@Himo_1363@JavadEmam خب بزنید اسرائیل و آمریکا رو نابود کنید، تا ایران رو نابود نکردند. هر چه زودتر ، چون از جنوب شروع کرده کم کم میاد شمال ایران ، اگر هم قدرتشو ندارید ، بزارید چند تا عاقل برن سازش کنند ، ای خراب بمونه فلسطین و لبنان که باعث نابودی کشورمون شدن.
@behroz_behroz1@AFIntlBrk کارگران ایرانی حقوقشون چقده؟؟ یجوری حرف میزنید انگار کارگران ایرانی حقوق چندهزار دلاری میگیرند کارگران اتباع صد دلار ، کل ایران حقوق کارگر جوابگوی زندگیه حداقلی نیست، افغانی و ایرانی هم نداره
@mojtaba_____@GhamariVafa یارو در ایران دکتر یا مهندس یا کارخانه دار هستش تو شهر کوچیک خوشو میکشه شورا بشه ، واسه چی کلی خرج میکنه شورا بشه ؟واسه ماهی ۳۰ ملیون؟؟خیر واسه رانت و اختلاس و ملیارد ها بخور بخور دیگه ،، دیگه اینا مدیران مثلا ارشد معلومه هدفشون چیه
شنبه صبح است…
اما انگار نه انگار شنبهای در کار است.
روزها و تاریخها برایم در هم ریختهاند، دیگر نمیدانم اول هفته کِی شروع میشود و آخرش کجاست.
خودم را به زور وادار میکنم بنویسم.
این روزها از همهچیز فرار میکنم و فقط مینویسم.
در حال نوشتن خبرها را هم میخوانم:
تخلیه ناحیه غرب صنعتی تبریز، گزارش خسارات #خارک
گفته میشود بمبافکنهای B-2 در راه تهراناند،
تحلیلها، شایعهها، فحاشیها، نظرها…
مغزم انگار به هم ریخته است.
روی تشکی که روی زمین انداختهام دراز کشیدهام.
حوصله شستن صورتم را ندارم، حوصله شروع یک هفته تازه را هم ندارم.
موهایم به هم ریخته و حتی جرأت نمیکنم در آینه نگاه کنم.
سمت راستم شارژر، یک سهراهی بلند و پاوربانکها روی هم افتادهاند. سمت چپ تشک یک بطری آب معدنی است.
دیشب مثل بیشتر شبهای این روزها تا صبح نخوابیدم.من از شب میترسم.چون بعد از هر حمله از عزیزانم تا صبح بیخبر میمانم…
برای اولین بار از وقتی حیوان خانگی داشتهام، دیشب و امروز صبح غذای سگها را هم ندادم نمیتوانم از جایم بلند شوم.
من از مرگ نمیترسم.از اشک و بغض مادرم میترسم.
از درد هموطنانم میترسم. از رنج کشوری که دوستش دارم.
حتی همین دلنوشتهها و روزنوشتهای #جنگ هم بینصیب از توهین و فحاشی نمیمانند.
گروهی میگویند: تو ترس از جنگ را تزریق میکنی.
نمیفهمم… مگر جنگ ترس ندارد؟
گروه دیگری میگویند: تو عامل موساد و سیا هستی، چون زمان جنگ را پیشبینی کرده بودی.
انگار اگر کسی فقط کمی تحلیل کرده باشد، حتماً باید خبر محرمانه داشته باشد.
اما حقیقت این است:
من فقط یک آدم معمولی در عمق فاجعهام. خودم در #تهران خانواده ام در جنوب هستند
همین حالا که این سطرها را مینویسم، صدای جنگندهها را میشنوم.
و تمام تلاشم این است که احساس واقعیام از جنگ را بنویسم؛
بدون آن نگاه سیاسی همیشگی.
برای من، جنگ چهرهای کریه و ترسناک دارد.
اما برای جمهوری اسلامی انگار زیبا و دلنشین است.
عواملش مدام تهدید میکنند: چرا ناامیدی تزریق میکنی؟ چرا نظام مقدس را ضعیف نشان میدهی؟
حقیقت اما ساده است:
قربانی این جنگطلبی چه از سوی حکومت، چه از سوی هر قدرت و گروه دیگری مردم عادیاند.
هر روز چندین بار با دریا حرف میزنم و سعی میکنم به خودم امید بدهم. دلتنگ مادرم هستم.
برادرم هنوز در جزیره کیش مانده.
تصمیم گرفته به کسانی که امکان خروج ندارند کمک کند. شرافتمندانه کنار وطن ایستاده،اما در دو روز گذشته چند بار به خاطر انتشار خبرهای ناامیدکننده برایش مزاحمت ایجاد کردهاند.
از آن طرف، گروهی از هموطنان تندرو خارجنشین از من انتظار دارند در امنیتیترین شرایط ایران همه باورهایم را فریاد بزنم؛ و اگر ننویسم، بهتر است اصلاً خفه شوم. سعی میکنم درکشان کنم و مدارا کنم. دائم فحاشی ها رابلاک میکنم و اینترنتم برای پاسخ محترمانه به باقی هموطنان یاری نمیکند
در دل من اما آشوب دیگری جریان دارد.
مدام زمان پروازها را حساب میکنم؛
زمان تیکآف، فاصله مسیر، زمان احتمالی رسیدن هواپیماها.
یک لیست هجده نفره از تماسهای فوری دارم. بعد از هر حمله، یکییکی به آنها زنگ میزنم.
غذای درست و حسابی نمیخورم. فقط قهوه و چای،
و دیوانهوار قند و شیرینی.
از دیروز که احتمال حمله به جزیره خارک جدیتر شد،
انگار به زمین چسبیدهام. و بالاخره خارک هم زخمی شد
نگران تمامیت ارضی ایرانم.
دوستان میگویند فیلم ببین تا حواست پرت شود.
سریالها را پلی میکنم و به تلویزیون خیره میشوم…
اما ذهنم جای دیگری است. غرق در وطنم.
گاهی با خودم فکر میکنم:
نمیدانم مردم کشورهای دیگر هم تا این اندازه عاشق سرزمینشان هستند یا نه…
یا این فقط سرنوشت ماست
که با همه زخمها، با همه خستگیها،در هر نقطه دنیا باز هم دلمان برای ایران بتپد.
چرا علیه پلیس؟
حملهٔ آمریکا و اسرائیل به نیروهای پلیس و کلانتریهای کشور با چه هدفی صورت میگیرد؟
الان اگر در هر گوشه از کشور قتل یا دزدی یا هر نوح جنایت و بزه دیگری علیه شهروندان بیگناه صورت گیرد، مگر مرجعی جز پلیس برای طرح شکایت آنان وجود دارد؟
پلیس در هر نوع جامعه و با هر نوع نظام سیاسی، نخستین مرجع رسيدگی به شکایت علیه خلافکاران است و در غیاب حضور و دخالت آن، جامعه به "وضع طبیعی" هابز یعنی جنگ همه علیه همه باز میگردد!
با این وصف، آمریکا و اسرائیل با حمله به کلانتریها و مراکز پلیس و حتی پلیس راهنمایی چه خوابی برای مردم و جامعهٔ ما دیدهاند؟
خداوند خوابشان را تعبیر نکند! آنها به اضمحلال کامل هر نوع نظم و ثبات اجتماعی در ایران کمر بستهاند!