من تا اخر عمرم با هر انسانی باشم شبانهروز این ترس رو دارم.
همش منتظرم بره.
بگه “من فکرامو کردم، این رابطه رو نمیخوام”
“من با کس دیگهای آشنا شدم”
“دیگه نمیتونم تحملت کنم”
منتظرم که تماس بعدیم رو جواب نده.
منتظرم حتی شاید یه روز برم خونه و خودشو کشته باشه.
همش منتظرم دیگه نباشه.
به کیرم که داستایفسکی تو فلان کتاب چی گفته
مرد باید فنی باشه، بلد باشه کولر آبی راه بندازه، آبگرمکن روشن کنه، بوی گازو تشخیص بده، موقع اسبابکشی بگه «ولش کن خودم میارم»
نه اینکه نصف شب استوری بذاره «کافکا مرا فهمید»