یه شب زود خوابیدم نصف شب بیدار شدم برم آب بخورم، دیدم بابام توی چارچوب درِ حیاط ایستاده توجه نکردم و رفتم سمت آشپز خونه که یهو دیدم بابام تو سالن خوابیده..تشنج کردم یه لحظه از ترس یهو بابام دویید اومد گفت نترس نترس عموته🤦♀️نگو ماشینش نزدیک خونمون پنجر میشه
شب میاد خونه ما🫠