چرا تمام نمیشود؟! چرا تمام نمیشویم؟! چرا نقطه پایان پیدا نمیشود؟!
سطر به سطر غم و اندوه است که خوانده میشود، داغ است که سرد نمیشود و شبی است که مادام طلوع را به تاخیر میاندازد.
ساکت میشوم و به تاریکی زل میزنم. خواب راهش را گم کرده و بیداری حسرت مدامی است.
امروز خداداد عزیزی با کمال وقاحت بیادبی خودش را با تکرار حرفهای رکیکش مقابل دوربینها اذعان کرد.
این حجم صداقت در وقاحت، مرزهای بی اخلاقی را در ایران جابهجا کرد.