اگه فهمیدید علاقه دارید, پایتون دیگه گزینه ی خوبی برای ادامه نیست مگر اینکه حوزه ی مورد علاقتون شدیدا به پایتون وابسته باشه.
اگه از js و فرانت خوشتون اومد همونو ادامه بدید.
پیشنهاد من برای کسی که از پایتون خوشش اومده java و c#
دلیلش هم بازار اشباع پایتونه.
من خودم برنامه نویس با تجربه ای نیستم ولی همین مقدار هم شاید کمک بکنه.
مهم ترین چیز زبانه ولی در حد b2 کفایت میکنه.
اگه از ریاضی بدتون میومد بعیده از برنامه نویسی خوشتون بیاد.
برای شروع و اینکه بفهمید ایا کلا علاقه دارید به این داستان یا نه پایتون یا js گزینه های خوبی هستن.
بعنوان کسی که میخواد اولین زبان برنامه نویسیش رو یاد بگیره سوالم اینه که اینهمه جا افتاده پایتون برای اولین زبان خوبه ولی از اون طرف کسایی رو میبینم که به پایتون متلک میندازن. چرا؟ چشه این بدبخت؟ بالاخره ما چیکار کنیم؟
بهنظرم واکنشها به علی بندری سه دلیل اصلی داره:
۱) یک نوع نگاه منفعل که برای بخش زیادی از مردم تحت فشار قابل پذیرش نیست
۲) فاصلهگیری احساسی نسبت به وقایع (کشتار) از دیماه به بعد
۳) تفاوت در چارچوب فکری؛ جایی که مسائل رو تدریجی میبینه، نه ناگهانی
شما حتی اگر یکبار کودکی رو به آغوش گرفته باشید، میدانید که چقدر بدنهای نازک و نحیفی دارند، اونقدر نازکتن که پیش خودتان فکر میکنید حتی ممکن است به نسیمی آزرده شوند.
جنگ و مرگ هرگز نباید متوجه کودکان باشد. هیچ کودکی در دنیا نباید بمیرد. نباید رنج بکشد.
ما مسئول بچههاییم، چه خودمان بچه داشته باشیم، چه نداشته باشیم. بچهها گنجینهی آدمیزادیاند. زندگیشان، شادی و آزادیشان به دست هیچکس و تحت هیچ شرایطی نباید هدف گرفته شود.
کودکان میناب در آن لحظهی نفرینشدهی مرگ، هیچ آغوشی برای پناه نداشتند و ما، همه، میدانیم که بچهها هنگام وحشت بلند فریاد میزنند، مامان.
کودکان میناب تا دنیا دنیاست، متاسفانه کودک میمانند.
نفرین به همهی مسببینش.
معلومه که مبارزه مدنی خیلی تاثیر داشت ولی در جهت قابل تحملتر شدن چیزی که بهمون تحمیل شده بود تاثیر داشت نه آزادی کامل. هیچ قانونی در ایران با مبارزه مدنی عوض نشد. فقط انقدر تعداد کسایی که اون قانون رو رعایت نمیکردن زیاد شد که هزینه اعمال قانون برای قانون گذار زیاد شد و عملا خیلی جاها بیخیالش شد. مثل حجاب، مثل ماهواره، مثل مهمونی، مثل دوستدختر-دوستپسر، مثل نوشیدن یا خوردن تو ماه رمضون! وضعیت برخورد با همه اینا تو سال مثلا ۱۴۰۳ حتی قابل مقایسه با دهه ۶۰ نیست و این فقط نتیجه مبارزه و نافرمانی مدنی عده خیلی زیادی از مردمه! عملا شرایط زندگی رو برای خودمون بهتر و قابل تحملتر کردیم که خیلی لازم و مهم بود ولی این به معنی رسیدن به «آزادی» نیست.
کنتور نمیاندازه که، اصلا به هر خودرو دو میلیارد میدن. ج.ا آه نداره با ناله سودا کنه که بخواد اینقدر هزینه کنه.
این دروغ های سبک اینترنشنالی رو تحویل مردم ندید.
فردی که هر شب در تجمعات حمایت از جمهوری اسلامی در تهران شرکت میکند، به من گفت برای هر تجمع به هر نفر با خودرو پنج میلیون و پیاده سه میلیون تومان پرداخت میشود.
