این بیناموس امروز سر ۴راه مخبرالدوله تهران جوونای مردم رو با چند تا یگان ویژه همراهش دستگیر میکرد
شناسایی کنید
استایلش به شمالیا میخورد
بچه های گیلان مازندران یاری کنید
ما همه خونخواه رهبر شهیدمان ایم
با شعار :
-تا باقر کفن نشود، این وطن وطن نشود.
- مرگ بر سه ل.ا شی، قالی مسعود عراقچی
_ این توافق خونیه، باقر خودش کو.. ه.
_ عباس بی لیاقت/ ک. م تو اون قیافت.
_ باقالی پلو با گردن / سازشگرا رو کرد ن.
_ سید مجید نقطه زن/ بشین خونه تو ج. بزن.
چوگان، جام شهبانو فرح پهلوی در فرانسه
روز یکشنبه ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ شهبانو فرح پهلوی برای شرکت در مسابقه جام شهبانو فرح پهلوی به پولو کلاب فرانسه تشریف فرما شدند. این جام یکی از مهم ترین مسابقات سالیانه کلاب پولو فرانسه است، و عده بسیار زیادی برای تماشای این ورزش زیبا گرد هم میایند.
سابقه تاریخی ورزش چوگان که در جهان بنام پولو شناخته میشود، به دوران هخامنشی برمی گردد، و در دوران های بعد به تمام کشورهای منطقه گسترش پیدا کرد. بازی چوگان از همان ابتدا ورزش شاهان و بزرگان نام گرفت، و تا به امروز هم به همین ترتیب شناخته میشود.
جالب است بدانیم که دلیل بزرگی ابعاد میدان نقش جهان اصفهان بخاطر این است که پادشاهان صفوی علاقه خاصی به بازی چوگان داشتند، و مسابقات و نمایش های آن در این میدان برگزار میشد.
بازجو خبرنگار امنیتی احسان ارجمند ، تصور میکند که چون حکومت هنوز سقوط نکرده است، پس برنده است و او دیگر حمایت مردمی را دیگر نیاز ندارد ، و منتقدان را بلاک می کند!
دقت کنید این یک متن کاملا حکومتی و امنیتی است !
دروندادِ "بازجو-خبرنگار" (امنیتی ترین چهره، احسان ارجمند) از مانیفست اصلاحات در #حکومتجنگزده:
رفراندوم /صندوقهای رأی !
ابله بدان بدنه جامعه دیگر در سناریوی بازتولید قدرت، نقشآفرینی نخواهد کرد.
ما امروز در شرایطی به سر میبریم که تمامی جریانهای سیاسیِ سنتی آبروی خود را از دست دادهاند و صحنه افکار عمومی، منحصراً در تسخیر پایگاه طرفداران پهلوی قرار گرفته است!
👈👈 فوری/دادگاه عالی آمریکا ممنوعیت ورود پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها را که از سوی فیفا در پی درخواست جمهوری اسلامی اعلام شده بود را لغو کرد و تماشاگران میتوانند با پرچم شیر و خورشید وارد ورزشگاه شوند.
عرزشی حالا بلند داد بزن حی دررر حی دررر
دوستان فوتبالی
بات تلگرام پیش بینی WormCup با 4.5M$ فاندریزینگ
هر بازی یه Pool تقریباً هزار دلاری ریوارد داره و درمجموع 200K$ توزیع میشه
هزینه ای نداره براتون
ورود روزانه هم Daily-Streak براتون حساب میشه.
https://t.co/pTA2NbQtuy
شاهزاده رضا پهلوی: «من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد. حتی اگر مجبور باشیم این کار را به تنهایی انجام دهیم، تا زمانی که ایران آزاد شود، مبارزه خواهیم کرد.»
تحقیر یک حکومت از نابودی آن مرگبارتر است
هیروهیتو مجبور شد بگوید خدا نیست و در مراسم امضای تسلیم نامه، عملا امپراطوری به پایان رسید
لویی شانزدهم هیبتش را از دست داد و انقلاب فرانسه پیروز شد
تزار نیکلای دوم اول تحقیر شد، بعد سقوط کرد
اصرار ترامپ بر امضای تسلیم نامه نیز چنین است
خبرنگار: ۴ سال پیش گفتید تحصیل تا کلاس ۸ مجانی میشه، به کجا رسید؟
محمدرضاشاه: اون که مجانی شد هیچ، دبیرستان و دانشگاه هم مجانی کردیم
خبرنگار: گفته بودید سال آینده درآمد سرانه به ۱۸۰۰ دلار میرسه..
