وقتی #رسانه_ملی مورد وثوق آحاد تودههای مردم نباشد، طبیعی است که میدان به دست اینترنشنال بیفتد! #صداوسیما نیازمند بازنگری فوری و اساسی است. اعمال هرگونه تغییر در این سازمان، در کوتاهمدت امکانپذیر است.
سریالی دیدم بنام "دپارتمان کیو"؛ اثری با فیلمنامه قوی و فرم بصری جذاب در ژانر پلیسی-جنایی که علاوه بر رمزگشایی و حل معما، پرداخت و تمرکز بیشتری به کاراکترها دارد. ریتم غالباً کند است، قصه به آرامی پیش میرود و باید با ذهنی آرام به تماشای آن نشست.
#Netflix#DeptQ
هنگام مرور تاریخ، وقتی از شکست در برابر اعراب و مغولان یا پیروزی نادر و فتح هند یاد میکنیم، میگوییم "ما" شکست خوردیم یا "ما" پیروز شدیم. امروز هم همین است: آنکه شکست میخورد یا سربلند میماند، "ما" هستیم، نه "آنها".
#ملت#ایران#ملت_ایران#وطن
به نظرم عصاره و چکیده آثاری که در جشنواره امسال تماشا کردم، چیزی جز فربهشدن گفتمان غیررسمی و غلبهی آن بر ساختارهای رسمیِ مسلط نبود. گویی آنچه در یک سال اخیر در ذهن و اندیشه هنرمندان شناور بوده، روشهای تازه و اسلوبهای نوین بوده است.
#جشنواره_فیلم_فجر
فیلمِ حالخوبکنِ جشنواره که حس میسازد: "قایق سواری در تهران" اثری گرم و زنده با حال و هوای نوستالژیک. همکاری مشترک #رسول_صدرعاملی و #پیمان_قاسمخانی به اثری بانمک و دلنشین بدل شده و موسیقیِ گوشنواز ستار اورکی نیز به آن قوت بخشیده است. لذت بردم!
#جشنواره_فیلم_فجر
قصهگویی استادانهٔ یک فیلم اولی؛ #حاشیه : یک درامِ معماییِ درگیرکننده و جذاب! موتور درام از ابتدا روشن میشود و تا انتها بیوقفه کار میکند. مخاطب در چنبرهٔ روایت هوشمندانهی فیلمساز، مجال پیشبینی نمییابد. به نظرم اگر این فیلم مستقل بود، چند پله بهتر هم میشد.
#جشنواره_فیلم_فجر
شلخته و سطحی با فیلمنامهای ضعیف: #پل؛ صرفا بواسطه تصاویر و قابهای چشمنوازش قابل تحمل است، وگرنه حرف جدیدی ندارد. سیر روائی اثر از همان ابتدا با خردهپیرنگی بلاتکلیف از هم میپاشد و تا انتها ریپ میزند. شخصیتهای فرعی داستان هیچ خاصیتی ندارند و عملا مازادند!
#جشنواره_فیلم_فجر
تئوریزه کردن آنارشیسم با نقد تند دستگاه قضایی؛ #زنده_شور: اثری ملتهب و نفسگیر که از همان ابتدا یقه مخاطب را محکم میگیرد، به تلخترین و دردناکترین موقعیتها میبرد و تا انتها رهایش نمیکند! فیلمنامه پخته و کارگردانی دقیقِ #کاظم_دانشی، نقاط قوت اثر بودند.
#جشنواره_فیلم_فجر
قلبِ تپندهٔ زیست و معاش غیررسمی؛ #اسکورت: فیلمی قصهگو و خوشریتم که سراسر هیجان است و مخاطب را تا پایان میخکوب میکند! فیلمساز روابط و دینامیک بین شخصیتها را به خوبی پرداخت میکند، نگاهی انسانی و همدلانه دارد و منویات انسانی را بر قانون ارجح میداند.
#جشنواره_فیلم_فجر
فیلمِ مهم جشنواره: #نیم_شب؛ بازنمایی و روایت تجربیات زیسته مردمی از جنگ ۱۲ روزه. اثری در همان فضای ملتهب و پرتنش همیشگی آثار #مهدویان با دیالوگ های کنایهآمیز و خط و ربطهای قابل بحث. درگیر روایت ایدئولوژیک نمیشود بلکه میکوشد نگاهی ملّی و مردمی ارائه دهد.
