سخته وقتی ذهنم لای اعداد و تحلیلهای پیچیده گیر کرده، یهو دنده عوض کنم و با صبر کامل برم سراغ سوالات تکراری بچهها. 🫠 ولی خب تهش معلوم میشه تنها راهش اینه که همه چیز رو بذاری کنار و فقط به صدای اونا گوش بدی
تمرکز روی یه چیز ساده
مثلاً همینکه یه ساعت گوشی رو بذاری کنار و فقط یه کتاب بخونی
توی دنیای مارکتینگ که هر ثانیه یه نوتیفیکیشن میاد و همه میخوان دیده بشن، این خلوت کردن شده یه جور هنر
خیلیها فکر میکنن رشد یعنی سرعت، ولی گاهی فقط باید آروم پیش رفت #تمرکز
میکروفون و هندزفری که روی میز میچینم، بچهها با یه تعجبی میان میپرسن داری با کی حرف میزنی؟
هرچی سعی میکنم توضیح بدم که این صداها بعداً پخش میشن، تهش فکر میکنن یه آدم نامرئی توی اون جعبه سیاه نشسته. واقعاً درک مفهوم ضبط برای بچهها اینقدر سخته؟
پدرم: پسرم این پیچ رو سفت کن که لرزش نگیره
من: بابا سفت کردم دیگه
پدرم: نه، یه ربع دور دیگه بچرخون تا خیالم راحت شه
والا هرچی پیچ و مهره تو این خونه هست رو از شدت وسواس بابام باید تا الان میترکوندیم
یه ساعت دنبال سریال میگردم و آخرش همون قسمت چهارمی که ده بار دیدم رو دوباره میذارم. دقیقا مثل وقتی که میخوام برای پادکست یه موضوع بکر پیدا کنم ولی برمیگردم به همون بحثهای همیشگی خانواده ✅✅
🫠 بابا هنوز فکر میکنه اگه ��ر روز سه بار خونه رو جارو کنم یهو همه چی میشه شبیه عکسهای دکوراسیون / هرچی میگم اینجوری نیست باز همون اصرار به نظم مطلق