreams for his child’s sixteenth birthday. Some small. Some immense.
Mine now exist only in fragments, buried beneath memory and longing.
Two years ago, I began to think that perhaps I could run in her memory on her birthday. She is no longer beside me, yet when I run carrying her image, I feel I am telling the world something simple and undeniable:
For me, a world without Reera is not a beautiful world.
A world without the children stolen by cruelty, by missile, by bullet, by bomb, can never be beautiful.
Tomorrow morning, I will run the Ottawa Marathon in memory of my daughter, Reera. These past two years of training, the pain, the solitude, the discipline, have all been for her, the most beautiful girl in the world to me, who was, who is, and who always will be.
As long as I live, I will not forgive those who took her from me.
And as long as I live, I will not forget the murder of my wife, Parisa, and my daughter, Reera.
#PS752justice
زینب احمدی ۴۴ساله، جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات فلکه چهارم «فردیس» کرج با گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از ناحیه پا مجروح شد. زینب توانست خود را به پارکینگ ساختمانی برساند و با کمک اهالی برای مهار خونریزی تلاش کند اما وقتی خواستند او را به بیمارستان برسانند، ماموران مسلح بسیجی به سمت آنها شلیک کردند. زینب بر اثر خونریزی و عدم انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد. او حامی حیوانات بود و پس از درگذشت پدر و مادرش به تنهایی زندگی میکرد. زینب را بعد از آزار و اذیت بسیار خانواده بر سر تحویل پیکر و صدور جواز دفن، جایی دورتر از محل زندگی در «بهشت علی» به خاک سپردند.
امروز وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر، دو زندانی سیاسی اعدام شدند؛ پس از بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار و محمد تقوی که در همین پرونده اعدام شدند. جنگ بد است؛ اما برای ایران، بقای جمهوری اسلامی آدمکش که سالهاست هر روز جان میگیرد، از جنگ هم مرگبارتر است.
#نه_به_اعدام