تو تبریز یبار یه پسره اومد بهم شماره بده دید ترکی بلد نیستم ،یه جمله ترکی میگفت بعد یادش میومد فارسم نصف دوم جمله رو ترکی میگفت اخرم گفت بخدا رگ به رگ شدم ول کرد رفت🤣🤣🤣
یکبار سفر رفته بودیم تبریز. یک ماشین دربست گرفتیم که ما رو ببره چند جای دیدنیش. رانندهش یک آقای مسنی بود. ما که ترکی بلد نبودیم، این طفلک مجبور بود فارسی حرف بزنه. بعد از چند ساعت برگشت گفت بخدا مگزم درد گرفت، نمیشه شما ترکی صحبت کنید؟
استادم بهم گفت اگه روزی دوساعتتمرین کنی منم تمام انرژیمو میزارم باهات خوب کار میکنم که ببرمت تو گروه موسیقی چونتنها هنرجو جیمبی منی.
خدایا یعنیمیشه؟!..🥹🥹🥹