سوار تاکسی شدم. موها باز. زیاد. فر. رژ لب قرمز. حتی برای اولین بار در عمرم ادکلن زنانه زده بودم.
آقایی از پشت سرم به شوخی به راننده گفت: آقا شما که دیگه الان باید حسابی شرایط رو تحلیل کنی، چرا سکوت کردی؟
راننده اشاره کرد به من، گفت: بیا اینم تحلیل! من دیگه چی بگم!
#مهسا_امینی
از وقتی که رفتیم مدرسه هزارتا عقاید اشتباه کردن تو ذهنمون ، چیزای الکی و کاملا به درد نخور به مدت ۱۲ سال و بدتر از همه به زور، خوشحالم برای همه کسایی که تونستن از این مزخرفات فاصله بگیرن و بفهمن که این اعتقادات همشون مزخرفه و دور ریختن ۱۲ سال کار سختیه.
#مهسا_امینی
امیدوارم یه روزی برسه ادب شدنت رو ببینم با همین چشمام
این بچه ها کل زندگیشون رو برای شکوفا شدن استعدادشون صرف کردن
تو کی باشی بخوای ادبشون کنی؟
همه ی ظلمت بهت برمیگرده
به اشک های مادراشون که بهت برمیگرده
#دانشگاه_صنعتی_شریف
یه جورایی آدم باید چیزایی که دوست داره فکر کنه و اونارو تو ذهنش بسازه ، اینقدر خراب کنه تو ذهنش و بهترشون کنه که برسه به اون چیزی که بخواد.چیزی که دوسش داره برای ۳۰ سال بعد.اون موقع همیشه به اون فکر میکنه هر لحظه. بدترین چیز روزمرگی هست بدون بهتر شدن
همه ی آدما تو اندرونی خودشون یه دژ خیلی محکم دارن ، یه دژی که هیچ کس نمیتونه بهش صدمه برنه جز خودشون.اون دژ رو اگر بهش بگیم Me بقیه چیزا میشه Others(خانواده،روابط،دوستان و…).ادمی موفقه که بتونه بین Me و Others توازن ایجاد کنه اون موقع میتونه بفهمه چی میخواد
@soroushsalaar شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.