من عاشق کلاس زبانم. اینکه چند نفر دور هم جمع میشن و حتی با وجود اینکه هیچ چیزی عادی نیست، در مورد رندومترین موضاعات مثل آب و هوا، تکنولوژی و اینجور چیزا حرف میزنن. واقعا عالی.
ببینید عزیزان رسیدن به سطوح مختلف زبان صرفا آموختن گرامر از پایه تا پیشرفته و واژگان قلمبه سلمبه نیست. بلکه تسلط به هر آنچه که بلدین و به راحتی و در جای درست استفاده کردن از اونه.
شاگردی دارم که یک مجموعه رو از جلد یک تا ۶ خونده هر دوماه امتحان داده و الان خوشحاله /۱
بی پولی واقعااا داره فشار میاره. پول کلاس زبان ندارم. پول کتاب ندارم. پول لباس برای عروسی دوستم ندارم. پول قهوه و ماگ و فلش واسه سرکار ندارم. پول کفش کتونی پیاده روی ندارم. پول دندونپزشکی ندارم.
ای تف تو این جوونی که ما میکنیم.
دیروز یه اتفاق خیلی وحشتناک برام افتاد که هنوز تو شوکم. دلیل اتفاق هم فقط زن بودنم بود. از دیروز فقط به لزوم وجود فمنیست پی بردم. واقعا درود بر مستقل شدن و تحصیل کردن خانمها. خواهرای گلم بزرگترین ردفلگ مرد جاهله. کوچکترین نشونهای دیدید فقط فرار کنید.
من متوجه نمیشم چرا آدما انقد با خودشون تعارف دارن. یه کاری اگه میتونه من جنگزده بدبخت رو خوشحالتر کنه واقعا چرا نباید انجامش بدم؟ من یادمه تا چند سال پیش مقاومت میکردم در برابر کیدراما دیدن و الا با خیال راحت میبینم فقط چون دلم میخواد.
من الا رفتم اورژانس مرکز ترومای شهرمون. در یک کلمه فقط خوشحالم که کادر درمان نیستم.
واقعا باید حقوق کادر درمان رو ۱۰ برابر کنن. اصلا مگه میشه قیمت گذاشت رو کاری که دارن میکنن؟
من عمیقا قلبم برای کاربر she خونه. واقعا نمیتونم از فکرش در بیام. کاش بیاد و بگه که خوبه. کاش میشد یه کاری کرد. و از اون ترسناکتر این که الا معلوم نیست چند نفر دیگه (چهبسا در اطرافیان خودمون) توی همین وضعیتن و ما هیچی ازشون نمیدونیم.