تا این ساعت از روز اگه بیخواب باشم، دیگه گیج میشم که چیکار کنم. هر عملی میتونه انرژی باقی مونده برای روزم رو توو خطر قرار بده.
میرم دوباره مسواک بزنم.
استوری برای یه سری از آدمایی که ازدواج میکنن کاربریش به طرز جالبی تغییر میکنه.
اینجوری که یا جان و جهانشونو نشون میدن یا هم به طور واضحی قهر کردن و متن سنگین غمناک کنار عکسشون میذارن. حد وسط نداره.
شرطی شدن خیلی جالبه. یادمه طول کشید تا برف پاک کنم رو عوض کنم، صدای قیژی میداد.
وقتی که اولین بار برف پاک کن تعمیر شدهام رو استفاده کردم و صدا نداد، یه چیزی توم شکست. هر دفعه که میزدمش و صدا نمیداد، دردم میگرفت.
وابستگی به اشیا خیلی وقتا ذهنم رو درگیر میکنه، یادمه یه دورهای همه چیز رو مینداختم دور و خب نتیجه خاصی به همراه نداشت. الان اینجا دوساعته کف خونهی خالی نشستم، باید کف و طی بزنم و کمدارو دوباره چک کنم و فقط برم. احتمالا انقدر کشش بدم که دیر بشه.
وابستگی به اشیا خیلی وقتا ذهنم رو درگیر میکنه، یادمه یه دورهای همه چیز رو مینداختم دور و خب نتیجه خاصی به همراه نداشت. الان اینجا دوساعته کف خونهی خالی نشستم، باید کف و طی بزنم و کمدارو دوباره چک کنم و فقط برم. احتمالا انقدر کشش بدم که دیر بشه.