پَرِسیاووشون شاتره با برگ مو، جوز هندی، جعفر جوزانی، اسپاسم، زرد کوه، تب سرد، سگ زرد، پدرسگ، منحیثالمجموع ابنسینا، زامیاد، زانیار، زانیار سر بازی ِ سُر بازی، سر سربازی را شکست! اینا رُ با دست قلقلی میکنی، میشه هومیوپاتی.
تو تاریکی بی رحمانه اتاقم "فرهاد" داره
میخونه:
تو فکر یک سقفم یک سقف بی روزن...سقفی اندازه ی قلب من و تو واسه لمس تپش دلواپسی،
برای شرم لطیف آینه ها واسه پیچیدن بوی اطلسی...
همینقدر لطیف