#جشنواره_فیلم_فجر
کشاکش غریزه مرگ و زندگی، گریز از بیگانگی و نیل به خودآگاهی؛ #استخر: کمدی جذاب و سرگرمکننده سروش صحت. سادگی، توجه خاص به جزئیات و عمیق شدن بر ارتباطات انسانی با رویکردی فلسفی و روانکاوانه همواره از مشخصههای اصلی سبک و جهانبینی سینمایی وی است.
#جشنواره_فیلم_فجر
وقتی موج فرار مغزها اینچنین سهمگین است، طبیعی است که کارها به دست نالایقانی بیفتد که در شرایط عادی حتی اجازه نفس کشیدن در راهروهای #رسانه_ملی را هم نداشتند!
#شبکه_افق#صداوسیما
با رفع مشکل اینترنت، تصاویر و ویدئوهای مربوط به وقایع هولناک دی عمق جانم را به درد آورد... .
میان جانباختگان مرزبندی قائل نیستم، همه آن عزیزان فرزندان #ایران بودند.
در آثاری که تماشا کردم، مفهوم "پدر" همچنان در مرکز توجه قرار داشت؛مفهومی که در سالهای اخیر در آثار هنری برجستگی چشمگیری یافته است. همان مفهومی که پیشتر در "ادیپوس شاه"، "برادران کارامازوف" و "توتم و تابو" به شکلی عمیق و بنیادین کاوش شده بود. اما چرا؟ چرا پدر؟#جشنواره_تئاتر_فجر
اثری قابل قبول و تأثیرگذار که از منظر جامعهشناختی و روانشناختی قابل بررسی بود. اگر چه بازیها و میزانسن چنگی به دل نمیزدنند، اما از تأویل جذاب و تأملبرانگیز آن نمیتوان گذشت و به نظرم مهمترین نکته اثر هم همین بود.
#تئاتر#یتیمچه#جشنواره_تئاتر_فجر
[به جا مانده از ۳ بهمن۴۰۴]
اثری که میتونست تا حدی مخاطب رو با خودش همراه کنه و با کاراکترهاش سرگرمی خلق کنه اما نمایشنامه خیلی نامنسجم و شلخته بود و کمدیهای ناخواستهٔ پی در پی هم تیر خلاص!
#برادرکِشی#جشنواره_تئاتر_فجر
[به جا مانده از ۲ بهمن ۴۰۴]
یه #تئاتر کوچیک و جمع و جور، بدون ادا و اطوار و البته بیادعا: #برادَرد. برای چنین اثری، همین که سازنده میدونست داره چیکار میکنه و چی میگه به نظرم کافیه.
#جشنواره_تئاتر_فجر
[به جا مانده از ۲ بهمن ۴۰۴]
نقد و بررسی #کتاب جدید دکتر سمیعی در #نشر_نی: کتابی تحلیلی، آکادمیک و قطور که همه را راضی میکند چرا که ایده مرکزی ندارد. گویی که میخواهد بگوید من همه این ها هستم و در عین حال هیچکدام نیستم!
از نظر جمع حاضر، رویکرد محافظهکارانه نویسنده برای به چاپ رسیدن کتابش بوده است.
پایان فصل اول- پرکشش و سرگرمکننده: #بامداد_خمار؛ اثری اقتباسی با رویکردی بازاندیشانه به مقولهی سنت. پایان داستان را از پیش میدانیم، اما فضاسازی تاریخی و خط و ربطهای جذاب، گیرایی خاصی به اثر بخشیدهاند. به لحاظ بصری چشمنواز است و سبک دیالوگها کاملاً متناسب و دلنشیناند.
اگر در رویارویی با تحولات اجتماعی (ززآ)، علاج در توسل به برخورد سخت یا ابزارهای تبلیغیِ سطحی دانسته میشود، سریال #بامداد_خمار در مواجههای فراتر از سطح امر و نهی، با خلق روایت فرهنگی، زمینهی بازاندیشیِ درونی و گفتوگوی غیرمستقیم را فراهم میکند. احسنت به خانم #نرگس_آبیار !