@Tonymn95 جواب دقیقی نمیتونم بدم.
بنغازی دومین شهر بزرگ لیبی بود و خودش هم موتور اصلی و پایتخت انقلاب. اینجوری نبود که بقیه از جای دیگه انتخابش کرده باشن.
در دوران معاصر بنغازی و چند شهر مهم دیگه در لیبی در مراحل اولیه جنگ داخلی تقریبا به همین شکل به دست مخالفان افتادن.
لیبی از این جهت که فرهنگ اسلحه نداشت شبیه به وضعیت ماست و از لحاظ سطح کارآمدی دستگاه امنیتی نظامی و سطح کنترلی که روش وجود داره و ساختار طایفهای و شکاف شرق/غرب که
برای کسانی که میگویند حالا باید چه کرد و چه برنامهای وجود دارد ده گام عملی برای چندماه پیش رو پیشنهاد کردهام. هممیهنان نیز پیشنهادهای خوبی در کامنت طرح کردهاند.
راهحل به نظر من همچنان همزمانی سه اتفاق است حضور پرشمار مردم، حضور هستههای مسلح گارد جاویدان، ریزش فعال نیروی سرکوب و پیوستنش به مردم. جنایت رژیم در ۱۸ و ۱۹ دی نشان داد برای پیروزی بر دستگاه سرکوب ما نیازمند قدرت آتش بسیار بیشتری هستیم. مزیت رقابتی جنبش ملی در جمعیتش است، هر راه حلی باید بر این مزیت رقابتی تکیه کند. تمام پیشنهادهای مطرح شده برای رسیدن به این نقطه هستند.
جالبه که این ضربالمثل رو برای دو گروه از مردم دیگه هم شنیدم.
یکیش در خود ایران در مورد یکی از طوایف بختیاری و دیگری در عمان در مورد ظفاریها.(همونایی که شورش کرده بودن.)
"آدم کشتن کار هر کسی نیست"
این مدت یه مطالبی دربارهی کشتن خوندم که اینجا و در ۳ بخش مینویسم.
بخش ۱: مقاومت در برابر کشتن
بخش ۲: کشتن در جنگ
بخش ۳: آمادگی برای کشتن
بخش ۱:
انسانها در برابر کشتن مقاومت ذاتی دارن. این مقاومت رو با ۳ تا داستان توضیح میدم: