در روزها و هفتههای گذشته، هر بار از ضرورت دستیابی ایران به بازدارندگی هستهای، انجام آزمایش، تدوین دکترین و توسعه قابلیت «ضربه دوم» سخن گفته شد، شماری از چهرههای سیاسی و امنیتی همان پاسخ آشنا را تکرار کردند: این یک «تله شناختی» است؛ آمریکا میخواهد ایران را به مسیری بکشاند که بهانه جنگ و حمله را فراهم کند. در این تحلیل، مسئله اصلی نه محاسبه هزینه و فایده جنگ برای مهاجم، بلکه فراهمنکردن بهانه برای او بود؛ گویی عامل تعیینکننده در تصمیم به حمله، داشتن بهانه است، نه توانایی طرف مقابل در تحمیل هزینه.
اکنون که بار دیگر در آستانه تحولات مهم قرار گرفتهایم، باید حاصل این تجویز راهبردی را پرسید: آیا بدون حرکت بهسوی آن بازدارندگی، خطر حمله از ایران دفع شد؟ آیا ندادن «بهانه» توانست تهدید را مهار کند؟ یا امروز، بیآنکه آن ظرفیت بازدارنده را ایجاد کرده باشیم، همچنان بیپناه در آستانه درگیری دیگری ایستادهایم؟
پرسش من دقیقاً همین است: آنچه «پرهیز از تله شناختی» نامیده میشد، در عمل اراده مهاجم را محدود کرد یا گزینههای ایران را؟ تشخیص تله، زمانی فضیلت راهبردی است که به کاهش آسیبپذیری بینجامد؛ وگرنه، برای بیپناهی هم میتوان نامی تخصصی و پرطمطراق پیدا کرد.
ج.ا نیمی از ضرباتی خورد به دلیل عدم شایسته سالاری، نفوذ افراد احمق، غیر خلاق و غیر متخصص به ردههای بالایی و میانی سیستم بود.
و هرجا برعکس موارد بالا عمل شد دلیل موفقیتهایی که مارو زنده نگه داشت.
امارات متحده عربی همزمان با اینکه هفتههاست اقدامات گستردهای برای کماثر کردن اهرم تنگه هرمز در دست ایران انجام داده و در پی آن بوده که غیر از نفت خودش نفت دیگران را هم عبور دهد، اکنون از نتانیاهو دعوت کرده تا مخفیانه به امارات سفر کند. سفری که قطعا یک طرح ضد ایرانی مهم را در دستورکار داشته است!
از سوی دیگر، اماراتیها یکی از بازیگران اصلی در جلوگیری از امضا و اعلام توافق میان ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز بودهاند.
غیر از اینکه پیش از جنگ تا الان لابیگری قدرتمندی در امریکا و اسراییل برای حمله به ایران انجام دادهاند.
همچنین، تنها بازیگر عرب منطقه بود که در حمله به ایران مشارکت مستقیم داشت!
اینها کافی نیست تا پرونده امارات از دستورکار صرفا سیاسی و دیپلماتیک خارج شود!؟
اگر عدهای تصور میکنند امارات را میتوانند با دیپلماسی کنترل و مهار کنند و مانع از اقدامات ضد ایرانی آن شوند خطا کردهاند!
بعد از اسرائیل، هیچ بازیگری به اندازه امارات در رویای تضعیف و فروپاشی ایران نیست! علاوه بر اینکه حاکمان رویاپرداز آن به خاک ایران نظر دارند!
از دل این دفاع، گروهی تازه شکل گرفت؛ آدمهایی با عقاید متفاوت که بر سر یک چیز به توافق رسیدهاند: ایران باید بماند.
اینها دیگر با بازیهای سیاسی و رسانهای تاریخمصرفگذشته جابهجا نمیشوند. تا پایان جنگ ایستادهاند؛ و بعد، برای ایرانِ جدید.
مانیفست شکست
اتاق فکر جریانی خاص، با توجه به روند نظرسنجیها، به به این نتیجه رسیده است که شکستن کمر «روایت پیروزی» و جا انداختن «روایت شکست» در افکار عمومی تنها راه برای رساندن کشور به شرایط پیش از ۱۸ ام دیماه و زمینهسازی برای یک توافق جامع با ایالات متحده از موضع ضعف یا تکرار پروژه آشوب است. اهم دستورکارهایی که باید به شکل موازی از طریق رسانه و شبکه مشاوران در افکار عمومی و دستگاههای حساس پیگیری شود عبارتاند از:
۱. باید هم برای مردم و هم برای مسئولان رده عالی کشور، جا بیفتد که ایران در جنگ فعلی دستاورد خاصی نداشته و قهرا به سمت یک شکست بزرگ در حال حرکت است. این بسیار مهم است که در این روایت مساله تجاوزگری ایالات متحده و اسرائیل و ماهیت وجودی جنگ به موضوعی ثانویه مبدل شود.
