گارد پشت دره، یعنی یا الان حمایت ما مانع این کار میشه . یا معلوم نیست چه بلایی سر عزیزامون میاد. تا جایی که اطلاع داریم بند همینطوری ظرفیتش تکمیل بود و زندانیا حق دارن اعتراض کنن.
در مورد عقاید چپ، من به لیبرال دموکراسی اعتقاد دارم.
شما تنها آلترناتیو رو خودتون میدونید، من آلترناتیو رو دموکراسی میدونم نه شخص.
لجاجتی وجود نداره، تا وقتی سازماندهی شده به ما حمله بشه حق داریم از شرافتمون دفاع کنیم، مهمتر از اون حق داریم هر جریانی رو بابت وعدههای که عملی نشدن به پاسخگویی دعوت کنیم.
🚨🚨🚨
#سمانه_ابراهیمی_نوایی، ۴۶ ساله، ساکن آمل، روز شنبه ۲۳ خردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری منتقل شده. اطلاع رسانی سریع در مورد بازداشت شدهها رو جدی بگیریم.
شرمآوره که بعضیها سالها خودشون رو حامی توماج معرفی کردن، از اسمش اعتبار گرفتن، از رنج و ایستادگیش نوشتن، اما حالا فقط چون یه بار حرفی زده که با روایت مورد علاقهشون جور درنیومده، انگار تمام گذشته اون رو پاک کردن.
کسی که زندان رفت، شکنجه شد، حکم اعدام گرفت و هزینهای پرداخت که خیلیها حتی حاضر به تصورش هم نیستن، با یه اختلاف نظر ناگهان از قهرمان به خائن تبدیل شد!
این فقط ناسپاسی نیست، نشونه یه ذهنیت خطرناکه. ذهنیتی که آدما رو نه بر اساس حقیقت و کارنامهشون، بلکه بر اساس آخرین جملهای که مطابق میلش نباشه قضاوت میکنه. اون هم در حالی که خیلیهاشون حتی معنی حرفهای توماج رو درست نفهمیدن.
همین چرخشهای لحظهای و همین سبکمغزی سیاسیه که باعث شده بعضیها به جای پایبندی به حقیقت، فقط دنبال تشویق و تخریب آدما بر اساس سلیقه سیاسی خودشون باشن.
#زن_زندگی_آزادی
#توماج_صالحی
#دره_دریژ کرمانشاه رو در دیماه به یاد دارید؟ محله ای که جوانانش با تیربار قتل عام شدند؟ حالا امشب هم یگان ویژه ومقر سپاه در دره دریژ با خاک یکسان شد
#IranWar
دوستان عزیزم ساعت سه شبه. من میرم بخوابم. خواهش میکنم هشتگ رو زنده نگه دارید. سه تا توئیت انگلیسی زدم. اگه دوست داشتید ریتوییت کنید.
#DigitalBlackOutIran
با درود و احترام
دوستان زیادی نگران من و سامان شدند. حال هر دوی ما خوب است و همراه با یک تیم بینالمللی برای پوشش تحولات میدانی در منطقه هستیم. به زودی با گزارشهای میدانی با شما خواهیم بود.
Even under the Islamic Republic’s own laws, provisions exist to release detainees in times of war. The Prisons Organization and the Judiciary must implement them immediately. Failing to do so is a violation of their own law. Detainees’ lives are at risk. Release them now. #FreePoliticalPrisionersinIran
Fears are rising for political prisoners in Iran, including a Nobel Laureate jailed with other activists for challenging the regime under military attack by the United States and Israel.
“History has shown that the Islamic Republic has repeatedly and systematically exploited war to escalate violence against political prisoners,” the Paris office of 2023 Nobel Peace Prize recipient Narges Mohammadi said in a statement shared with TIME.
The Narges Foundation said it was “profoundly concerned” about Mohammadi, who, after being arrested in December while protesting the suspicious death of a fellow activist, is currently jailed in Zanjan, a city northwest of Tehran that was shaken by a massive explosion on Saturday.
https://t.co/UNSeEyLiVL
#FreeNarges #NargesMohammadi #Iran #Freepoliticalprisoners
Amid the escalating tensions in Iran, Kiana Rahmani is speaking out for those whose voices are often muffled by prison walls. In an interview with La Repubblica on March 3, the young activist and daughter of Narges Mohammadi opened up about the anxiety of having a loved one behind bars during a time of war.
"Regarding Evin Prison, there are serious concerns about conditions, including reports that detainees have faced interruptions in food distribution. In Zanjan prison where my mother is held, we are equally worried. When communication is cut families are left in the dark. That in itself is a form of torture — not only on the prisoners, but on their loved ones."
https://t.co/4L9RYH5mBM
#Freepoliticalprisoners #iran #FreeNarges #Zanjanprison #Evinprison
من #مهدی_میرزایی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴. بیست و سه سالم بود متولد ١٠ خرداد ماه ۱۳۸۱. فرزند آرزو کریمی، تک فرزند، اهل اراک در استان مرکزی و ساکن تهران بودم. مادرم منو از شش سالگی به تنهایی بزرگ کرده بود، شغلش خیاطی بود و با درآمدی که از این راه داشت مخارج زندگیمونو تامین میکرد. دیپلم که گرفتم وارد شغل آرایشگری شدم که خیلی بهش علاقه داشتم. تو شغلم توانا و شریف و بین فامیل و دوستام معروف بودم به مودب، خوشرو، مهربون، زحمتکش و جوانمرد بودن. درآمد زیادی نداشتم ولی یه دختر هفت ساله بدسرپرست رو تو بهزیستی تحت حمایت داشتم و ماهیانه براش پول میفرستادم، در حد توانم به افراد بیخانمان هم کمک میکردم. علاقه زیادی به حیوانات داشتم و براشون غذا رسانی میکردم.
