تو این ۵ سالی که آنلاین شاپم رو دارم، اینجا خیلی معرفیش نکردم چون مشتری های زیادی از اینستاگرام داشتیم.
از تایمی که نت ملی شده متاسفانه اکثر مشتریامون رو از دست دادیم. اگر دوست داشتین خریدی انجام بدین میتونین موجودی ها رو تو سایت ببینین
همگی خرید آمریکان🇺🇸
https://t.co/tWDKVotjJC
ساعت ۳ نصفه شب از حموم اومدم بیرون، نیم ساعته حوله پیچی شده رو تخت نشستم و منتظر یه امداد غیبی هستم که بیاد موهام رو خشک کنه و روتین پوستی بعد حمومم رو برام انجام بده.
به به چه سردرد و بیخوابی زیبایی رو دارم تجربه میکنم! درس خوندن کله سحر و پشت این میز، دقیقا منو یاد چند روز مونده به امتحان های پایان بخش دوران اینترنیم میندازه. چه روزای سخت و فلاکت باری بود. چقدر زندگیم تیره و تار بود😣
ساعت ۳ و نیم صبح در حالی که تازه آدم مورد علاقه ت رو خوابوندی، آسمون کم کم داره روشن میشه، صدای جیک جیک پرنده ها میاد، لاته ت رو درست میکنی و میشینی پای مشقای زبانت📚🤓
از بچگی هیچ وقت عروسی و عروس شدن رو دوست نداشتم. دیدین دختر کوچولوها دلشون میخواد لباس عروس بپوشن و عروس شن؟ هیچ وقت دلم نخواسته. حتی فکر کردن بهش بهم استرس هم میده.
از عروسی کردن فقط حلقه خریدن و سرویس طلاش رو دوست دارم😂
تمام شیفت امشب لا به لای بیمارا مشغول دیدن ریلزهای آشپزی و غذای سالم بودم. حالا ساعت ۲ شب رو مود آشپزباشیم هستم و در منزل داهات هم مواد اولیه ای جهت آشپزی موجود نمی باشد.