فکر میکنم ادمایی که دورمن
باید بیشتر مراقب حرفایی که میزنن بهم، باشن
چون نمیدونن بعدش چقدر میتونن درگیری ذهنیمو گسترده کنن حتی ی کلمه از جمله.
خارشو گاییدم حتی الانم نوشتم فکر میکنم!!!
توی منشنها یک نفر حال پدرم رو پرسیده بود. این حال بابای عزیز ۷۰ سالهٔ منه بعد از کشته شدن مامانم. هر روز به خودم میگم: اما این پایان قصهٔ ما نیست. ما واقعاً اجازه نداریم اینجا تسلیم بشیم...
ممنونم که ما رو تنها نمیذارید. تو شادی ملی ببینمتون🤍✌🏻
#جمیله_شفیعی