The only thing that stops violent men from raping you and your society are other men who are equally willing to be violent in stopping the rapists. The West has decided that the highest virtue is to quietly comply with the destruction of your civilization because to do otherwise is bigoted toward the rapists. It really is that simple.
خودشناسی، واکاوی تروماها و جستجوی بیپایان برای پیدا کردن معنای زندگی، بزرگترین تله و اتلاف وقت انسان امروزی است. نجات و آرامش، دقیقاً در خودفراموشی و غرق شدن در امور بیرونی و عینی است، نه غوطهور شدن در درون!
این روزها میگویند: «خودت را بشناس»، «به درون بنگر»، «کودک درون را دریاب». اما به نظرم اینها یک مذهب مندرآوردی جدید برای طبقه متوسط است که نتیجهای جز خودشیفتگی پنهان، اضطراب دائم و فلج تحلیلی ندارند!
درون ما خبری نیست! به دروغ میگویند درون هر کدام از ما یک اقیانوس عمیق، منحصربهفرد و پر از مروارید وجود دارد که باید کشف شود! اما واقعیت این است که درون ما، بدون اتصال به یک کار عینی و بیرونی، چیزی جز یک مشت غریزه، خاطرات درهمبرهم و اضطرابهای بیولوژیک نیست. هرچه بیشتر به درون نگاه کنیم، بیشتر با وسواسهای فکری مواجه میشویم.
افسردگی مدرن، نتیجه زمان مازادی است که صرف نگاه کردن به آینه (مجازی و روانی) میشود. ایدهٔ اینکه «تو ابتدا باید تمام گرههای روانیات را حل کنی تا بتوانی زندگی کنی»، یک دروغ تجاری است. تاریخ را آدمهای عمیقاً زخمی، نامتعادل و با تروماهای شدید ساختهاند. آنها بهجای اینکه سالها روی مبل روانکاو بنشینند و گذشته را کالبدشکافی کنند، آن انرژی و خشم درون را به یک فرم عینی (یک کتاب، یک سازه، یک بیزنس) تبدیل کردند.
خلاصه اینکه، ما آنقدرها هم مهم و پیچیده نیستیم؛ پس دست از تماشای خود برداریم!
بالاترین سطح سلامت روانی و کارآمدی، زمان�� رخ میدهد که در یک کار، یک مسئولیت، یا یک اثرگذاری عینی بیرونی چنان غرق شویم که اصلاً خودمان را گم کنیم.
@hojjat_kalashi@HichkasOfficial د آخه شفته کس کون نشور تو چه گهی خوردی تو عالم سیاست تا حالا که الان از بالا به پایین برامون زر زر میکنی؟ بیا برو کونتو بده چاقال 😂😂😂
@Afkham_minus ما یک مسیری رو دستکم از سال ۹۵ طی کردیم که بهش میگم پارادایم شیفت و الان بعد ۱۰ سال به اوجش رسیدیم. کسانی که تو دی ماه تو خیابون نبودن و خیلی چیزها رو ندیدن، نمیتونن این شیفت پارادایمی رو درک کنن.
این نقد را خطاب به همه اردوگاه زیرساختی، چپ، اصلاح طلبانه و غالبا جمهوری خواه مینویسم و امیدوارم اگر مرضی در حمایت از رژیم وجود ندارد سبب گفتگو شود.
این متن آرش عزیزی در ظاهر مسوولانه و میانهرو نوشته شده، اما از نظر تحلیلی چند ضعف جدی دارد: مفهومها را جابهجا میکند، خطرها را نامتقارن میبیند و در نهایت به جای سیاست اپوزیسیونی، به نوعی اپوزیسیونِ مشروط به بقای ساختار توتالیتر فاشیستی میرسد. به هر قیمتی در اینجا یک دام لفظی است. عبارت «من خواهان کنار رفتن جمهوری اسلامی به هر قیمتی نیستم» از نظر اخلاقی جذاب است، اما از نظر سیاسی مبهم و تا حدی فریبنده است. هیچ نیروی جدی نمیگوید ایران باید «به هر قیمتی» ویران شود تا رژیم برود. مسأله واقعی این است: هزینهی ماندن جمهوری اسلامی چیست؟
وقتی نویسنده میگوید «عدم ویرانی ایران برایم مهمتر از هر حکومتی است»، گویی ویرانی ایران فقط از مسیر سقوط رژیم ممکن است، نه از مسیر تداوم آن. اینجا یک جابهجایی مهم رخ میدهد. جمهوری اسلامی خودش یکی از بزرگترین ماشینهای ویرانی ایران است: از اقتصاد و محیط زیست تا سرمایه اجتماعی، امنیت ملی، مهاجرت نخبگان، فرسایش نهادها، سرکوب، جنگسازی و تخریب امکان زندگی عادی. پس پرسش دقیقتر:
آیا بقای جمهوری اسلامی شکل کمهزینهتری از ویرانی ا��ت، یا خودِ ویرانیِ تدریجی و سازمانیافته است؟ متن آرش عزیزی از این پرسش فرار میکند.
