یکشنبه:
دیروز پدر و برادرم رفتند یک جای دور سرکار، من و مادرم در خانه ماندیم.گاه قدم میزنیم، گاه از پنجره بیرون را نگاه میکنیم،مادرم سیگار میکشد و من سر انسان ها داد میکشم.مادرم آشپزی میکندو من خوراکی زیادی میخورم.خوشحالم حتی اگر معلوم نباشد. برادرم را همان جا رها کنید.