یادمه یکی از دوستام تعریف میکرد میگفت یه روز که با بنزش رفته بوده اندرزگو با یه دختره اوکی میشه. دیت اول میرن یه جای خیلی گرون و شروع به صحبت میکنن دختره میگه اوضاع مالیت چطوره؟ دوستم هم واسه اینکه طرف رو امتحان کنه میگه ببین من تو تعمیرکاری کار میکنم،بنزه هم مال صاحبکارم بوده 👇