متن میان گذار دموکراتیک و اصلاح درون ساختاری تمایز نمیگذارد. بند دوم میگوید گذار دموکراتیک میتواند از طریق مجلس مؤسسان و نظام جدید باشد، یا از طریق «تقویت نهادهای انتخابی کن��نی مثل مجلس و ریاستجمهوری و الغای ولایت فقیه». در جمهوری اسلامی، مجلس و ریاستجمهوری نهادهای انتخابی به معنای دموکراتیک نیستند. اینها نهادهای مسخ و غربالشده، تابع، محدود و مشروط هستند. شورای نگهبان، سپاه، بیت رهبری، دستگاه امنیتی، قوه قضاییه و شبکههای اقتصادی-ایدئولوژیک، فضای سیاست را از پیش مهندسی میکنند. بنابراین گفتنِ «تقویت نهادهای انتخابی کنونی» بدون توضیح دربارهی ساز و کار حذف نظارت استصوابی، انحلال ولایت فقیه، مهار سپاه، استقلال قوه قضاییه و آزادی احزاب، بیشتر شبیه آرزوست تا راهبرد عملیاتی.
الغای ولایت فقیه از درون جمهوری اسلامی، عملاً الغای ستون فقرات جمهوری اسلامی است. اگر چنین چیزی ممکن باشد، دیگر بحث اصلاح نیست؛ بحث تغییر رژیم با زبان نرمتر است. متن این تناقض را پنهان میکند. نویسنده میخواهد هم بگوید نظام باید دموکراتیک شود، هم راهی را باز بگذارد که همان نظام با کمی تغییر، ادامه پیدا کند. این همان منطقه خاکستری اصلاحطلبانه است: نه شهامت اعلام پایان ساختار را دارد، نه توان دفاع نظری از تداوم آن را.
«اصلاحطلبانی که تلاش واقعی کنند» یک فرضیه بیپشتوانه است. متن میگوید از اصلاحطلبانی که در این راستا تلاش واقعی کنند پشتیبانی میکنیم. پرسش این است: بعد از چند دهه، معیار «تلاش واقعی» چیست؟ اصلاحطلبی در ایران از چه مبنای فکری آغاز شده؟ کمتر کسی به آن پاسخ داده است. جدای از آن اصلاح طلبان بارها (بیش از سه دهه) فرصت اجتماعی و انتخاباتی داشته اند؛ از دوم خرداد تا مجلس ششم، از دولت خاتمی تا روحانی. نتیجه چه بود؟ ساختار نه فقط دموکراتیکتر نشد، بلکه امنیتیتر، بستهتر، خونریزتر و بیاعتمادتر شد. از ۸۸ تا ۹۶، از ۹۸ تا ۱۴۰۱، از اعتراضات معیشتی تا جنبش زن، زندگی، آزادی، رژیم نشان داد که هر گشایش سیاسی را در لحظه خطر در مقیاس صنعتی نابود میکند؛ با گلوله، زندان، اعدام و قطع اینترنت پاسخ میدهد. بنابراین حمایت از «اصلاحطلبی واقعی» بدون توضیح اینکه چرا این بار با دفعات ��بل فرق دارد، نوعی تعلیق ذهنی است. سیاست را به امیدی میسپارد که ابزار ندارد.
بند سوم درست شروع میشود اما غلط تمام میشود. جملهی «دلیل نمیشود حکومت مستقر ایران هر کاری کرد بد باشد و دشمنانش هر کاری کردند خوب باشد» از نظر منطقی درست است. هیچ سیاست بالغی نباید به دوگانهی کودکانهی «هرچه رژیم کرد بد / هرچه دشمن رژیم کرد خوب» فروکاسته شود. اما متن از این گزارهی درست، نتیجهای مشکوک میگیرد: پشتیبانی از مذاکرات، کاهش تنش، پایان جنگ با آمریکا و عادیسازی روابط. مشکل این است که «کاهش تنش» به خودی خود سیاست نیست. باید پرسید: کاهش تنش برای چه کسی؟ با چه امتیازهایی؟ با چه تضمینی؟ با چه نسبتی با مردم ایران؟ آیا منابع آزادشده دوباره صرف سرکوب داخلی، نیابتیها، سپاه و بازسازی ماشین امنیتی نمیشود؟ آیا عادیسازی روابط، بدون تغییر رفتار ساختاری رژیم، به معنای نرمالسازی یک حکومت گروگانگیر و سرکوبگر نیست؟
@Pooymax شما «هر» راهی را که بروید وقتی چنین رژیمی را در آستانه سقوط قرار دهد به چنین اقداماتی متوسل میشود.
و رژیم سقوط نمیکند مگر ابتدا در آستانه سقوط قرار بگیرد، با همان قطعیتی که شما به کیلومتر ۱۰ نمیرسید مگر ابتدا از کیلومتر ۵ عبور کنید.
