نظرم رو قبلا در مورد اینترنشنال گفتم
البته نظر صرف نبود
#اطلاعات_خاص بود که ابدا جامعه و فضای ایکس اماده پذیرشش نبود،
الانم نیست
متاسفانه همه چیز را در خشت خام احساسات مینگرند.
مستند «پیجینگ حزبالله» درباره پشتپرده عملیات انفجار پیجرها و بیسیمهای حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴ ساخته شده است
این مستند به کارگردانی جاستین فولک ساخته شده و قرار است ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۸ آبان ۱۴۰۵ در آمریکا اکران شود.
جمهوری اسلامی را هیچچیز نجات نخواهد داد
تکرار میکنم: هیچچیز.
نه اقتصادی باثبات دارد که پشتوانهی قدرتش باشد،
نه جامعهای یکپارچه پشت حاکمیت ایستاده،
و نه محیط منطقهای همان امنیت گذشته را برایش فراهم میکند
وقتی حکومتی برای حفظ هر اهرم قدرت،
مجبور است اهرم دیگری را هزینه کند،
مسئله دیگر فقط «قدرت» نیست؛
مسئله، هزینهی زنده نگهداشتن قدرت است
و این همان نقطهای است که یک پرسش جدی آغاز میشود:
برای حفظ آنچه باقی مانده،
دیگر چه چیزی باید هزینه شود؟
فقط یک پاسخ مانده است:
خودش.نقطه
با هر کلمهاش اشک ریختم مونای عزیز، سر تعظیم فرود میارم در برابر قدرت کلماتت و صدایی که رعشه انداخت تو وجودم
یادآر اگر رگت را، با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا، او را گواه باشی
سعی کردم به کار ببندمش، ممنون که قوت و قدرت ارادهام شدی عزیز نازنینم
بی بی نفس عردوغان رو گرفت!
تو نصف قبرس رو اشغال کردی! کردهارو میکشی! نسل کشی ارامنه رو انکار میکنی! به مالکیت یونان چشم داری! میخوای بیای تو سوریه! به اورشلیم هم نظر داری! نه آقای محترم! اینجا کشور ماست! خونه ماست! 💪
چقدر باید حرومی و لجنزاده باشی تا به کسی که جگرگوشهش رو برادرش رو ازش گرفتن اینجوری بگی
بابا شماها دیگه خیلی حرومزادهاید، نفس آدم بند میاد از میزان حرومزادگیتون
🚨مهم🚨
دوستان، این اکانت هر روز اسم جاویدنامها رو به زبان انگلیسی مینویسه تا دنیا صدای اونها رو بشنوه.
خواهش میکنم از این کار ارزشمند، برای خانوادههای جاویدنامها حمایت کنیم و صدای بچههاشون رو جهانی کنیم.
مخالفت آمریکا با درخواست جاکشی بنام قطر مبنی بر رفع محاصره ایران
والاستریت ژورنال: پس از تلاش قطر برای برقراری دور جدیدی از مذاکره بین ایران و آمریکا، دولت آمریکا به قطر اعلام کرده که ترامپ قصدی برای لغو تحریم یا محاصره دریایی ایران ندارد.
یک مقام کاخ سفید نیز گفته که تحریمها و محاصره دریایی، آمریکا را در موقعیت قدرتمندی در برابر ایران قرار داده.
#فوری
اختصاصی ـ تو نیویورک چه خبره/ واقعا عجیبه
تناقض در نیویورک، سردرگمی در تهران
دیپلماسی یواشکی و دور از چشم عرزشی
تناقضگوییهای شتابان و فلجکنندهٔ رسانههای سپاه، بیانیههای دبیرخانهٔ شورای عالی امنیت رژیم(شعام) و اظهاراتِ شوکهکنندهٔ مسعود پزشکیان در نیویورک، نشاندهندهٔ یک شیزوفرنیِ کامل در مرکزِ تصمیمگیری و شکافِ کوانتومی میانِ هستهٔ سخت در تهران و تیمِ اجرایی در نیویورک است.
برای بدنهٔ ایدئولوژیک رژیم این تناقضهای آشکار، خروجی همان سردرگمی تاکتیکی و شکاف ساختاری در لایههای تصمیمگیری حکومت است.