محمدرضاشاه:۲ ماه پیش رسید به ۲۲۰۰ دلار
دقت کنید کیا دارن ته دلتونو خالی میکنن!!
ازشون فاصله بگیرید.
براندازی رژیم جمهوری اسلامی و ساختن یک کشور پر از فراز و نشیبه!!! تشکیل دولت ملی و نوشتن قانون دشواره!
خلاصه که سختی هاش مونده، این روزا، روزای خوشیمونه!
دلسوز باشید.
پای عقیدتون بایستید، براش بجنگید.
اینجا حق رو دو دستی تقدیمتون نمیکنن.
#جاویدشاه
#پیوند_شاه_و_ملت
تردید ندارم که در اسرائیل استراتژیستها و برنامهریزانِ دراز مدتی هستند که این الگو را میبینند.
در میان محافظهکاران آمریکایی ، به ویژه نسل جوان، اسرائیلستیزی روز به روز در حال گسترش است. این توییت ونس را بخوانید. هرگاه با هر اسرائیل ستیزی روبرو میشدم نخستین چیزی که میگفت این بود:
«من با یهودیهای مشکلی ندارم، ولی با اسرائیل دارم».
آنچه ونس میگوید برای ما از روز روشنتر است، ولی برای بسیاری از غربیها نیست!
امیدوارم مردم و دولت اسرائیل بدانند که برای آینده هیچ شریک و همراه بهتری جز ایرانیان نخواهند داشت، چراکه سرنوشت دو کشور برای پیروزی و ثبات، سخت بهم گره خورده است.
یکی از شاگردان استاد ابراهیم بنی احمد چنین نقلِ به مضمون میکند:
همیشه عصای پیری بردستش بود. بیشتر نگاه میکرد و کمتر سخن میگفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت "شما بگوئید، من می شنوم...."
دانشجوها را با نام حیوانات صدا میزد!
به من میگفت: "مارمولک امروز تو از انسانیت بگو" روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا میزنید ؟ گفت "انسان شدن سخت است..."
روزهای آخر سلطنت پهلوی ،؛ یک روز صبح به درب خانه استاد رفتم. اوایل دی ماه سال57 بود.
استاد سرما خورده بود. من را به خانه اش دعوت کرد. برایم چائی ریخت و از پنجره داشت خروش و فریاد مردم انقلابی را نظاره میکرد و فقط اشک میریخت.
استاد سالها بود که تنها زندگی میکرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی میکردند. ساعت ها پیش استاد ماندم. در وقت خداحافظی استاد تا درب آپارتمانشان آمدند تا بدرقه ام کنند.
از ایشان خواهش کردم نیائید.
گفتم: "من خودم میروم شما حالتان خوب نیست استراحت فرمائید." هیچوقت آخرین درسی که استاد به من داد را فراموش نمی کنم.
استاد به من گفت:
مارمولک اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.
گفتم: آخر با این حالتان با این عصا ....؟
عصای پیرش را به طرف من گرفت و گفت:
من سالها به این عصا تکیه کردم، همانطور که شاه به ملتش تکیه داده بود.
او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدر ناشناس بود !
شاه از ایران میرود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید، «ما بر باد خواهیم رفت»😔.
و الان من بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی میکرد.
آری ما ملت بر باد رفتیم ....."
دکتر “ابراهیم بنی احمد” همیشه سر کلاس در دانشگاه دوست داشت از خاطرات جوانیش بگوید تا شاید ما پی به ارزش های زندگی ببریم.
تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد در سال ۱۳۰۹ من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا رضا شاه شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
برای همه ی ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!
همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان “کفش” نپوشیده بود!
برای همه کفش خریدند.
کت و شلوارهایمان را پوشیدیم و کفش هایمان را به پا کردیم و رفتیم کاخ سعد آباد دیدن رضا شاه، ۴۰ نفر بودیم.
رضا شاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هر کجا رفتید ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید…».
من به فرانسه رفتم. با سختی ومشقت زیادی درس خواندم. جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد. من هم درسم در دانشگاه تمام شد. روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم، قرار شد ژنرال “دگل” نشان “لژیور دونور” به شاگرد اولی ها بدهد.
من کفشی را که رضا شاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار نو نگاه داشته بودم را پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دگل به کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم که اگر رضا شاه بزرگ نبود، منِ ایرانی هنوز گیوه پایم بود...”
از صفحه منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران
#جاویدشاه