اومد یه چیز بامزه برام تعریف کنه و من در حالی که از یه موضوعی دلم پر غم بود، باید بلند میخندیدم به حرفای واقعا بامزه ش. بلند خندیدم ولی خیلی مصنوعی شد!
بزرگتر بودن چقدر سخته!
#پسرداری
@SayalehZ خدا آن شب سخن میگفت با صوت یداللهی
خدا پیش محمد دست خود را داشت رو میکرد
خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع
علی در مسجد حنانه کفشش را رفو میکرد
اگر او یازده تن را به جای خود نمیآورد
چگونه با نبود او زمین یک عمر خو میکرد
؟