۲. باید ذهان عمومی و نخبگان به این سمت حرکت کند که بسته شدن تنگه هرمز اشتباهی بزرگ بوده و اثر خاصی بر اقتصاد جهانی نداشته است. (این گزاره با سرعت در حال انتشار در دستگاههای حساس است).
۳. صدا و سیما علیرغم کاستیهای کهنه و پرشمار خود، پس از شوک جنگ موفق شده مرجعیت خود را به شکلی نسبی در حوزه خبررسانی بازیابی کند، و برخی از برنامههای تلویزیونی با مخاطب بیش از ده میلیون نفر قدرت جریانسازی قابل توجهی (در حد ایران اینترناشنال و بیش از آن) دارند. لذا باید دستورکار صدا و سیما در اسرع وقت تغییر کرده و برنامههای پرمخاطب آن نیز با هر ابزار ممکن تخریب شوند تا از مرجعیت آنها کاسته شود. برای مثال باید به مقامات ارشد بریدههایی از برنامهها و گزارشهایی گزینشی از عملکرد سازمان و برنامههای مهم ارائه شود که خروجی آن ایجاد حس منفی و حتی تنفر شدید به عملکرد سازمان و برنامههای آن باشد.
۴. باید ایران مقصر بر هم خوردن توافق اسلام آباد جلوه داده شود و موارد خلف وعده آمریکا و اسرائیل چه در مورد لبنان و چه در مورد تنگه هرمز و ... تا حد امکان برجسته نشود. این تصور که ایالات متحده در حال عمل به توافق نامه بوده و جریانی «مشکوک و تندرو» این توافق را بر هم زده است، باید در میان مردم و مسئولان به شکلی گسترده ترویج شود.
۵. باید تا حد امکان دو گانه «جنگ-مذاکره» را تقویت و حتی طرفداران «مذاکره از موضع قدرت» را در با انگهایی چون «تندرو»، «ضد معیشت مردم»، «مخالف توافق» و «جنگ طلب» بیحیثیت کرد. باید با عباراتی چون «مگر میتوان تا ابد جنگید» و «باید به صلح شرافتمندانه رسید» و...، طرفداران گفتمان طرفدار صلح عادلانه و پایدار را به حاشیه راند. باید فضا را به گونهای جلوه داد که احتمال وقوع جنگ مجدد و لزوم احیای بازدارندگی در حاشیه قرار گیرند. همچنین از میان منتقدان تفاهم نامه باید به کسانی بیشتر وزن داده شود که اساسا با نفس مذاکره و آنهم به شکلی تند و غیرعقلانی مخالفت میکنند تا منتقدان توافق نامه بی منطق و بی عقل جلوه داده شوند.
۶. باید هم مردم و هم مسئولان به این جمع بندی برسند که ایران از طریق توسعه و تعمیق روابط با چین و روسیه به هیج جایی نمیرسد و تنها راه نجات کشور، ایجاد یک معامله جامع با آمریکا در حوزه هستهای، موشکی و منطقهای و فراتر از آن است. باید اخبار منفی در حوزه روابط تهران-پکن تا حد ممکن بزرگنمایی شده و اخبار مثبت نظیر مخالفت بیسابقه چین با آمریکا در کمیته ۱۷۳۷ سازمان ملل و فعال شدن فرایند اسنپ بک، وتوی قطعنامههای ضد ایرانی ناظر به تنگه هرمز و مخالفت علنی با کمپین تحریمی بسنت و ... نباید در صدر اخبار قرار گیرند. همجنین تمام جلسات با مقامات ارشد چین و روسیه باید در سطح نمادین و حفظ وضع موجود برگزار شوند تا گزاره «بن بست» در روابط روز به روز در دستگاههای حساس تقویت شود.
۷. اخبار پایین رفتن قیمت نفت و پیشرویهای اسرائیل در لبنان باید تا حد امکان بزرگنمایی شده و دستاوردهای مقاومت (مثلا پیشروی اخیر انصارالله و تسلط بر باب المندب) باید تا حد امکان ضریب کمی در اخبار و تحلیلها پیدا کرده و به تدریج بی اهمیت جلوه داده شوند.
۸. بساط تجمعات خیابانی باید برچیده شود.
۹. باید تا حد امکان میان قالیباف و شبکه حامیان وی و جلیلی و شبکه حامیان وی اختلاف ایجاد شود. همچنین باید جو بدبینی به فرماندهان ارشد جنگ میان شبکه حامیان جلیلی ترویج شود. شبکه حامی قالیباف باید به منتقدان توافق نامه به چشم «دشمن» بنگرند.
