با فاصله چندثانیه کوتاه پرت میشی توی یک سال پیش و دو روح سرگردان رو میبینی که از کنارت رد میشن در یک تلاقی عجیب و تو دوباره فراخونده میشی به زندگی واقعی و نمیفهمی چه اتفاقی داره دقیقا میافته...
#lstwk
دستان سرگردان یک سایهی سفید به قامت روحش، تار و پودم رو مثل یک ساز گمشده در اعماق مبهم اقیانوس عدم، به پریشانی نواخت.
با هر زخمه بر جان پیکر گمشده راه برگشت به ساحل زندگی رو به روشنایی نزدیک میکرد.