من کودکیم رو زندگی نکردم، بیشتر کودکیمو صرف فهمیدن چیز هایی کردم که برای کودک زیادی سنگین بودن.
یاد گرفته بودم از روی صدای قدم ها بفهمم چه اتفاقی در راهه، از سکوت ها بفهمم چی تغییر کرده و از یه لحن ساده بفهمم امروز باید آروم باشم.
دنیا جای امنی نبود و مدام باید پیش بینی میکردمش.
دوستم بعد از ٦سال زندگى در آستانه طلاقه.
ازش سوال كردم حاجى توى دوران دوستى هم میديدى زنت سرده؟
مىديدى گرم رفتار نمىكنه؟
كم حرف مىزنه؟
آداب اجتماعيش ضعيفه؟
گفت: آره.
خيلىها گفتند از جمله خودت، اما من دوسشداشتم و گوش نكردم.
شنبه دادگاه دارند و خانومش ١١٠ تا سكه رو مىخواد😐