او گفت در ابتدا کارت ملی ما را میگیرند و در انتها آن را تحویل میدهند تا مطمئن شوند کامل در تجمع حضور داشتیم.
توی جنگ اول یه لیترال سرچ داشت، توی این جنگ انگار بردنش روی وکتور سرچ.
تیپیکال همه ی پروژه های حکومتی، هر چیزی رو با نازل ترین چیزی که کار میکنه و احتمالا با بالاترین هزینه انجام دادن.
هرچقدر میخواید ایرانی بودن رو romanticize کنید و بگید تو زندگی های بعدی هم انتخابتون همینه، ولی من دیگه این حجم از فشار رو نمیتونم تحمل کنم! دلم میخواست اهل یک کشور بیحاشیه باشم؛ نه حتی اروپا و آمریکا. یک جای بیحاشیه مثل مالزی یا اوروگوئه!
نه جنگ و آسیب های جنگ گردن خواستاران جنگ بود و نه اعدام ها به گردن مخالفان جنگ.
از ابتدای امر اصلا نظر و گرایش ما مهم نبود، اگه اسلحه و ثروت نداری نظرت مهم نیست.
چهارتا توییت که تصمیم رقم نمیزنه، بیجهت احساس مهم بودن نکنیم و سعی کنیم بیشتر به دنبال راه موثر برای تغییر باشیم.
واقعا جالبه که خمینی فهمید یه عقل نگهدارنده برای نظام لازم داره، از رفسنجانی در راست تا موسوی در چپ و همین باند یونسی در اطلاعات و قوه قضاییه اما خامنه ای همه عقلای نظامش رو حذف کرد به عوض اینکه قوی تر بشه ضعیف تر شد، بدون هاشمی خامنه ای حتی یک دهه هم دوام نیاورد.
دلاوران گارد جاویدان،
به شما، به شجاعت و فداکاریتان درود میفرستم. در سه ماه گذشته، هزاران تن از شما در هستههای کوچک اما مؤثر در سراسر ایران جلوههایی درخشان از دلاوری آفریدهاید. آنچه شما کردهاید برای سدهها روایت خواهد شد. ملت ایران فداکاری شما و بهایی را که بهویژه در ۱۸ و ۱۹ دی برای آزادی میهن پرداختهاید هرگز فراموش نخواهد کرد.
به شما گفته بودم که کمک در راه است. اکنون آن کمک رسیده است.
از شما، دلیرترین و فداکارترین فرزندان ایران، میخواهم که بهعنوان نیروی پیشگام ملت، به هر شکل ممکن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را، که اکنون از آسمان زیر ضربات سنگین است، بیش از پیش فرسوده و تضعیف کنید تا زمینه فروپاشی نهایی آن فراهم شود.
در نظر داشته باشید که این، فراخوانی برای تظاهرات خیابانی نیست؛ بلکه فراخوانی به شما، جوانان گارد جاویدان، برای وارد آوردن ضربههای هوشمندانه و مؤثر به سرکوبگران خسته و فرسوده است تا راه برای حضور میلیونی ملت ایران در خیابانها هموارتر شود.
در عین حال، حفظ جان خود را در اولویت قرار دهید چرا که حضور شما در نبرد نهایی برای حفاظت از سیل میلیونی جمعیت، لازم و ضروری است.
شما از تبار رستم و کاوهاید و دشمنان شما از جنس ضحاک. در این نبرد خیر و شر، میان نور و تاریکی، شما در سوی درست تاریخ ایستادهاید و امید و دعای یک ملت بزرگ بدرقه راه شماست.
بیصبرانه در انتظار روزی هستم که در نخستین شهر آزادشده ایران در کنار شما بایستم و با هم پیروزی نهایی را رقم بزنیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
- آیا نظر من روی وقوع جنگ تاثیر داره؟
+ نه.
- آیا جنگ بشه خوشحال میشم؟
+ به هیچ وجه.
- آیا جنگ دوست دارم؟
+ نه، دیوانه نیستم!
- آیا توی جنگ آسیب خواهم دید؟
+ اقتصادی و روانی قطعاً، فیزیکی شاید.
- آیا بعد جنگ به رفاه و آزادی میرسیم؟
+ احتمالش کمه.
- آیا امیدوارم جنگ بشه؟
+ بله.