اما عجیب ترین بخشش، سرنوشت اولین ساکنین اون خونه؛
کسانی که حالا بعد از گذشت سالها هرکدوم مکان جدیدی رو "خونه" میدونن، ولی خب هنوزم توی خواب ناخوداگاه ذهنشون خونه رو همون خونه اولشون نشون میده بهشون، جوری که هربار بعد از بیدار شدن چند ثانیه به اطراف خیره میشن تا مطمعن بشن کجان!
اینجا اما هیچ چیز فرقی نکرده. مثل خونه ای توی شهری جنگ زده که ساکنین ترکش کردن، اما هنوز پابرجاست، سفره آخرین صبحانه هنوز پهنِ، لیوان تا نصفه چای داره و ساعت تیک تاک میکنه، اما هرجارو که نگاه میکنی غبار گرفته و هیچوقت کسی قرار نیست دوباره اینجا طعم زندگی رو بچشه.
سرنوشت این خونه؟
غارت توسط راهزنانی که تعلقی به اونجا ندارن
یا شاید تخریب شدنش با یک لودر بزرگ
و روزی بنا شدن سازه ای جدید
جوری که هیچ کدوم از ساکنین جدیدش حتی ایده ای از گذشته و تاریخ اون بنا ندارن.
@CherryLadyLove قابل درکه که با سه سال فرانسوی خوندن به سطح قابل قبولی ازش برسی، ولی تدریس؟ همینه که سطح اموزشیه اموزشگاه های زبان هایی بجز انگلیسی انقدر پایینه و پیدا کردن یه استاد خوب انقدر سخته!