با کشته شدن و حذف عاملان و تصمیمگیران اصلی نظام، امکان دانستن حقیقت هم ��رای همیشه از بین میرود.
وقتی کسانی که در دل ساختار قدرت بودهاند و از جزئیات قتلها، ترورها، سرکوبها و تصمیمهای مرگبار خبر داشتهاند از میان میروند، آنچه دفن میشود فقط بدن آنها نیست، بلکه روایت دقیق وقایع هم همراهشان به ��ور میرود.
در نتیجه، پرسشهایی مثل در ۸۸ چه شد، یا چرایی فاجعه هواپیمای اوکراینی، یا ابعاد واقعی قتلهای زنجیرهای، به جای آنکه پاسخ بگیرند، برای همیشه در حد حدس و گمان باقی میمانند.
یکی از بدترین شکلهای کنترل همین است که حقیقت را بهگونهای دفن کنی که دیگر هیچوقت قابل بازیابی نباشد.
بدون دادگاه، بدون اعتراف، و بدون امکان بازخواست، تاریخ به یک خلأ تبدیل میشود.
خلأیی که در آن میدانیم اتفاقات بزرگی افتاده، اما هرگز نخواهیم فهمید دقیقاً چه و چگونه.
این یعنی نه لزوما شکست کامل عدالت، بلکه اقلا شکست در دانستن.
@Alighazizade راوی این روایت به حدی از قوای فکری بی بهره است که فکر میکند در سال ۲۰۲۶، همچنان مثل قرون وسطی، حفظ یک تشکل انسانی، مستلزم داشتن یک محل ( چهاردیواری+ سقف) است. پشکلی که بر چاه دهان مزدوران بیشرفی مثل این گراز رواست، بر چاه مستراح حرام است.
@GadflyPersia@nntaleb So public anti-regime rhetoric is not a reliable measure of actual risk-weighted support. That’s precisely the bias Taleb is pointing out.
@GadflyPersia@nntaleb What people say from their podium doesn’t count. What really count is Skin In the Game. A citizen’s attachment to the status quo is a function of the existential risk they bear from instability. Diaspora Iranians have less skin in the game than residents inside Iran.
@GhonchehAzad@Shayan86 به حال منوتو و بی بی سی و کلیه ی پرسنل اُمُّل و بیسوادشون از دم که هنوز نمیدانند ترانه ی “ ای ایران” ، سرود « ملی» نبود واقعاً باید خون گریست.