امروز یکی دو ساعت تلاش میکنم پسرم ناهار بخوره و آخر راضی میشه فقط سیبزمینی سرخکرده بخوره، براش درست میکنم میریزم توی یه بشقاب بزرگ که جلوی کارتون دیدنش بخوره، دلش نمیخواد حاضر بشه میخواد کارتون ببینه اما باید حاضر بشیم چون باید ساعت ۴ دم خونهی پدرش اینا باشیم، تو راه بغلش