وای این زنیکه Sammi چه کثافتی بود که وارد زندگی گلگرها شد، خودشون کم بدبختی داشتن این روانیِ کینهای هم ول نمیکنه. بچ جم کن برو کسی تورو اینجا نمیخواد اه. 😭
امروز رفتم سراغ فایل اهنگ قدیمیام از بینشون یهو همون اهنگی که خودت واسم فرستادی و گفتی دوست داری اهنگ عروسیت باشه پلی شد. کل روزم سنگین شد. از اون روز و اون حرف و اون اهنگ سالها گذشته، تو نیستی؛ و من هنوز یاد نگرفتم چطور با این سوگ کنار بیام.
هم زبان میخونم هم کتاب میخونم هم فیلم میبینم هم ورزش میکنم هم رژیم دارم هم سفالگری میکنم هم روزی تقرییا ۱۰ ساعت کار میکنم هم اگه یه تفنگ داشتم یه گلوگه تو جمجهم میزدم و تمام.
این روزا بخاطر اتفاقای عادی روزمزه گریه میکنم.
دلیل گریه امروزم: انگشتم لای قفل در گیر کرد و چسب زخم سرکار نداشتیم و مجبور شدم تو گرما برم تا داروخونه در حالی که انگشتم پر از خون شده بود. ☝🏻
امشب بعد تموم شدن کلاسم اومدم دم در سوار اسنپم بشم که برگردم خونه. شاگردم (۵ سالشه) با ذوق بهم گفت میس لیلا میس لیلا برگشتم براش دست تکون دادم، اشاره کرد به ماشینشون گفت ما ماشینمون بنزه :))))
بعد باباش گفت واااای خاک به سرم ببخشین تروخدا این بچه ما یکم ندیدهاس :))))))