رابطه درسته این یه زندگی و روتین درسته و ما هم فک میکنیم که این روتین هیچ مشکلی نداره و بی نقصه
درحالی که فقط باعث فروپاشی بیشتر و افسردگی میشه درحالی که به ظاهر همون آدم های شاد و مهربون موندیم
دیگه هیچ حسی به زندگی و روتینم ندارم
مهم نیست چیکار میکنم کجا میرم چی میخورم و..
روز ها زودتر میگذرن و هیچی ازشون نمیفهمم
زندگی هیچ بویی نداره
هیچ چیز باعث نمیشه مثل قبل ذوق زده شم
فقط حس میکنم مجبورم یه کار هایی رو انجام بدم که بقیه ناراحت نشن و حال خوبی داشته باشن ¹_
یسری حرفا رو نمیزنم چون همیشه یکی هست که از من بیشتر فداکاری کرده و نباید ناراحتش کنم
همیشه یکی هست که فک میکنه دغدغه های بیشتری داره و بقیه الکی دارن برای خودشون داستان میبافن
مشکل از من نیست مشکل از اونا هم نیست مشکل این سبک زندگیه که توی زندگی همه تاکید داشتن که این یه ²_
@neslimmerol زنان ایرانی خشمگین نمیشن چون مردان ایرانی برایشان جانشان را از دست میدهند.
حالا برو در خیابان های استامبول اعتراض کن ببینم هیچ مردی از تو دفاع میکند.
این هست قدرت زن ایرانی
م و بعد که مطمئن شدم خواهر بچه اس تحویلش دادم و زنک زدم پلیس و گفتم چه اتفاقی افتاد و پلاک اون خونه و زنگ خونشون رو توی گوشیم سیو کردم تا اگه اتفاقی افتاد یادم باشه
اگه باهاش دوست نمیشدم مطمئن بودم اصلا همکاری نمیکرد
خوشحالم که مادرم بهش توجه کرد و اون فرشته کوچولو چیزیش نشد
یکم پیش تو راه برگشت خونه بودیم به دم پارکینگ که رسیدیم تا خواستیم بریم داخل مادرم دید یه دختر کوچولو انگار گم شده و از یه آقایی توی خیابون داره کمک میگیره و میگه که برسونتش تا خونه خواهرش
مادر من اون لحظه رو دید و زود رفت سمت اون بچه و مطمئن شد گم شده
منم تا متوجه داستان شدم پ_
بردمش سمت ساختمون زنگ همسایه هارو زدم دائم ازشون اسم خواهر بچه رو میپرسیدم و میگفتن نمیشناسیم
شانسی یکی از زنک هارو زدم گفتم....خانوم؟
شما خواهران گم نشده؟
یهو نفسشو داد بیرون جوری که انگار داره با کسی حرف میزنه گفت....پیدا شد بچه هم تایید کرد که خواهرشه و یکم باهاشون حرف زد_