میدونی
من فکر میکنم ما به عنوان یک جوان زادهی ایران،
فرقی نمیکنه ایران باشیم یا جای دیگه، اصن بهترین جا
فرقی نمیکنه پولدار باشیم یا فقیر
بهترین کار و پوزیشن رو داشته باشیم یا بیکار باشیم
خوشحال باشیم یا غمگین
دورمون خلوت باشه یا کلی آدم
ما محکومیم به «انزوا»
یک انزوای ناخواسته
منیجر !
سوپروایزر !
مدیر فلان !
اصلا مدیر عامل
تا کار مال خودتون نباشه
سهام مال خودتون نباشه
یعنی هیچ !
یعنی کار شما برای سرمایه بقیه و نهایتا
👋
تازه اگر بهتون چیزی نبندند
یه مدت مد شده بود وسط مصاحبه یهو یه سوال خیلی رندم مثل «چند تا توپ پینگپنگ توی هواپیما جا میشه؟» میپرسیدن، که مثلا بگن «اینجا ذهنهای معمولی برای ما کافی نیستن.» بعد میرفتی تو شرکت میدیدی دیتابیس عملیاتی یه فایل اکسله که روی لپتاپ حمید اجرا بوده، حمیدم یه مدته قهر کرده و نیست.
آنقدر پورسانت مکمل برای پزشک- بلاگر و غیربلاگر و داروخانه بالاست، آنقدر برای قلم لاغری و سایر اقلام خرج شده و شرکتها دست به کیسه مردم بردند که نگو نپرس!
بعد همین جماعت شیتیل بگیر از سایر شیتیل بگیران شکایت می کنند!
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
هیچ وقت انسان هایی رو که شیو نمیکنن رو نمیفهمم، یعنی چی خب؟ اصلا این طبیعی باشه، خودت تو آینه خودت رو نگاه کنی حالت بد نمیشه؟ چرا باید به عصر حجر برگردیم و با مو زندگی کنیم؟
تو داروخانه یکی داشت به ج .ا فحش میداد یه خانم عرزشی وارد شد و شروع کرد داد زدن که آیییی اره اگه جمهوری اسلامی نبود الان گدا گشنه بودید برای یه لقمه نون داشتید التماس میکردید و فلان
خلاصه نوبت عرزشیه شد نسخشو اماده کردیم و گس وات پول نسخشو نداشت بده
تشییع جنازه استالین این شکلی بود و الان تنها چیزی که ازش باقی مونده آرش عزیزی، علی جوانمردی و کاک مصطفی است
تنها چیزی که از شما باقی میمونه از این هم کمتره
فارغ از "آه" و "نفرین" و کارما
تیم حذف شده طارمی و یاران، هیچ آورده جدید نداشت و در ضعیفترین جامجهانی تاریخ هم چیزی برای گفتن نداشت.
تدارکات ضعیف
عدم جایگاه مناسب بین مردم
تقابل جدی میزبان
دانش ضعیف تیم فنی
تعدادی بازیکن بی جنبه
نسلی عجیب، پول پرست و دور از مردم!