بخدا نمیخوام پز بدم، نگین خوشی زده زیر دلش. من ۵ ساله مستقلم و کار میکنم و وضع رفاهیمم خوبه. ولی واقعا خسته شدم. من روحیاتم روحیات ادم شاغل و موفق نیست. من دوست دارم صبحا بیدار شم ارایش کنم، غذا درست کنم، برم باشگاه، کتاب بخونم، گل و گیاه داشته باشم
من نمیخوام صبح زود
امروز سرکار انقد خار دلم گاییده شده که توانایی حرف زدن ندارم
یعنی صدایی از این حنجره کیری در نمیاد
با این حال فقط میخوام اکسم بهم زنگ بزنه حرف بزنه تا یکم حداقل یکم اروم شم