خیزش مردمی ۱۴۰۴ از ۷ دی ماه، با اعتراضها و اعتصابهای ناشی از بحران شدید اقتصادی در بازار بزرگ تهران شروع شد و به سراسر کشور گسترش پیدا کرد، احزاب کردی با صدور بیانیههایی خواستار اعتصاب سراسری و تعطیلی بازارها تو شهرهای کردنشین در اعتراض به سرکوب شدن. رضا پهلوی هم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد و اعتراضات در نهایت به بیش از ۴۰۰ شهر رسید و به فراگیرترین و وسیعترین حرکت اعتراضی علیه جمهوری جنایتکار اسلامی در چهار دهه گذشته تبدیل شد.
شب ۱۸ دی بود، منم در کنار هموطنام به اعتراضات پیوستم. مادرم بهم زنگ زد و گفت مراقب خودت باش منم جواب دادم: «مامان خون من از بقيه بچههاى مردم سرخ ترنيست، بايد هممون بريم براى فراخوان اعتراضات».
تو خیابون نبرد شمالی بودیم که سرکوبگرای وحشی بهمون حملهور شدن، اونا با گلولههای جنگی به سمت مردم که دست خالی بودن شلیک میکردن. توی شلوغی یکیشون منو هدف قرار داد و مستقیم به سمتم شلیک کرد، گلوله به قلبم اصابت کرد و غرق در خون نقش بر زمین شدم و جون دادم…
مردم رسوندنم بیمارستان ولی من دیگه از دنیا رفته بودم. با وجود اينكه با اسم و فامیلم به بیمارستان تحویل داده شده بودم، ولی مامورای مزدور منو با اطلاعات ناشناس با كد ۱۱۸۵۰ به پزشکی قانونی كهريزک انتقال دادن.
مادرم وقتی مطلع شد، با حال پریشون به کهریزک مراجعه کرد، منو بین اون همه جسد که تو کیسههای مشکی بودن جستجو کرد، دونه به دونه بینشون گشت و کیسهها رو باز کرد تا به سختی تونست پیدام کنه. مزدورای رژیم تهدیدش کردن و گفتن باید به همه بگی پسرت بسیجی بوده وگرنه جنازشو برای خاکسپاری بهت تحویل نمیدیم. مادرم که زن شجاعی بود قبول نکرد که منو بسیجی اعلام کنن و به عنوان قاتل و تروریست شناخته بشم، اونا هم گفتن پس باید برای تحویل جنازه پول بدی و از مادرم خواستن که دلیل مر.گ من باید هر چیزی غیر از شلیک گلوله اعلام بشه، حتی با محلی که خانوادم برای دفن من در نظر گرفته بودن موافقت نکردن.
عاقبت مامورا جنازمو با کلی شرط و شروط و تعهد به خانوادم تحویل دادن که به اراک انتقال داده بشم.
پیکر بیجون من در آرامستان اراک، قطعه ۴۹، ساعت هفت صبح در سکوت فقط با حضور خانوادم غریبانه به خاک سپرده شد.
مامورای مزدور اطلاعات حتی به نوشتههای روی سنگ مزارم گیر میدادن و میگفتن هرچی بنویسین پاک میکنیم!
آخرش خانوادم یه بیت شعر رو از آرشیو تلفنم برداشتن و نوشتن:
«آنقدر مىجنگم كه به يک دنيا بفهمانم هر مادرى اولاد پر جرات نمىزايد»
خانوادم بعد از کشته شدن من مدام تحت فشارهای امنیتی بودن. مادر داغدارم که هنوز رفتن منو باور نکرده بود میگفت: «پسر من فقط يه معترض بود. معترض به بىمعنی شدن تلاشش براى آينده.»
قرار بود مراسم چهلم در تاریخ ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴ برگزار بشه ولی نهادهای امنیتی با تهدید خانوادم اونا رو مجبور کردن مراسم رو مختصرا و نه به دلخواهشون در تاریخ ۲۴ بهمن ماه بر سر مزارم بر پا کنن.
هموطن، من پر از شور و شوق زندگی بودم، اما با دلى پر از حسرت آرزوهاى كوچک دست نيافتنی، که مسببش رژیمخونخوار اسلامی بود، همونایی که وقتی اعتراض کردم ناجوانمردانه جونمو گرفتن و هیچکس هم پاسخگو نشد.
به امید روزی که مردم بالاخره روی آرامش رو ببینن و از شر این حکومت سر تا پا جنایت و ظلم خلاص بشن. ناامید نباش، تو باید بمونی و روز آزادی رو جشن بگیری و جای من و جانباختههای دیگه رو خالی کنی، به امید اون روز…💔
#علیه_فراموشی
امروز تشییع پیکر ۱۶۵ دانشآموز مینابی برگزار شد. «رهبر خودخوانده انقلاب ملی» هرگز اشارهای به کشته شدن این کودکان بیگناه نکرد. حتی اگر با جنگ هم موافقی، نمیتوانستی درباره کشتهشدن غیرنظامیان چیزی بگویی؟ ملاحظات سیاسی و کسب قدرت برای او حرف اول و آخر را میزند.
#زن_زندگی_آزادی_جمهوری_ایرانی