با ی پسره داشتم آشنا میشدم تو همون حرفای اول آشنایی برگشت گفت؛ آشپزیت که خوبه؟
گفتم مگه خونه داری؟
گفت چه ربطی داره؟
گفتم کجا آشپزی کنم خب؟ باید خونه داشته باشی مواد اولیشو تهیه کنی بعد کمک کنی باهم آشپزی کنیم .
یه جوری کیرشو کشید سرش و بهش برخورد که نگو و نپرس 🤷🏻♀️🤷🏻♀️🤷🏻♀️🤷🏻♀️🤣🤣🤣
چجوری باید با این حقوقا و این شرایط زنده بمونیم ؟
کیرم تو عکسای تیر و مرداد و پیشاپیش شهریورتون
که اینقدر همه چیزو گوگولی نشون میدین مادر جنده های رانتی
امروز رفتم دکتر با بیمه تامین اجتماعی ، کلا سه قلم دارو داده ، یک ورق مسکن ، یک سرم نمکی و یک عدد آمپول ۱۶۰۰ تومان پول دادم و خستم از این بدبختی و لجنی ک توشیم
جالبه اینستارو ک باز میکنی مردم تو صف غذای پرسی ۵ تومن تو رستورانن و من به این شکاف کثیف طبقاتی با حسرت نگاه میکنم ...
وای چقد باشعور.
استتیک ترین عکس ها رو از استتیک ترین زندگی ممکن میزارید و ادا بدبخت بیچاره ها رو درمیارید.
هم خیلی دلقکید هم باعث میشید ادم های واقعا بدبخت و بیچاره و فقیر احساس مضخرفی که نسبت به زندگیشون دارن، چند برابر بشه.
صرفا عکستونو بزارید و چرت و پرت ننویسید.