این تحلیل بر سه محور اصلی استوار است:
دستپاچگی در نیویورک
سندروم خیانت در تهران
ریزش منطق تبلیغاتی بدنه عرزشی
۱. نیویورک؛ دیپلماسی پنهان و عقبنشینی از خطوط قرمز
ورود هیئت دیپلماتیک به نیویورک در ظاهر برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، در واقع پوششی برای انجام مذاکرات مستقیم و بدون میانجی با طرف آمریکایی تحت هدایت شورای عالی امنیت رژیم (به دبیری محسن رضایی) است.
نکته کلیدی در عملکرد این هیئت، عبور از خطوط قرمزی است که سالها بهعنوان اصول لایهتغییرناپذیر تبلیغ میشد.
اظهارات اخیر مبنی بر آمادگی برای تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده، نشان میدهد که تیم اعزامی برای دستیابی به توافق یا کاهش فشار، فراتر از اختیارات اعلامشده و چارچوبهای سختگیرانه اولیه گام برداشته است.
۲. تهران؛ جنگ روایتها و تناقض در مرکز تصمیمگیری
در ساحل سیاسی تهران، عدم هماهنگی و هراس از پیامدهای داخلی این دیپلماسی به اوج رسیده است.
مقایسه سه موضعگیری همزمان، تناقض ساختاری را برملا میکند:
رسانههای رسمی و نهادهای تبلیغاتی (مانند فارس):
بهکلی منکر هرگونه مذاکره میشوند تا از ناامیدی یا ریزش بدنه ایدئولوژیک جلوگیری کنند.
دبیرخانه شورای عالی امنیت رژیم (محسن رضایی):
اصل انجام مذاکرات را تأیید میکند، اما برای حفظ ظاهر و قوی نشان دادن موضع خود، مدعی میشود که هیچ پیشرفتی حاصل نشده و شرایط جمهوری اسلامی (از جمله موضوع تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی/نفتی) توسط دولت ترامپ رد شده است.
قوه مجریه (پزشکیان):
سیگنال عقبنشینی و امتیازدهی عملی (مثل تحویل اورانیوم) را صادر میکند.
این سهگانگی (تکذیب مطلق، ادعای بنبست در مذاکرات سخت، و سیگنال تسلیم) نشاندهنده نبود یک استراتژی واحد و هراس شدید از پذیرش مسئولیت نتایج این دیپلماسی است.
۳. پرسشهای سخت از بدنه ایدئولوژیک (عرزشیها)
بدنه طرفدار رژیم با یک علامت سؤال بزرگ و بدون پاسخ روبروست:
اگر طبق ادبیات رسمی، مذاکرات گذشته (مانند تجربه اسلامآباد) «عبرت» بود و خط قرمز نظام عدم مذاکره مستقیم با آمریکا به شمار میرفت، چرا شورای عالی امنیت خط دیپلماسی مستقیم به نیویورک فعال کرده است؟
این شاتل دیپلماتیک و تناقضگوییهای پس از آن، اثبات میکند که ادعاهای قبلی نه بر اساس اصول ثابت، بلکه صرفاً مانورهای تبلیغاتی بودهاند که در برابر واقعیتهای سخت اقتصادی و نظامی رنگ میبازند.
آنچه در حال حاضر میان نیویورک و تهران میگذرد، یک شاتل دیپلماسی از روی اضطرار است.
هیئت اعزامی در نیویورک برای دادن امتیازات بزرگ (مانند اورانیوم) اعلام آمادگی میکند، در حالی که در تهران، نهادهای قدرتی چون شعام سعی دارند با ادعای «بنبست و شروط سخت» تصویر اقتدار را حفظ کنند و رسانههای داخلی نیز با تکذیب اصل مذاکره، بدنه بدبین و سردرگم خود را مهار نمایند.
پزشکیان و عراقچی و غرببآبادی در حال حراج ناموس رژیم در نیویورک هستند
محسن رضایی در تهران دچار توهم بازدارندگی شده و آمریکا را تهدید میکند که فرصت دیپلماسی اندک است
خبرگزاری سپاه هم کلا منکر مذاکرات میشود
اینها همه نشان از یک چیز دارد:
به زودی جنگنده های اسرائیل در آسمان تهران ظاهر خواهند شد
#جاویدشاه