از مدرسه، تمام دانش آموزا، حیاط، آبخوری، کلاسا، معلما، مدیر، معاونا، برگه های امتحانا، درس ها، لباس فرم پوشیدن، صدای رو مخ کولر موقع سکوت امتحان، کارت ورود به جلسه، بازرسی بدنی، دوره کردن درس و استرس قبل امتحان، اضطراب بعد از چک کردن جوابا با بقیه، و همه چیییی متنفرممممم.
میدونم قرار نیست کسی بخونه، ولی دلم میخواد یه خبر خوب رو اعلام کنم :) اونم اینکه بعد از گذروندن تقریبا سه سال افسردگی، امروز دیگه کامل مطمئن شدیم که من شکستش دادم، و بالاخره میتونم زندگی کنم^.^