I also checked many other facilities linked to missile productions and IRGC (like SADRA) and all were labeled as "Commercial", "Civilian", or "Industrial".
So, Trump was not lying, them shitheads stole the weapons in KRI, and there’s evidence.
write it down:
PKU stole the Iranian protester-destined weapons and scammed CIA.
Worse: Helped the Islamic Regime to stand and stay longer.
Who to blame: Bafel Talebani
عده زیادی از فرزندان آخوندها و مسئولان نظام، از جوانی ��ُر خوردند داخل ما. موقع پارتی و الکل سه قدم جلو بودند و خودشون رو آزادیخواه معرفی میکردند. تا وقتی کار واقعا به مو رسید و سقوط نظام شد احتمال.
همه برگشتند به آغوش پدر پدرسگشون چون عشق واقعیشون آزادی خودشون بود با پول خون.
شما اگه توی جنگ تهران میموندید و خونتون مثل من در صد متری جایی بود که هر دو روز موشک بارون میشد متوجه میشدید این بندگان خدا صدشونو گذاشته بودن تا غیرنظامی کشته نشه
@PavlosProkopeas@strxwmxn@seldomsensible Dear Pavlos,
I hope you're being paid by the IRGC for these falsehoods; because they're utterly dumb, incorrect, and make you look even more stupid then your profile pic would suggest.
40,000 is the floor of estimates, by the way. So, kindly, shut your trap about our affairs.
Sources tell me that no source would tell jack shit to anyone until the end of the ceasefire talks, so, stop falling for “BREAKING” craps, chill, and treat yourselves with some peaceful moments.
همونقدر که سربازی نرفتن و محروم شدن از مجوز کسب و کار تونسته سربازی اجباری رو لغو کنه، روسری سر نکردن هم تونسته حجاب اجباری رو لغو کنه.
هر وقت آزادانه و بدون حجاب تونستید عکس پاسپورت و کارت ملی بگیرید، که با پوشش آزاد برید سر کار دولتی و اخراج نشید میتونید صحبت از دستاورد کنید.
The Islamic regime is tightening its grip on the digital world, here's a commitment letter from Taknet (Hesabgar Pardaz Gharb) reveals just how far the state is going to monitor and control users. This document, which every subscriber is forced to sign, isn't just a service agreement, but literally a legal trap designed to keep the Iranians under a digital microscope.
1. Total Surveillance: Data Logging for Months
The document mandates that any organization distributing internet internally (like a workplace) must record and store the identity details, CDRs, and activity LOGS of every single user.
The Mandate: These records must be kept for a minimum of nine months.
The Purpose: The data must be ready for immediate handover to "competent authorities" (regime security forces) upon request.
2. Public Wi-Fi is Now a Security Checkpoint
The days of anonymous browsing in public spaces are over. For legal entities providing Wi-Fi in parks, airports, or malls, the rules are draconian:
Providers must coordinate directly with the company to implement "security policies".
Strict identity authentication and activity logging are required before anyone can even connect.
Failure to comply places the entire legal burden and "consequences" solely on the subscriber.
3. Zero Privacy, Total Liability
The regime has made it clear that the user is always at fault.
Strict Prohibitions: Using the connection for "traffic smuggling" or changing international transit numbers is strictly forbidden.
Full Accountability: The subscriber is held administratively, legally, and criminally responsible for any "misuse" of the connection, even by third parties.
No Sharing: Users are strictly prohibited from sharing their bandwidth with anyone outside their immediate employees.
4. Forced Compliance or "Permanent Deactivation"
The regime is even policing how users speak to service providers.
If a user shows "abnormal behavior" or uses "offensive language" during a call, the company can use the recorded audio as legal evidence in court.
The company reserves the right to suspend service for 10 days for a first offense and permanently deactivatethe internet for any repeat behavior, with zero liability for the user’s losses.
5. The "Force Majeure" Escape Hatch
While the user is bound by ironclad rules, the company (and by extension, the state) is protected. Any "unpredictable human hazards" including wars, riots, strikes, or nationwide infrastructure shutdowns (like the regime's frequent internet blackouts) are considered "Force Majeure". This effectively absolves the provider of any responsibility when the state decides to kill the lights on the digital world.
#Iran
CC @netblocks
@ciscocallme@vahidlazio علت اینکه برای من بحث هزینه بی معنی است: من عمیقا باور دارم که نظام موجود آخرین درجه دوزخ است، چرا که اولین اصلش ما را تا ابد به اندازه فاصله عصر تاریکی عقب میاندازد.
برای من این نه یک دعوای سیاسی است و نه یک مسئله اقتصادی. هیچ هزینه ای که تمامی داشته باشد همسنگ این خسران نیست.
I compare Trump hitting IRAN now to Roosevelt attacking Japan BEFORE Pearl Harbor, or England hitting Hitler BEFORE he invaded Poland, or tightening up airline security BEFORE 9/11.
We in the West always seem to wait until AFTER the disaster to take action.
Trump is different.