۱۰. باید نامه علی الاصول رهبری جدید به عنوان یک خبط راهبردی از جانب وی و کاری که« توافقی خوب و در دسترس» را از «ملت ایران» گرفت، جلوه داد. همچنین باید اختلافات پزشکیان و رهبری جدید را تا حد امکان تقویت و در آن دمید؛ و در نهایت این را مطرح کرد که رهبری جدید فاقد توان اداره کشور است، که البته مورد اخیر نیازمند تسلط بر سازمان صدا و سیما است.
۱۱. به موازات بالارفتن قیمت دلار و افزایش فشار اقتصادی بر مردم، باید جریان «تندرو» و در راس آن رهبری فعلی مقصر اصلی این اقدامات دیده شوند و نقش ایالات متحده و اسرائیل در اعمال تحریمها به شکلی ثانویه و حاشیهای مورد بررسی قرار گیرند.
۱۲. در روایتها باید تهدیدات اسرائیل برای کشورهای منطقه کوچک نمایی شود و فضا به شکلی جلوه داده شود که اسرائیل خواهان همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای منطقه است و این ایران است که با اقدامات خود عامل خرابی و گرفتاری در منطقه خاورمیانه بوده است.
۱۳. باید در ذهن مردم این گزاره تقویت شود که ترامپ در نهایت خواستار صلحی پایدار است و فشارهای ماقبل توافق اسلام آباد برای منصرف کردن وی از جنگ الی الابد کافی بوده است.
یکی نوشته بود چطوریه هرسال سیمئونه با این اتلتیکو میرینه بازهم میمونه. پیدا نمیکنم توییتش رو.
جواب همین بازی امروز.
اینکه تیم در آستانه سقوط و مضحکهی همیشگی رو به جایی رسونده که هرساله راحت رئال رو میبرن و شماها از اتلتیکو به عنوان تیم بزرگ و مدعی یاد میکنین.
اونم بدون پولپاشی.
نسبت دادن عملیات نیروهای مسلح در پاسخ به نقضهای مکرر نیروهای آمریکایی در تنگههرمز به تبانی با شبکه تراستی، پروژهای هدفمند و کثیف در پوشش مبارزه با فساد با هدف اعتبارزدایی از عملیاتهای نیروهای مسلح در شرایط جنگی و مصداق نشر اکاذیب است که قوه قضائیه باید با آن مقابله کند.
@pr_davood ترند دهه ۸۰ جهانی بودا. ارتباطی با ایران نداشت. از هندوستان هم ظاهرا شروع شد و خیلی کشورا درگیرش شدن. اثر ترند جهانیش به نظرم غالبه بر تحلیل داخلیش.
تهدید به خروج از NPT دنباله همان سیاستورزی بدوی و هیجانی ماست که از تهدید و لفاظی لذت میبریم، درحالیکه پیامدهای منفی این لفاظیها دامن ما را میگیرد و سودی هم جز تشفی خاطر ندارد
اگر بمبسازید بسازید و ناغافل رو کنید. اگر نیستید قمپز در نکنید و همه را ضد ایران بسیج نکنید
«جنگ اهمیت والاتری دارد: به واسطه آن، سلامت اخلاقی ملتها حفظ میشود؛ همانگونه که وزش باد، دریا را از فسادی که نتیجه آرامش طولانی است حفظ میکند.»
هگل/فلسفه حق
احتمالا اگر جنگ رخ نمیداد:
۱ـ وقایع دی ماه ۱۴۰۴ با پخت و پز موساد در کف خیابان های شهرهای مختلف ایران به گواه اسرائیل هیوم، انقدر باعث تنفر از حاکمیت و نظام شده بود که باعث جنگ داخلی و درگیری های پرتنش بعدی میشد.
۲ـ درک مقامات از شرایط خطیر کشور و اتفاقات جهانی اینگونه نبود.
تهدید به خروج از NPT، دشمن را از بیمِ فردا به کارِ امروز میافکند. اگر عزمِ رفتن دارید، خاموش بروید و چون رفتید، بشکافید و سپس بگویید؛ که عاقل پیش از کشیدن شمشیر، غلاف را به خصم نمینماید.
هر که دشمن را از قصد خویش آگاه کرد، نیمی از کارِ او را خود به انجام رساند.
@Patriot17761948@FmrRepMTG Oh, right.
Destroy every home. Make millions suffer. Kill tens of thousands of children. Starve an entire population.
Because Hamas attacked Israel for one day three years ago.
So, obviously, everything is justified.
What's the next plan? A nuclear bomb in the middle of Gaza?