جمال ثریا:
"ناگهان دیدم که از دستت عصبانی نیستم! دلشکسته هم نیستم، حتی قهر هم نیستم؛ خلاصه این که من دیگر با تو هیچ چیز نیستم ...!"
و شاید این غم انگیزترین پایان است ...!
أريد أن أنساك!
مثل حلمِ جنديٍّ في كلّ صباح،
يخطُرُ ببالِهِ، أن يقتُلَ القائدَ!
و باللّيلِ؛ يُجبَرُ بتنظيفِ حذائهُ!!!
میخواهم فراموشَت کنم؛
مثل سربازی
که صبحها،
در فکر قتل فرمانده است
و شبها،
کفشهای او را برق میاندازد!
@abouthdis دقیقا این چیزی بود که دیشب به مامانم می گفتم که من هر کاری کردم از ارتعاش مثبت و مدیتیشن تا خوندن حدیث کسا و نذر و چیزای دیگه ولی برنگشت مامانم گفت شاید خدا و کائنات میدونه تو لیاقتت یه آدم بهتره و نمی خواد تو به کم قانع باشی 🥲💔
حاربتُ لأجلِها لكن تَرَكَتني!
مثل الجنديُّ المحاربِ الّذي
يَتَخلّىٰ عن أصدقائهِ
المجروحينَ في الحرب…
بخاطرَش جنگیدم؛
أما
مرا رَها کرد!
مانندِ سربازی که در جنگ،
دوستانِ زخمیاَش را
رَها میکُند.
@siyakouly@siiamek کاملا موافقم خودم یکی از همین دخترا بودم که تهش پارتنرم خیلی قشنگ و با حرفای محبت امیز که تو خیلی خوبی و کنار من اذیت میشی و کسی لیاقتت رو نداره رهام کرد💔💔