بعد بهش تکست دادم خب لطفا همین دونفر بیاین بقیه رو بیرون میتونم ببینم. گفت خب باشه پس یه روز دیگه همهمونو دعوت کن چی میگیییییی نمیخوام برو :(( نمیخوام این دوستارو بابا اه برین خونهتون کار زندگی دارم
من توییتر رو پاک کردم ولی انقدر عصبانیم و متعجب که باید اینجام میگفتمش همکلاسیم خودش و ۶ نفر دیگه رو دعوت کرده خونهی ۲۰ متریم. بهش میگم نیستم اون روز تا ۱۰ شب میگه خب برای شام میایم بعدش!!!!!!!! بعد میگم جا نمیشین همه میگه خب میزو میبریم بیرون:O
بعد میگم اصلا نمیدونم اون هفته میشه یا نه چون این پسر کار میکنه تا ۴:۳۰ صبح میگه خب منم کار میکنم خستهم چه ربطی داره به فلانی و فلانی گفتم بیان پس بعد بهش میگم لطفا بذار خودم دعوت کنم آدمارو چون نمیشه همه جا نمیشن اینجا میگه بهم توضیح بده چرا. ک*کش خونهی منه کی دعوتت کرد؟
@_Little_donut_ منم ام��وز دقیقا به همین فکر کردم!!!!
با اینکه خیس آب بودم داشتم فکر میکردم خب این خیلی نزدیکتره به هلند تا جمعه که ۳۶ درجه بود. خیلی هم اذیت نبودم با بارون دیگه:)
وقتی داشتم حولههای سینما رو تا میکردم همکارم اومد گفت تو داری مستر هنر میخونی؟ گفتم تموم شده درسم ولی اره مستر دارم. با تعجب نگاهم کرد که چرا به عنوان تمیزکننده اومدی اینجا؟ برگشت گفت: من حتی بچلرمم تموم نکردم. دنبال چه کاری هستی؟
واقعیت با ماهیتابه خورد توی صورتم..