اینا رو میبینم حس نمیکنم ولی مطمئن میشم ایران درست نمیشه.
بسیج را منحل نخواهد کرد اسمش را عوض خواهد کرد به نام گارد شاهی و دوباره با مردم جنگ خواهد کرد.
یکبار برای همیشه برای پاسخ به سوالِ "اگر پهلوی نه پس کی؟" مینویسم:
تغییر پایدار و مسئولانه نظام سیاسی، نه با تکیه بر یک فرد، بلکه با تکیه بر «فرایند دموکراتیک» و «حکمرانی جمعی» امکانپذیره. تجربه تاریخی ما نشون داده هر وقت تغییر سیاسی به شخص گره خورده، نتیجهش بازتولید قدرت فردی بوده؛ نه استقرار دموکراسی!
نقطه آغاز یک گذار سالم، شکلگیری یک «ائتلاف ملی فراگیر» هست؛ ائتلافی متشکل از جریانها، گرایشها و نمایندگان اقشار مختلف جامعه: جریانهای چپ و راست، نیروهای قومیتی و منطقهای، فعالان حقوق زنان، نیروهای سکولار، مذهبیهای دموکراسیخواه، دادخواهان، نیروهای مدنی، حقوقدانان، متخصصان اقتصاد و سیاست عمومی و تمام چهرههایی که وزن اجتماعی و مشروعیت عمومی دارن.
وظیفه این ائتلاف نه جانشینی فوری قدرت، بلکه طراحی نقشه راه گذاره:
تنظیم یک پیشنویس قانون اساسی موقت، تضمین امنیت مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور، تعریف ساختارهای موقت حکمرانی، ایجاد سازوکار نظارت عمومی و سپس ارائه این پیشنویس به رأی ملت.
نوع نظام سیاسی هم باید به صندوق رأی مردم گذاشته بشه؛ جمهوری، پارلمانی، نیمهریاستی، هر مدل حکمرانی که مردم انتخاب کنن باید از طریق فرآیند حقوقی، آزاد، شفاف و قابل نظارت تعیین بشه *اما* اصل بنیادین اینه که هیچ ساختار یا فردی نباید فراتر از امکان عزل دموکراتیک باشه! نظامی که امکان برکناری قانونی توش نیست، ذاتاً با دموکراسی در تعارضه.(یعنی پادشاهی و سلطنت، حتی به اسم مشروطه)
هر شخص، از رضا پهلوی تا فعالان حقوق بشر، از چهرههای منتقد مذهبی، مذهبیهای دموکراسیخواه، تا چهرههای سکولار، از روشنفکران سیاسی تا نیروهای مدنی، اگر به قواعد بازی دموکراتیک، انتخابات آزاد، عدم تمرکز قدرت، پاسخگویی و حاکمیت قانون پایبند باشن، میتونن در این فرایند نقشی ایفا کنن.
هیچ جریانی نباید حذف بشع، و هیچ فردی هم نباید «صاحب پروژه گذار» معرفی بشه.
هدف نهایی، ایجاد سیستمیه که «متکی به شهروندان» باشه نه «شخصیتها»، سیستمی که با رأی ساخته شه و با رأی تغییر کنه. این یعنی احترام به عقل جمعی، حاکمیت مردم، و ساخت آیندهای که در اون کشور بدون خشونت، بدون فروپاشی و بدون تجزیه، وارد مرحلهای از توسعه، آزادی و پیشرفت بشه.
پس ما شخص نمیخوایم! ما عقل جمعی و ائتلاف تشکلگرا میخوایم.
آدم نباید خودشو تو پر قو نگه داره
نمیگم سخت کار کردن مساوی با درست کار کردنه
ولی باید از اون نقطه امن خارج شد.
هرروز وزنه رو یکم سنگین تر کرد
تعداد صفحات رو بیشتر کرد
از حصار ذهن بیرون اومد و خودشو به چالش بکشه.
@melviiin1990 منم زیاد حل کردم
هزارتایی اینا بدون دیدن راهنما و تصویرش.
دوست دارم
بهم یاد میده زندگی ی پازل بدون الگوعه ک هر تیکه حتی سیاهی ها لازمن برای معناش