«کاش صد دلار داشتم و میتونستم از اینجا برم و دیگه رنگ این شهر رو نبینم.»
برنیس گفت: «بهنظرم چیزهایی که میخوای یهکمی زیادیه.»
«کاش من یکی دیگه بودم، نه من.»
- در جستوجوی یک پیوند؛ کارسون مکالرز.
دیروز دو تا مشتری نوجوان داشتیم. یه دختر که با مادرش اومده بود و یه پسر که با مادر و پدرش اومده بودن. حدس زدم هر دو دهه نودی باشن. هر دو تا شون بسیار مودب، باهوش و با سواد به نظر میومدن. واقعا کیف کردم از ارتباط گرفتن باهاشون. فکر میکنم این نسل قطعا همه چیز رو تغییر خواهند داد.